ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسر و مادر و دختر عمه هایش

فرشید 22 سالش بود و با مادر42 ساله اش فرشیده زندگی می کرد .  یک سالی می شد که پدرشو از دست داده بود. خواهر کوچیک ترش فرشته قبل از فوت پدر از دواج کرده به شهرستان رفته بود . اون حالاهمه کاره خونه اش شده بود و کتابفروشی پدرشو اداره می کرد و از اون جایی که در منطقه مناسب آموزشی فر هنگی قرار داشته و از نظر تجاری مکان مناسبی هم بود فروشش خوب بود .   یه مدتی بود که هر چند وقت در میون دختر عمه هاش چند روزی رو میومدن خونه اونا و اون جا  بودن .. یا این که مادرش می رفت خونه دختر عمه بزرگ ترش که شوهرش به خاطر اختلاس بود زندان . دختر عمه بزرگتر اسمش بود فرزانه و 36 سال داشت لاغر بود ولی همچین اندام بدی هم نداشت . دختر عمه کوچیک تر  هم اسمش بود فریبا .. فریبا یعنی دختر عمه کوچیک تره مثل زندایی اش فرشیده اش کون گنده و سینه هایی درشت داشت . اون 34 سالش بود و شوهر نداشت . تا به حال ازدواج نکرده بود فقط یه بار بله برون کرده بودند که چند وقت بعد به هم خورد . فرشید از اون جایی به  رفتارشون مشکوک شده بود که چند بار دیده بود وقت و بی وقت و بدون این که متوجه باشن فرشید مراقبشونه دارن به کس و کون هم دست می زنن . یکی به سینه یکی دیگه چنگ مینداره . هر چند این کار خیلی سریع انجام می شد و مکث زیادی هم نمی کردند ولی فرشید خیلی زرنگ بود . تا این  که یه روزی  که دختر عمه هاش که خونه بودند و واسه خالی کردن آشغالا رفته بود دم در یه کارتن کوچیکی که  تصویر غریبی  داشت توجه او نو به خودش جلب کرد . تصویر یه کیر مصنوعی بود .. فوری درش آورد .. آدرس جایی  گوشه کناراش  نوشته شده بود . ظاهرا یکی به آدرس اونا کیر مصنوعی فرستاده بود . تازه داشت دو زاریش می افتاد که اونا با هم لز دارن ..  یه شب جمعه ای  مادرش و دختر عمه هاش می خواستن خلوت کنن گفت که می خواد بره خونه یکی از دوستاش ولی نرفت و همون جا موند . خیلی دلش می خواست صحنه حال کردن اونا رو ببینه . مخصوصا دختر عمه هاشو . ولی از این که مامانش لذت ببره و به هیجان بیاد و با کیر مصنوعی ور بره حالش گرفته بود . خونه شون یه حالت دوبلکس داشت . از قسمت بالا یه نگاهی به پذیرایی پایین انداخت . با انواع و اقسام آهنگ ها می رقصیدند و شاد بودند . با ورش نمی شد که مادرش این قدر با حال برقصه . فریبا تپل و خوشگل هم که مدام به سبک عربی موهاشو افشون می کرد و اونا رو مینداخت رو کونش . خیلی جذاب می شد . فرزانه که لاغر بود و شوهرشم زندان بود پاهای کشیده ای داشت . خیلی ناز بود . و مادرش با اون سینه های درشت و کون بر جسته حسابی سنگ تموم گذاشته بود . سوتین ها شونو در آورده بودند و اون سینه های درشتشون تلو تلو می خورد .. اوووووووففففففف عجب شورتای فانتزی داشتن .. با آهنگ های شاد و ریتمیک به سبک بابا کرم کونشونو از پشت می زدن به هم . فرشید دستش رفته بود رو کیرش . سعی می کرد توجه خاصی نسبت به مامانش نداشته باشه . ولی حس کرد که یه جورایی هم داره از مامانش خوشش میاد .. آخه اونا چند تا کیر مصنوعی با خودشون داشتند و می ذاشتن دهنشون یا این که می مالوندند سر کس و کون و سینه های همدیگه .. رو این حساب حرصش می گرفت که چرا مامان فرشیده اون به کیر غیر توجه داره و برای همین هیجان زده می شد و حساب می کرد اگه یه وقتی یه غریبه ای بخواد با مامانش حال کنه بهتره که خودش این کارو بکنه ..
 فرشیده : بچه ها بریم اتاق خواب ؟
فریبا : فرشیده جون همین پذیرایی خوبه .. من الان نمی تونم در جای در بسته زیاد فعالیت  داشته باشم . انگار الان حسش نیست و دلم می گیره .
 این به نفع فرشید تموم شد . اگه اونا میرفتن اتاق خواب دیدنشون خطرناک بود ..  فرشیده رفت به سمت فرزانه شورتشو کشید پایین .. فرشید منتظر این بود که شورت مامان فرشیده و دختر عمه فریبای اون از پاشون پایین کشیده بشه ... فرزانه شورت خواهرشو پایین کشید و فریبا هم این کار رو برای فرشیده انجام داد .. فرشید دیگه منتظر نشد که اونا ور رفتن با همو شروع کنن . جق بر او واجب گردید . داشت فکر می کرد به کون کی نگاه کنه جق بزنه .. لباشو گاز می گرفت فکرشو منحرف می کرد که نسبت به مامانش احساس بدی نداشته باشه . با خیال فریبا جق زد ... سه تایی شون با هم ور می رفتن .. کس و کون و سینه های همو لیس می زدند .. روی هم دراز می کشیدند . درست همون حرکاتی که در فیلمهای لز بار ها و بار ها دیده بود و می دونست که تمام این فیلمها شبیه به همند حتی اگه هزاران فیلم ساخته بشه و تمام داستانهایی هم که در این خصوص نوشته میشه اسکلت و درون مایه اونا کاملا مشابه و تکراریه .. چون دیگه چیزی نداره .. کس روی کس و بغل زدن و نگاه هوس آمیزانه .. با این حال می دونست که این جا داستان تکراری و خسته کننده و فیلمهای یکنواختی نیست که اونو زده کنه . این جا یک واقعیته ... تا اون جا که با هم ور می رفتن برای فرشید قابل تحمل بود ولی وقتی که دید مادرش به خودش کیر مصنوعی آویزون کرده و داره نفر جلویی اش فریبا رو می کنه و فرزانه هم با یه کیر دیگه از پشت کرده توی کون مامان فرشیده  لجش گرفت . دوست نداشت مامانش با یه چیزی غیر از  کیر باباش ار ضا شه .. ولی باباش که مرده بود .
فرزانه : کاش یه کیری بود که از پشت منو می کرد .. دستمون جور می شد ...
 فریبا : چیه خواهر نکنه دوست داری پسر دایی فرشید بیاد تو رو بکنه .. دلت می خواد ؟
 فرشیده : خجالت بکشین به پسرم کاری نداشته باشین . فرزانه مگه تو شوهر نداری ؟ فرزانه : من که چیزی نگفتم ..
 فرشیده : ولی از حالتت معلومه که بی میل نیستی ...
فرشید مونده بود که چیکار کنه . با این که یک بار آبشو خالی کرده بود ولی حس می کرد که بد جوری هوس  کس و کون دختر  عمه ها شو کرده ...دیگه زد به سیم آخر  خودشو که کاملا لخت کرده بود . پرید وسط اونا ... اول فرزانه کیر مصنوعی رو از کس فرشیده بیرون کشید و بعدش پشت سر اون فرشیده هم سریع کیر رو از توی کس فریبا در آورد  . چشای فرشید گرد شده بود با این که دقایقی قبل دیده بود ولی به اینش توجه نکرده بود .  . باورش نمی شد که فریبا راه عبورش باز باشه . فریبا فکر کرد زلزله اومده . قبل از این که بفهمه چی شده فرشید پرید روی کون فریبا . اونو از پشت گرفت .. فریبا اولش ترسید و یکه خورد .. ولی وقتی که فرشید رو با اون کیر کلفت و اندام خوش تیپش دید رضایت داد که خودشو تسلیم اون کنه . فرشید کیرشو کرد توی کون دختر عمه خوش اندام و تپلش فریبا ... فرزانه و فرشیده رفتن قایم شدن ...
 فرشیده : آبروم پیش پسرم رفت .
فرزانه : برو یه کاری بکن اون داره خواهر منو می کنه . ..
 فرشیده : دوست داشتی تو رو می کرد ؟..
صدای بر خورد کیر فرشید به کون تپل فریبا...  فرشیده رو وسوسه کرده بود ..
 فرزانه : زن دایی من دارم میرم ...
 فرزانه خودشو رسوند به اون دو نفر . می دونست که اگه کنار فرشیده باشه نفعی نمی بره .
 فرشید : حالا شما سه تایی تون با هم حال می کنین . با مادر من ؟ مادر من یه عمریه کیر بابامو خورده ..
 فرزانه : حالا ناراحت نباش فرشید جون این کیر فعلی  مصنوعی بوده .  
فرشید : نه جون من بیاد طبیعی شو بخوره .
فرزانه : حالا من از دلت در میارم .
 قمبل کرد و به فرشید گفت که بکنه توی کونش ..
فرشید : مگه نمی بینی که دارم خواهرت رو می کنم ؟!
 فرزانه : عیبی نداره .. خواهر کوچیک تر منه حرف گوش میده ..
 فریبا : مگه تو خودت شوهر نداری ؟
 فرزانه : توی زندونه .. مگه نمی دونی ..
دو تا خواهر نزدیک بود با هم دعوا بیفتند .. فرشید که جق زده بود کمی مقاوم بود .. فرشید : فریبا توی کست خالی نمی کنم ..
فرزانه : بریز توی کس من .. من قرص می خورم ..
فریبا : می تونی توی کس منم خالی کنی . من تازه پریودم تموم شد بار دار نمیشم ..
 -توی کس هر دو تاتون می ریزم . کون شما رو هم می کنم ...
