ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 35

گلوریا : حالا ازت می خوام که منو بکنی .. زود باش . مگه نمی بینی که زنت هوس کیر داره و دوست داره که توسط تو گاییده شه ؟
گلوریا می دونست که منصور خیلی دوست داره که شوهرش از لفظ گاییدن استفاده کنه . این واژه هوس اونو زیادمی کرد . و گلوریا هم  هر وقت که منصور از این لفظ استفاده می کرد ازش انتقاد می کرد که تو پزشک مملکت اینا چیه که میگی ولی حالا دوست داشت که در این مورد با شوهرش همراهی کنه تا اون لذت ببره . تا حس کنه که زنش هوای اونو داره ..
 منصور : الان می گامت . طوری می گامت که هر کیر دیگه ای غیر از کیر من بره توی کس و کونت هوس کیر منو داشته باشی .
 گلوریا : اوووووففففففف منصور جون . منصور . عزیزم نشون بده . نشون بده . همین جوره که تو میگی . منم می خوام همین جور باشه .
 منصور هر یک از دستاشو دور یه پای زنش حلقه کرد و کیرشو به  طرف کس زنش نشونه رفت . در همین حال این تصور رو داشت که سمیر و مردای دیگه دارن زنشو می کنن . و اون باید نشون بده که می تونه به عنوان یکی از مردان این هیجان رو برای زنش به وجود بیاره . گلوریا حرکت کیر منصور رو به خوبی توی کسش حس می کرد .. انگار در اون لحظات همون لذتی رو به اون می داد که کیر سمیر درش ایجاد می کرد .شاید به این دلیل بود که حس می کرد منصور اونو تا سر حد پرستش دوست داره که رضایت داده که با مردای دیگه باشه و در این مورد از سمیر هم کمک بگیره .
 گلوریا : دوستت دارم .عشق من . عزیزم دوستت دارم . می خوام که همیشه مال من باشی  . . من تنها زن زندگی تو باشم .
منصور خنده اش گرفته بود . با خودش گفت آره عزیزم همون جوری که تو تنها زن زندگی من هستی من هم تنها مرد زندگی تو خواهم بود . ولی اینو می دونست در  اون دو سه  روزی که زنش در  مجلس سکس پارتی باشه اون به راحتی می تونه دوستاشو بیاره خونه شون و یه بر نامه ای رو هم به اتفاق زنایی که خودشون دوست دارن داشته باشن .هرچند اون تا حالا کمتر به زنای دیگه توجه کرده بود و بیشتر تفریحش مشزوب و دود و دم بود . 
-اوووووخخخخخ منصور منصور این چه کیریه که داری بهم می زنی ... عجب تیزی شده . چقدر کلفت شده . داره منو می کشه . می ترسم گشاد شم . عیبی نداره . بزن گشادم کن . به همه میگم کیر  کلفت شوهر جونم منو این جوری کرده  .
و منصور بازم لبخند به لبش می آورد و با خودش می گفت پدر سوخته تا حالا می گفتی که کیر من چه کیر خیار شوری و قلمیه . حالا که صحبت کیر مردای دیگه رو پیشت کردم از این میگی  که من منصور کیر طلا هستم ؟ اصلا شما زنا رو نمیشه شناخت .  دکتر اسیر لذتی خاص و بی سابقه شده بود . هر دو شون یه فکر مشترک داشتند و یک فانتزی مشترک . منصور کیرمرد دیگه ای رو تصور می کرد که از مرز کس زنش رد شده و داره بهش حال میده و گلوریا هم همین حس رو در مورد خودش داشت و این که کیر هایی به غیر از کیر منصور وسمیر بهش حال میدن . می تونه دوستان زیادی رو در اون جا بینه . اون حالا از این که پیش بقیه بر هنه باشه پر وایی نداشت . حتی پیش زنای دیگه . یه مدت به این فکر می کرد که اگه بخواد کنار زنای دیگه و در عین بر هنگی هوس خودشو نشون بده شخصیتش میره زیر سوال . ولی خوب که به صورت و باطن مسئله فکر کرد به خوبی اینو حس کرد که این یه خصلت زنونه هست که هوسشون به این صورت و زیر هوس مردا نشون داده شه . صدای فریاد کیر خواهی در همه زنا وجود داره . بنا براین نمیشه با این احساس مبارزه کرد . این در فطرت همه زناست . 
-اوووووووووههههههه منصور .. آبم داره میاد داره میاد ..  پرش کن . گیلاس کسمو  با شراب کیرت پرش کن . می خوام سر حالم کنی نشون بدی که من برات فوق العاده ارزش دارم .
 منصور : برام ارزش د اری که من دوست دارم تو هر طوری که دوست داری و دلت می خواد و با هر کی که دوست داری حال کنی .
گلوریا : می دونم تو بهترین مرد دنیا هستی . مردی برای تمام فصول . برای تمام لحظات زندگی . کاش زنای دنیا می دونستن که من چقدر خوشبختم .
 -به زودی همه شون متوجه میشن ,  همه اونایی که در بر خورد با تو قرار می گیرن . ولی مهم تر از اونی که زنا بدونن اینه که مردا متوجه این مسئله باشن .
گلوریا : من یه لحظه بدون تو نمی تونم زندگی کنم . بی یاد تو .
منصور : منم همین طور . تو بهترین زن دنیا هستی .
 هر دو تا شون از این تعارفات لذت می بردن . صبح روز بعد وقتی که سمیر اومد منصور اونو به گوشه ای برد تا موضوع زنش و همچنین سکس پارتی رو با اون در میون بذاره . با این که می دونست سمیر معشوق و دوست پسر زنشه ولی واسه این که یه منتی رو گلوریا بذاره این شیوه رو انتخاب کرده بود ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی