ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 255

منو برد به سمت اتاق .. با این جور ور رفتن ها با من دیگه منو کاملا حشری کرده بود . من خودمم مرض داشتم . اصلا معلوم نبود منی که خودمم  می تونستم راحت بیام و به این دم و دستگاههاشون نفوذ کنم این چه کاری بود . ولی خوبی این کار در این بود که شاید به موقعش می تونستم اونا رو بکشونم به طرف ملت . تا هم صدا با اونا بشن . و به اصطلاح صدای انقلاب ملتو بشنون . و باید کاری می کردم که اون بلایی رو که سر انقلاب 57 آوردن این نفوذی ها و این افراد سود جو بر سر این انقلاب نیارن . البته همه چی منقلب  شد . چون هر چی که داشتیم به دست گرد باد زمانه سپرده شد و دیگه بر نگشت . .  یه دستشو گذاشته بود دور کمر من و منو تا اتاق خواب راهنمایی کرد. با یه دستش هم لباسای منو حمل می کرد .
  -سالار خان . خیلی نکات امنیتی رو رعایت می کنی . در هر حال می تونی یه کاری برای من انجام بدی ؟
 سالار : من نمی دونم واسه چی این قدر از فتنه گران می ترسی . به یاری خدا و سربازان گمنام اسب سفید سوار  ما پیروزیم .
  کونمو به طرفش گرفتم و گفتم  سالار خان در چه مواردی تماشای کون و هیکل لخت یک خانوم خوش بدن و ناز و تپلی جایز می باشد ؟
سالار در حالی که آب از لب و لوچه اش آویزون شده بود گفت از دست من هر کاری بر میاد . من هر وقت که دلم بخواد می تونم با رهبر ملاقات کنم . خرم خیلی میره ..
 -رهبر میره ؟
یه نگاهی بهم انداخت و گفت نه خرم خیلی میره .
 -حالا می تونم این لباسامو بپوشم ؟ چیکار باید بکنم
 -گفتی یک بار از دواج کردی ؟ الان دیگه دوشیزه نیستی ؟
-این چه ربطی به این داره که برای ارسلان خان ما بخوای یه کاری بکنی .
 -برای ارسلان که نه برای خودم و تو .. اوووووووخخخخخخخ  .. هر کاری که بخوای برات می کنم .
 -جواب منو ندادی . تو الان منو لخت کردی . به نظرت منو بخوای این جوری ببینی این درسته ؟
-در مواردی که مصلحت نظام در کار باشه حتی میشه  اون جا های نادیدنی رو هم دید  -سردار خان . جایی هم مونده که شما زیارت نکرده باشین ؟ طواف نداده باشین ؟  همون جا کنار تخت شورتمو کشیدم پایین و در حالی که کونمو به طرفش قمبل کرده بودم گفتم اینم آخرین قسمت کار . برای این که مطمئن شی می تونی اون داخلو حسابی تفتیش بکنی .
 دستامو گذاشتم دو طرف کونم و با یه حرکات چرخشی و نرمشی طوری به کونم حالت داده و اونو در جهات مختلف می گردوندم که به خوبی متوجه بودم چه جوری چشاش گرد شده و از جاش داره در میاد .
-سالار خان .. اگه دوست داشته باشی می تونی یک تفتیش عمقی هم انجام بدی . این جوری امنیت نظام به خوبی حفظ میشه . تمام دولتمردان و روحانیون ما سیستم امنیتی قوی دارن ..
 می دونستم استیل فعلی من سوراخ کون و کسم هر دو رو گذاشته توی دید اون و به خوبی داره نشونش میده .  انگشتشو آورد جلو تر .. هنوز سیاستشو حفظ کرده خودشو لخت نکرده بود . ولی کیر شق شده داخل شلوارش عین یک چماق  یه حرکت رو به جلو به شلوارش داده بود .  
-دستات همین جور روی کونت باشه و اونا رو به دو طرف بازشون کن .
-اطاعت میشه سالار سردار سرورم .
 انگشت شستشو به آرومی فرو کرد توی کونم و انگشت وسطی همون دستو یعنی دست راستو فرو کرد توی کسم ..
-آخخخخخخخخخخ آخخخخخخخخخ کسسسسسسم کونننننننم سالار خان .. اوووووووفففففففف اگه من خوشم بیاد کمرم درد بگیره حرام نیست ؟ تو فکر این جا هاشم کردی ؟ ...
 -دست من نیست . من دارم تفتیش می کنم .
 -مگه چی می تونم اون داخل قایم کرده اشم .
سالار : اورانیوم غنی شده . همون چیزی که ما الان سالهاست بر سرش مذاکره داریم . -آره این دفعه توی اینترنت دیدم . عجب جلساتی داشتن . آدمو حشری می کرد .
 -تمام این فیلمها همه توطئه امریکا و اسرائیل و انگلیسه .
-چرا چین و روسیه و فرانسه و آلمان رو هم بهش اضافه نمی کنین . آخه همه شون داشتن با هم بر نامه سکس پارتی  اجرا می کردن . خود دنیا تایید کرده .. اون وقت امریکا میاد بر علیه خودش توطئه می کنه ؟
 سالار: شما حالا این جوری در جایی حرف نزن که خیلی خطر ناکه . عیبی نداره دنیا تایید کرده باشه . همه شون توطئه گرن . به خاطر این که نمی تونن پیشرفت ما رو ببینن به ما حسادت می کنن ..
-اووووووفففففف همین جوری که داری حرف می زنی کارت رو هم بکن .. انگشتات جادو می کنه . ببینم توی کس و کون من چیزی گیر آوردی ؟ اورانیوم که نبود ..
 -سالار : نهههههه همش داره نفت میاد بیرون .. سوخت رآکتور های هسته ای میاد بیرون . ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

3 نظرات:

ایرانی گفت...

با درود خد مت خوانند گان عزیز و نظر دهندگان و نظر ندهندگان گرامی ... چون فر دا رو نیستم داستانهای فر داشب رو الان گذاشتم ... شاد و تندرست باشید ... با سپاس : ایرانی

ناشناس گفت...

salam bar ostad irani...dastane 255 ghesmati ke sahle fogholadetarin seryal haye tlvesioniam 255 ghesmat nemishe donbal kard akharesh veleshun mikoni...dastanaye kutahe chan ghesmati khuban va inke be vaghiat nazik bashan hamashun takhayolio fantezian...man har ruz be omide ye dastane kutahe jadide real miam vali bazam hamun ghabliaro mibinam....motmaenan ba ghalami ke shoma darin hamchin datanayi ham mitunin benevisin khob... chan baram cm gozashte budam vali hamun ravie ghablie hamechi...mikhain ye nazarasanji bezarin ke hanandeha bishtar be che no dastani va be che sabki real ya fantezi va boland ya kutah alaghemandand.... bazam mamnoon va sryy babate enteghad

ایرانی گفت...

با درود به دوست مهربان و عزیزم . البته فر موده های شما به روی چشم ! و بسیاری ازآن به واقعیت نزدیکه .. ولی گاه علاوه بر داستان باید شرایط و اوضاع و احوال نویسنده رو هم در نظر گرفت . و اگه یکی از من بپرسه این داستانت در چه جایگاهیه .. درجه طبیعی بودن اون چقدره .. چه نقاط ضعفی داره .. نکات مثبتش کدومه به راحتی میگم . حتی ایرادات زیادی به ذهنم می رسه که شاید یک خواننده به علت مطالعه سریع ممکنه متوچهش نشه . دیگه از اون جایی که کارمندم و دیگه همسرم بیماره و این نویسندگی هم به عنوان یک فعالیت تفننی استفاده میشه و نفعش فقط نقع معنوی و دوستی با دوستان گلمه دیگه نمیشه بیش از این تمرکز داشت و اصلا یکی از آرزو های من اینه که یه روزی داستانهای سکسی ننویسم . اصلا حس و علاقه ای به نوشتن این داستانها ندارم . وقتی که استعداد بالقوه خودمو و مهم تر از اون عشق و علاقه و احساس و ذوق خودمو در نوشتن داستانهای عشقی و ادبی و خاطره می بینم هیچ انگیزه ای برای نوشتن داستانهای سکسی ندارم . کسی هستم که تا به حال حتی یک سکس خلاف نداشتم . یک دوست دختر داشتم که با همون از دواج کردم . تا دقایقی دیگه 3 تا پست منتشر می کنم .. فکر می کنی اینا رو در چه شرایطی نوشتم .از طرفی این 3 پست رو فقط خواستم بنویسم و سیاه کنم .. البته نمیگم خیلی بی خود شده ولی حاشیه پردازیشو ..گفتارشو زیاد کردم چون در این چند روز 3 یا چهار ساعت خوابیدم .... اگه بدونی تعجب می کنی که چرا من این جام و می نویسم . در نهایت بی خوابی .. پس از هفت هشت ساعت در مطب دکتر و ....بودن ..البته من خودم بیمار نبودم ... و اما در مورد داستانها ... داستانها به سبک های گوناگون نوشته شده .. سلیقه های مختلف رو در بر داره .. اما در مورد سوپر داستان زن نامرئی .. علاوه بر دارا بودن فانتزی سکسی یک حقیقتی رو در بر داره . اون چیزی که باید باشه . اون چیزی که هست . ممکنه دولتهایی که پشت پرده با هم دوستند سکس نداشته باشن ولی دوستی شش به علاوه یک واقعیته .. راهکار ها واقعیته .. مردم باید چیکار کنن .. باید از درد ها شون گفته شه .. کلی داستان بی خود و بی سر و ته و یکنواخت و شاید هم متنوع سکسی نوشته شده باشه .. یکی هم باید بیاد و نشون بده حقیقتی رو که باید یه روزی واقعیت شه . واقعیت مهم نیست . حقیقت مهمه . تو به هیچ وجه نمی تونی بگی کدوم داستان واقعیه کدوم داستان تخیلیه .. اصلا اون چیزی که نویسنده می نویسه حتی اگه واقعی باشه بازم تخیلیه . من یک دوستی داشتم که با زن عموش رابطه داشت . ازش پسر دار شد .. به نظرت اگه این داستان تا چه حد می تونه در واقعیت روی بده . واقعیت یعنی اون چیزایی که اتفاق افتاده حتی اگه یک بار باشه .. بعضی ها عاشق فانتزی هستند ..من الان دو سه هفته هست می خوام یک داستان تک قسمتی بنویسم وقت نمی کنم . چون نوشتن داستانهای تک قسمتی فضا سازی و صحنه پردازیهای جدید می خواد و منم وسواسی هستم . و از طرفی این داستانهای نیمه کاره رو که نمیشه رها کرد . یکی از من یه داستانی خواسته بوددر مورد سکس پسر با مادر و دختر عمه هاش ..این داستانو نوشتم . شاید نوشتن اول تا آخر داستان دو ساعت هم نکشیده باشه ولی دوهفته این داستان زیر دستم بود و از وسطای داستان تا آخرشو هول هولکی نوشتم . سریع رد شدم . از طرفی حساب کن من تا حالا بیش از 6000 قطعه سکسی با هزاران صحنه و تشریح سکس نوشتم و تا همین جاش با همه کم و کسری هاو کاستی ها و انتقاداتی که خودم برش وارد می دونم یک معجزه حساب میشه که این جوری بشه نوشت .. اما واقعا حس می کنم داستانهای سکسی داره فسیلم می کنه همون جوری که منم دارم داستانهای سکسی رو فسیل می کنم . اگه نوشته های غیر سکسی منو بخونی به من حق میدی که چنین عقیده ای داشته باشم و به همین صورت کج دار و مریض رو هم به خاطر گل روی دوستانه که پیش می برم البته داستان زن نامرئی که بخواد حق مطلب رو به نهایت اوج برسونه حداقل 50 قسمت دیگه ادامه داره . . نظر لطف دوستان گلی مثل شماست که در همین حد هم به من انگیزه میده . دست گلت درد نکنه . با درود و تشکر و نهایت احترام : ایرانی