 اون طرف فرشیده فقط داشت اونا رو نگاه می کرد و به شدت تحریک شده بود .. فرشید دستاشو چسبوند به سینه های فریبا .. فرزانه لباشو گذاشت  رو لبای خواهرش و دو تایی کاری کردند که فریبا ار گاسم شد . بعد پسر  رفت  سراغ  فرزانه . فرزانه رو  یه سرویس از روبرو کرد و ار گاسمش کرد ...   خواست کونشو هدف بگیره که فریبا برای کون دادن داوطلب شد . فرشید هم بیشتر راضی بود که کون فریبا رو بکنه . حسابی تپل بود..
 فرشید:  فریبا جون . دختر عمه خوشگلم چه کون تپلی داری ! ..
سوراخ کونشو با کرم چرب کرد و فرو کرد توی کونش .. فرشیده که می دید پسرش حسابی دختر عمه هاشو کرده به شدت حشری شده بود . دیگه به این فکر نمی کرد که فرشید پسر اونه . فقط کیر می خواست .. رفت جلو .. داد و بیدا رو شروع کرده بود ... رفت سمت فرشید .
فرشیده : پسر تو خجالت نمی کشی .. این چه وضعشه ..
 کیر فرشید رو از ته گرفت توی دستش و ادای آدمای خشمگین رو در آورد .
 فرشیده : من اینو بزرگ کردم که جلو چشای من خلاف کنه ؟
 فرزانه کرم اونو فهمیده بود ..
فرزانه : پسر دایی مامانت کسش می خاره . کیر می خواد ..
 فرشید : زشته دختر  این حرفو نزن ...
فرزانه : من یک زنم اونو بیشتر و بهتر درک می کنم .
فرشیده : زشته اون پسرمه ..
 فریبا :پسر دایی ! اگه زن دایی رو نکنی اون میره به بقال و میوه فروش سر کوچه کس میده . تو اونو بکنی خیلی بهتره ...
 فرشید به فکر فرو رفت . دلش نمیومد .. ولی از یک طرف فریبا دست فرشید رو گرفته و از طرفی هم فرزانه دست فرشیده رو گرفته بود و اونا رو به هم رسوند ن.  فرشیده همین که کیر فرشید رو روی تن خودش حس کرد حس کرد که شوهر مرحومشه . فرشید هم شباهت زیادی به اون داشت . دیگه خودشو قانع کرد که شوهرش داره اونو می کنه .. فرشید یه ضرب کیرشو کرد توی کس مامانش . دختر عمه هاش واسش کف زدند .. پسر اون قدر لذت برد و حالی به حالی شد که در جا توی کس مادرش خیس کرد . بعد بدون این که کیرشو در بیاره در همون حالت اونو روی تخت خوابوند . خودش زیر قرار گرفت و فرشیده روش . دو تایی با هم فعالیت می کردند .. فرشیده به هر چی که دور و بر خودش بود چنگ مینداخت . حسابی داغ داغ کرده بود ... فرشید سینه هاشو می خورد .. یه لحظه فرشیده خودشو از کیر پسرش جدا کرد . آب کسش با فشار ریخت رو صورت و بدن فرشید .. فرشید با هیجان آب کس مادرشو می خورد .. بعد از اون چهار تایی  کنار هم قرار گرفتند ... با هم قاطی شده بودند .. حالا اون سه تا زن که از لز لذت می بردند  از این که هر وقت هم هوس کردند می تونن با یه مرد باشن بی اندازه خوشحال بودن . تا صبح به شیوه های مختلف یا هم حال می کردند .. در یکی از ایم حالتها فرزانه و فریبا دو طرف فرشید قرار گرفته و پسر دستشو گذاشته بود رو کس اونا و مادرش اومد با لا سرش و کسشو گذاشت رو دهن فرشید و فرشید کس مامانشو لیس می زد .... چهار تایی شون طوری کنار هم خوابیدن و بیدار شدن که همه شون حس می کردند این شیرین ترین خواب زندگیشون بوده .. و شیرین ترین بیداری وقتی که می خواستند روز شیرین دیگه ای رو همراه با هوس و عشقبازی شروع کنند .... پایان ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

ناشناس گفت...

زیبا بودممنون.اگه امکان دارد یک داستان در مورد سکس پدر با دختر بنویسید که در اون دو تاپدر دختراشونو با هم عوض میکنن.ممنون میشم

ایرانی گفت...

اطاعت میشه ..و اتفاقا من یادم مونده که هشت ده روز پیش این درخواستو داشتی اما از اون جایی که این روز ها به علت بیماری های بسیار شدید یکی از نزدیکانم ذهنم مشغوله و داستانهایی رو که نیاز به فضا سازی و صحنه پردازی جدید داره فکر بیشتری می خواد رو این حسابه که هنوز این داستانو پدران و دختران رو ننوشتم ..حتی این داستان بالا رویعنی پسر و مامان و .. چند ماه پیش یکی خواسته بود ..حالا هم که نوشتم به اون قسمت سکس که رسید دیگه واقعا فکرم همچین آشفته بود که خیلی سریع رد شدم داستان می تونست قوی تر از این نوشته شه ..در هر حال از همراهی تو نازنین سپاسگزارم . دست گلت درد نکنه .. با احترام : ایرانی