ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 139

جبار بیشتر از من هیجان داشت .  واقعا شده بود عین آدمای ندید بدیدی که تازه چشمشون به یه زن میفته ..
-آههههههههه جبار جبار . چقدر تو حریصی . چقدر منو دوست داری . چقدر برای همه چی ارزش قائلی  .
 کف دستای کلفتشو گذاشته بود روی کون من و با چنگ اندازی به روی اون امونم نمی داد . ولم نمی کرد .
 -آتناااااااااا .. جوووووووووون .. هر بار که می بینم انگار بهتر از دفعه قبل شده ..
 -اووووووفففففف جبار تو که دو دفعه بیشتر ندیدیش .
 - در همون دو دفعه هم بار ها و بار ها دیدمش . همین حالا هم همین حسو دارم .. یک دقیقه دیگه هم یه احساس تازه ای دارم .
-اووووووههههههههه  امون از دست تو و زبون تو که اصلا حریف  اون نمیشم . 
-منتظرم که کی پشتتو کونتو آزادش کنم و زبونمو بکشم رو اون سوراخ کون نازنین تو .. وووووووووییییییی ... چقدر حال میده ....
 شمعها به اندازه های مختلف بودند . چقدر حرص زده بودم  . چه خبر بود این همه شمع به اندازه های مختلف ! راستش چند تا فیلم دیده بودم که مردا دارن از این فرم استفاده می کنن . حالا این یه حس داغ بود یا نه احتمالا هوس رو به یه صورتی پخشش می کرد . دوست داشتم منم این حسو داشته باشم . وقتی اونا می تونن چرا من نتونم . با شیرین که در این مورد حرف زده بودم اون می گفت که این می تونه قابل تحمل باشه . یه بار امتحان کرده بودم . راست می گفت . یه حرارتی داشت که تا می رفتی فکر کنی چه حسی بهت میده برات عادی می شد . ولی امید وار بودم لک نکنه .. مهم هم نبود . دیگه می تونستم واسه شوهرم پژمان هر چیزی رو بسازم .
 -جبار اوووووووخخخخخخخ یه خورده بیشتر فشارش بده بره . دلم می خواد تا آخر کیرت بره توی کوسم . بکن .. بکن دیگه . مگه غذا نخوردی ؟ بکن .. بکن .. بازم فشارش بده که بره . نترس راه باز می کنه ...
-آتنا .. کس تو  و کس همه آدما تا یه حدی جا داره ..
-وووووویییییی نهههههههههه تو از کجا از کس بقیه خیر داری . تو که این قدر شیطون نبودی . نبینم عشق من بی حیا باشه ..
 - این کیر واسه توست . واسه تو عشق خوب من .
چشامو بسته بودم ..  یکی از شمعهایی رو که سفت تر و کلفت تر بود دادم به دستش .. -عزیزم ببین  توی اون کاسه کنار تخت من روغن زیتون گذاشتم . می تونی این شمع رو با اون روغن چربش کنی بذاریش توی کون من  .. بکن .. بکن .. بکن توی کون من . می خوام عادتش بدی که وقتی کردی توش دیگه یک دفعه درد نکشه .. من اینو واسه این می گفتم که حتی پنج دقیقه دیگه هم طاقت نداشتم که کون من بی کیر بمونه .  وگرنه کیر جبار هم تا می رفت توی کون من می تونست همون عشق و حال رو برای من به همراه داشته باشه و دردم نیاره .. یا اون جوری نباشه که دادمو در بیاره .  خودم دور شمع کلفت رو روغن مالی کرده  و اولش دهنمو گذاشتم رو اون شمع . مثل  یه کیر ساکش زدم و بعد دستمو دورش لول کرده و به صورت جق زدن  عمل کردم . چشامو خمار کرده برای جبار عشوه می ریختم . دوست داشتم اونو بیشتر به شور و هیجان بیارم و اون با شور و حال بیشتری به گاییدن کسم ادامه بده ار گاسمم کنه . شمع کلفت رو دادم به دستش . می دونستم که این می تونه علاه بر لذت دادن تمرین خوبی هم برام باشه . کیر کلفتش در حال وول خوردن توی کسم بود و اون سر شمع رو چسبوند یه سر سوراخ کونم . ووووویییییی چه حس خوبی داشت . شمع رو هم کیر یک انسان فرض کردم که صاحب کیر از این که داره کیرشو فرو می کنه توی کون من بینهایت لذت می بره .
- وووووووییییییی جبار جبار ... بکن .. بکن .. بیشتر بکن .. بذار بره توی کون من . این شمع از اون جنس خوباست . حرف نداره . مخصوص کون منه .. وااااااااییییی بکن بکن .. کونم داره آتیش می گیره .. جااااااان جاااااااان ..  چه حس قشنگیه .. خیلی عالیه . جبار از پشت همچنان داشت می زد به کس قمبلی کرده من و کون بر جسته ای که به سمت صورت اون بود و میدونستم که داره به اندازه ای عشق و حال می کنه که اگه دنیا رو هم بهش می دادند تا این حد خوشحال نمی شد .  دست چپشو هم گذاشته بود رو سینه هام و مدام این سینه به اون سینه می کرد .
 -اوووووووووویییییی ووووووووویییییی . جووووووووون ... چقدر خوب واردی. همه کار ها شو به سرعت انجام می داد . حرکت کیر توی کس .. حرکت شمع توی کون و حرکت دستش  رو سینه ها و قفسه سینه و جلوی بدن من .
 -واااااایییییی جبااااااارررررررر کسسسسسسم کسسسسسسم کوننننننم کوننننننم ..وااااااییییی کیییییرررررررر بکن ...  اووووووففففففف  .. داره میاد داره میاد ... ادامه بده . آتیش گرفتم ... بکن .. ..
 احساس کردم که دارم ار گاسم میشم . اون بی حسی هم طوری توی کون من اثر کرده بود که می تونستم  هر چیزی رو که توی کونم میره حسش کنم بدون این که درد بکشم .. به اشک شمعی فکر می کردم که تا دقایقی دیگه قرار بود بریزه روی کونم . بذار بسوزه . بذار دلش واسه کون من بسوزه .. ولی اون که حالا توی کونمه ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی