ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 133

چقدر این پر هام داغ بود و چقدر هم به من چسبید این طرز خیس کردنش  و آبی رو که ریخت توی کسم . هر چی بیشتر می ریخت احساس تشنگی بیشتری می کردم . 
-جووووووووون بازم می خوام . می خوام . می خوام آب بده ...
 اون دیگه از حال رفته بود . ولی من همین جور در حال چلوندن کیرش بودم . ولش نمی کردم . کونمو دور کیرش می گردوندم . دستامو  از پشت رسونده بودم به کونش و تا حدودی به کمرش و اونو محکم به سمت خودم می کشیدم تا نذارم که کیرش فرار کنه و تا جا داره آبشو خالی کنه توی کسم . می خواستم خوب خسته اش کنم . خودمم به اندازه کافی حال داشتم که بازم سر حالم کنه . هنوز از کون دادن سیر نشده بودم . بازم دلم می خواست. الان باید حسابی ورزش و نرمش کیر می کردم تا به یه آمادگی مطلوب برسم که در مقابل جبار کم نیارم . اون دفعه خوب حالشو جا آورده بودم که برام هدیه هم گرفت و از طرفی بازم تمایل نشون داد که با من باشه . و به قول  دنیا معمولا جبار یک زنی رو دوبار نمی گاد و ببین من چه اعجوبه ای بودم که اون  یک بار دیگه هوس گاییدن من به سرش افتاده . اینو باید به فال نیک می گرفتم و از این با حال تر نمی شد . دستمو رسوندم به کیر برادر شوهرم و گفتم چیه می بینم خسته شدی وا رفتی .. تو که از داداشت کم سن تر و جوون تر و سر حال تری تازه زن هم نداری بگیم که خیلی خسته ات می کنه و شیره جونتو می کشه . زود باش .. زود باش اون کیرت رو فرو من توی کونم تازه سر حال اومدم گرم افتادم می خوام که منو بکنی .. خستگی رو در چهره پر هام می دیدم ولی واسه این که نشون بده هنوز هم قدر تمنده و کم نیاورده دیگه دستورات منو اطاعت می کرد .
-آفرین .. زود باش .. اسلیو گل خودم .. برده نازنین من ...
یک بار دیگه شروع کردم از این کس شرات خارجی   رو گفتن  .. از این بازیهای مسخره میسترس اسلیوی که مرد رو سگش می کنن و یه قلاده میندازن گردنش رو زمین می کشن . این دلقک بازیها حتی  به درد این نمی خوره که ازش فیلمهای کمدی بسازن  . چیکار کنم عقیده من آتنا اینه دیگه . ممکنه یکی خوشش بیاد از این کس کلک بازیها ... انگار دل به دل راه داشت .. اونم با چه تضادی ..
 -زن داداش ..من سگت میشم .. قورباغه ات میشم .. می خوای یه طناب بنداز منو دور اتاقا بگردون برات واق واق کنم . کف پاتو بلیسم .. خیلی حال میده ...
 ظاهرا کیرش شل شده بود و دوست داشت که یه چند دقیقه ای رو در خد مت ار بابش باشه و بعد از شق شدن کیر اونو فرو کنه توی کونم .... خنده ام گرفته بود ...
 -اسلیو جان بهت دستور میدم که یه کاری کنی که این کیرت برای ورود به کون خستگی نا پذیر من آماده شه ... دیگه وقتی یک مرد این جاست من که نباید برم سراغ موز و خیار و هویج و بادمجون و اگه اینا هم نباشه برم سراغ لوله جارو برقی .... هیچی دیگه یه پنج دقیقه ای از این بازیهای مسخره ارباب رعیتی رو روش پیاده کردم و اونم عین سگ واق واق می کرد ...
 -اسلیو جان ! فقط حواست باشه عین سگ منو گازم  نگیری ..
دیگه داشت حوصله مو سر می آورد . تا این که یه دستی به کیرش کشیدم و یه دو دقیقه ای واسش ساک زدم تا کیر به حدی رسید که بتونه با یه فشار و استارت بره توی کونم -پرهام .. حالا بذار بره توش ... بره توش که کونم خیلی خسته شده و یه ماساژحسابی می خواد .. عضلات مقعد من خون مردگی پیدا کرده .
-زن داداش کرم نزنم ..
-نه .. خوبه .. کونم باید عادت کنه ... دیگه این سوسول بازی مال تازه کاراست .... اینم از اون سوتی های تازه بود . یعنی این که من از بس کون دادم یا عادت کردم یا این که گشاد شدم . دیگه از دستم عاجز شده بود .
-زود باش .. زود باش .. دیگه . این قدر دستپاچه نباش .. بالاخره یک بار دیگه موفق شد که کیرشو بکنه توی کون زن داداشش و اون ورزشی رو که انتظارشو داشتم بهم بده .. ورزش با یه نرمش با حال و جانانه .. دستامو گذاشته بودم رو قاچ کونم و تا اون جایی که دردم نگیره اونا رو بازش می کردم و مدام این تصور رو می کردم که جبار خان داره منو می کنه ..
 -عالیه پرهام جون . من که خستگی ام همه رفع میشه .. خیلی با حالی .. ول کنش نبودم . با اون آبی که ازش کشیده بودم به این زودی ها هم واسه یک بار دیگه انزال بشو نبود و خیلی راحت کونمو می کرد منم دست از سر کیرش ور نمی داشتم . .... این موبایلم داشت زنگ می خورد ... جبار بود .. اوخ جوووووون .. حالا دیگه دوست داشتم خودمو زود تر از دست این پسره خلاص کنم ببینم اون چی میگه .. در همون حالت کون دادن گوشی رو بر داشته گفتم بعدا باهات تماس می گیرم .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی