ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 138

جبار خیلی حریصانه کونمو غرق بوسه های خودش کرده ولم نمی کرد . هر طرفشو  بین دو تا دستاش حلقه کرده وعین ندید بدیدا صداهای عجیب و غریبی از خودش در می آورد .
-جبار داری چیکار می کنی ؟  من دارم یواش یواش  شک می کنم که اونی که اون دفعه کون منو خورده و کیرشو تا اون جایی که می تونسته کرده توش تو بودی یا نه ..  -مگه من به این زودی از خوردنش سیر میشم ؟ فکر کردی به همین آسونی ها دست از سرت بر می دارم .
  -انگار اون جوری که معلومه من یه شوهر دیگه هم کردم .
 -بازم بهت میگم که اگه از شوهرت جداشی من تو رو زن خودم می کنم .
-اون وقت دیگه نه کون می مونه واسم نه جون .
دستی به کونم زد و گفت عوضش توی روغنه این تافتون .
 -خیلی شیطونی جبار . من حریف زبون هر کی بشم حریف زبون  تو یکی نمی شم .
 -فعلا که جبار سر و کونش تسلیم توست و کار دیگه ای از دستش بر نمیاد .
  -یواش تر جبار . تو که همش داری می خوری و می لیسیش .
 -همه چی از لیس زدن شروع می شه ..
 نوک و درازای دماغشو به مغز کسم می مالوند و خیلی خوشم میومد طوری کیف  می کردم که دلم می خواست در اون لحظه دو تا کیر می داشت و یکی شو فرو می کرد توی کونم و یکی دیگه رو می کرد توی کسم .. به همون حالت دمر روی تخت افتاده بودم . از هیجان نمی دونستم چیکار کنم . برای لحظاتی بینمون مکث و سکوت بود . نمی دونم چرا اون کاری نمی کرد . ولی حس می کردم که اون مات مونده به من خیره شده . حدسم درست بود . دو تا دستاشو گذاشت روی کونم و اونا رو بازشون کرد . متوجه شدم که داره به قالب کونم و سوراخاش نگاه می کنه . به اندازه کافی کیر خورده افعی شده بودم می دونستم که مردا و پسرا عشقشون نگاه کردن به قالب کون ما زناست . دیگه دوست پسرام به اندازه کافی با هام درددل کرده بودند . البته دوست پسرا همونایی رو میگم که تفریحی منو می کردند و منم خودمو مقید به کسی نمی کردم . حتی یه چند تایی شون که انگاری کون من خیلی بهشون حال داده بود ادعا می کردند که عاشق منن و اتفاقا خیلی هم خوش تیپ بودن . ولی  آتنا یکی رو می خواست مثل پژمان که بهش اعتماد داشته باشه و اگه شب و روز خونه نباشه نپرسه که داری چیکار می کنی .. جبار شروع کرد به زدن کون من با شلاق کیرش ..
-اووووووخخخخخخ چقدر خوشم میاد . شلاقش بزن .. بزن سرخش کن . کبودش کن . لذت می بره از شلاق خوردن توسط  کیر شفا بخش تو .
چقدر هم سنگین بود کیرش . من یکی که سیر بشو نبودم . ولی می تونستم تا فرداصبح  همین جور با هاش حال کنم . می دونستم که تا صبح فردا هم کونم مقاومت داره .  حق داره که این همه راه پاشه و به خاطر من و کون من خودشو به زحمت بندازه . چون تحمل این کیر حتی تا همون سه چهار سانت اولش هم خیلی سخته مگر این که یک پیرزن یا جنده حرفه ای کس و کون تپل و گشاد بیاد و خوراک کیر جبار خان شه .اونم بازم مثل من نمی تونه بهش حال بده .  وگرنه یه زن تر و تازه ای مثل آتنا واقعا یک نعمتیه که نصیب هر کسی نمیشه .. سرمو بر گردوندم و چهره اونو که  دیدم خودم دیگه از این رو به اون رو شدم که منم باید یه جوری شور و هیجان و هوس خودمو نشون بدم . انگاری می خواست قلق گیری کنه ..
 -جبار جون هدف که نزدیکی توست . یعنی داری هدف رو ارزیابی می کنی ؟
 -دارم درزیابی می کنم .
 -شکافشو گم کردی ؟
- تو که می دونی جبار چقدر با دیدن کونت حال می کنه ...
 -منم می خوام حال کنم .  کیر فقط کیر جبار . فکر کنم اگه بری فیلم پورنو بازی کنی سوپرمن اون فیلمها میشی ..
 -از این کارا خوشم نمیاد . تازه مگه تو اجازه میدی ؟
-راست میگی جبار جون اصلا این یه تیکه اش یادم نبود .. آخخخخخخخخخخ آخخخخخخخخخ کسسسسسم کسسسسسسم ... سوختم ... چقدر کلفته آتیش گرفتم ..
جبار مثل اون دفعه سکس نهایی خودشو با فرو کردن کیرش توی کس من شروع کرده بود ..
 -بمال جبار .. خودت رو بچسبون به من .. می خوام بدنت به بالای کون من بخوره . خوشم میاد . کیف می کنم . لذت می برم .
جبار مثل یک برده مطیع اطاعت می کرد . هوس , این شیر رو به حد یک خرگوش رام کرده بود .
 -آههههههه تا کجا کردی ؟  تاکجا .
 دستمو از زیر یه کسم رسوندم تا یه ارزیابی از کیر جبار داشته باشم . نصف بیشترش رفته بود توی کسم . با هر حرکتش و با هر کیفیت حرکتش دوست داشتم جیغ بکشم .. دهنم وا مونده بود . انگشتشو گذاشته بود رو سوراخ کونم .
-آخخخخخخخ جبار  جبار اون جا هم کیر می خواد . من دوست دارم امروز منو بسوزونی . آتیشم بدی . حال کنی . من دیوونه هوسم و عشق و حال کردن با تو .. دستمو به سمتی دراز کرده و شمع ها رو نشونش داده گفتم دلم می خواد بعد از کردن کس من و ارضا کردنم و قبل از این که کونمو بکنی این شمعها رو روشنش کنی و مومشو قطره قطره آبش کنی و بریزی روی کونم .. همون جوری که هوس منو می سوزونه این شمع هم با اشکش منو بسوزونه .. واسه کون من گریه کنه .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی