ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز استاد و دانشجو .. عروس و مادر شوهر 34

مهوش که می دونست کارینا در چه حال و وضعیه تا می تونست فشارشو روی کس کیمیا زیاد کرده بود و اون طرف هم کارینا داشت به همین سبک به ماریا حال می داد ..
کیمیا : مهوش منو کشتی . هر دفعه که می کنی آدم فکر می کنه واسه اولین باره که داری این کارو می کنی . من اون لباتو بخورم اگه لبام بهش نرسه .. می دونم چیکارش کنم .
مهوش فقط داشت کارشو می کرد و کیمیا هم از هوس زیاد همچنان داشت واسه خودش حرف می زد . 
-آهههههههههه کسسسسسم کسسسسسسسم ... مهوش ..مهوش بخور .. بخوررررششششششش ..
کارینا از جاش پا شد  خودشو انداخت رو ماریا . پاهاشو باز کرد . دستاشو انداخت دور کمر ماریا و خودشو انداخت رو تن اون و کاملا بهش چسبید و با حرکاتی خاص خودشو قسمتهای حساس بدنشو به تن ماریا می مالید . کیمیا هم که اسیر لب و دهن مهوش شده بود زیر چشمی یه نیم نگاهی به عشقش کارینا داشت . باورش نمی شد که تونسته باشه این دختر سر سختو تا به این جا آورده باشه . با همه حسادتهاش  از این که تونسته تا این حد موفق باشه کیف می کرد و به خودش می بالید . ماریا هم نعجب می کرد چه طور شده که اون دختری که کیمیا ازش می نالیده تونسته که تا به این اندازه در کارش موفق باشه که اون این قدرزود به ار گاسم نزدیکش کنه . اون کسشو دقایقی قبل روی کس کارینا حرکت می داد ولی این که کارینا همین کارو در مورد اون انجام بده این واسش بیشتر لذت داشت و حس می کرد که داره آتیشش میده  . سرشو به عقب خم کرده و میله های تختو می فشرد . کارینا لبا شو رو لبای ماریا گذاشت . کیمیا وقتی اون شور و حال و حرکات عروسشو می دید با این که از کارای مهوش خوشش میومد انتظار لحظه ای رو می کشید که با کارینا تنها شه و سر تا پاشو غرق بوسه کنه .
 کیمیا : مهوش جون مهوش فدات شم . کسم داره خالی می کنه .. داره خالی می کنه ... تند تر تند تر . خودت که واردی . من نازتو بخورم . می خوام . می خوام ..
کارینا هم واسه این که به مادر شوهرش نشون بده کارای اون دست کمی از لذت دادن های مهوش نداره فعالیت خودشو زیاد تر کرد و با حرکات انفجاری بیشتر و سریع تری روی کس ماریا فریاد اونو بیشترش کرده بود .. مهوش هم داشت به این مسئله فکر می کرد که چه جوری کارینایی که کیمیا واسش نگران بود تا به این اندازه نتونسته موفق باشه که صدای عروسشو ببره بالا آخه اون با شرایط ماریا به خوبی آشنایی داشت و می دونست تا وقتی که به نهایت لذت و کیف نرسه این جوری ناله نمی کنه .
 ماریا : کارین عزیزم .. یه کاری بکن . من دارم می میرم . می خوام زود تر تموم کنی . می خوام منو بسوزونی . آتیشم بدی . زود باش . تموم کن . خوشم میاد . لذت می برم .
مهوش هم حواسشو جفت کرده بود که ناله های کارینا روش اثر منفی نداشته باشه . کف دستاشو رسونده بود به زیر بغل کیمیا و از اون جا به طرف شونه هاش رفت . کیمیا حس می کرد که بدنش داره داغ و داغ تر می شه . 
 -مهوش ..مهوش جون .  تو که می دونی باید چیکار کنی . دیگه از من هیچی نمونده . منو برسون به همون جایی که همیشه می رسوندیش ..
 ماریا که بغل دستشون بود و حرفاشونو می شنید گفت و همون جایی که  تو مامانو می رسوندی ..
کیمیا : فدای  مادر شوهر گلت بشم من که تو رو از وصله تنش هم بیشتر دوست داره ..
مهوش  سعی کرد حواسشو فقط جفت کس خوری کیمیا بکنه . قسمتی ازکس کیمیا رو بین لباش طوری قرار داده بود که در هر فشار و مکش کیمیا تمام دهنشو باز می کرد .. مهوش دیگه متوجه شده بود کمتر از یه دقیقه دیگه می تونه به این امید وار باشه که کار اون تمومه. و همین طور هم شده بود ...
-اووووووووووفففففففف ... مهوش حالا می تونی به لبات بگی وایسه .. بگو وایسه .
 کیمیا در حالی که جیغ می کشید و صداش می رفت بالاتر می گفت دیگه نمی خوام بیشتر از این جیغ بکشم .
کارینا خنده اش گرفته بود . و با خودش می گفت که من باید کاری کنم که صدای کیمیا جونم بالا تر بره .. ماریا هم یه حس لحظات آخر قبل از ار گاسمو داشت .. کارینا پاهاشو انداخت رو شونه هاش و سرعتو چرخش و اصطکاک کس روی کسو هر لحظه بیشتر وبیشترش می کرد ...
ماریا : اوووووووههههههههه مااااااماااااان مااااااماااااااان ... کارینا منو کشت کشت ...
 کیمیا رفت سراغ ماریا ..مهوش فقط به صحنه نگاه می کرد . کیمیا صورتشو به صورت ماریا نزدیک کرد . کارینا هم در یه حالتی قرارداشت که که فقط می تونست دستاشو رو پاهای ماریا قرار بده . مهوش هم اومد به سمت اونا . لبهای عروسشو که اسیر لبان کیمیا دید و کس اونو چسبیده به کس کارینا دستاشو انداخت رو سینه های ماریا ... و سه تایی مشغول حال دادن به ماریا شدن ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی