ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 118

ماندانا : من نمی دونم . من مرد نیستم . ولی شاید همون حسی باشه که باعث میشه من ماندانا از تماشای بدن تو لذت ببرم .. و دوست داشته باشم که بهم حال بده . .. جمشید پشت گردن ماندانا و جاوید هم لباشو می بوسید ..
جمشید : جاوید سرعتو زیادش کن دیگه فکر کنم خانوما زیاد خسته شدن . وقتشه که بغلشون کنیم و بخوابیم .
 ماندانا : شما خودتون خسته شدین یه حرفی . ولی من و ویدا جون تا صبح هم  جون داریم که فعالیت کنیم .
جاوید : این دیگه چه کمریه که شما دارین . واقعا باید به اون نازید .
جمشید : جاوید بوسه وحرکت سریع رو از نو شروع می کنیم .
  یک بار دیگه لبها و پشت گردن ماندانا تسلیم لبان جاوید و جمشید شده . ویدا هم که ناله رو سر داده بود . دوست داشت به پسرا بگه که سراغ اونم بیان . صحنه گاییده شدن ماندانا توسط دوکیر اونو وسوسه کرده بود . ماندانا داغ کرده بود . رسیده بود به نقطه اوج . یه حالت گریز وفرار به خودش داده بود ولی نمی تونست  خودشو نجات بده . هر چند دوست داشت  غرق هوس باشه . حل شه .  جاوید کمرشو محکم نگه داشته و از پایین محکم به سقف کسش می زد . جمشید هم به کونش امون نمی داد . درد و لذت ول کن ماندانا نبودند . غلبه با لذت و هوس بود . در لحظه ارگاسم با پنجه هاش سینه های جاویدو می فشرد و جمشید که در حال بوسید ن پشت گردن ماندانا بود متوجه این حالت ماندانا شده و اونم آروم شونه های ماندانا رو گازش می گرفت و این جوری حال بیشتری بهش می داد ..  وقتی ماندانا دیگه تقلایی نکرد پسرا متوجه شدند که اون ار ضا شده .. جمشید با این که دوست داشت توی کون ماندانا خالی کنه ولی از اون جایی که در سکس دو نفره با ویدا  انزال نشده بودند به جاوید گفت که ویدا رو هم کنار مانی بنشونن و دو تایی شونو ببندن به آب . ویدا وقتی اینو شنید با خوشحالی به سمت اونا رفت . ماندانا و ویدا نشسته سرشونو به سمت پسرا بر گردوندن که با دستاشون در یه استیل جق زنی کیرشونو به سمت صورت اونا   حرکت می دادند .. خانوما دهنشونو باز کرده بودند تا اگه با جهش آب کیری روبرو شدن اونو رو هوا بقاپن و اسراف نشه . آب پاشی کیر ها شروع شده بود .. آب به سر و صورت زنا پاشیده می شد و چند جهش آب هم مستقیما وارد دهنشون شد که با لذت و مکیدن , اونا رو طوری خوردن که مردا کیف می کردند از ابن همه شور و حال اونا . و این لذت  وقتی تکمیل تر شده بود که ویدا و ماندانا اون منی ها یی رو که رو بدن طرف نشسته بود با هوس لیس می زدن و می خوردن .یعنی ماندانا آب کیر روی تن ویدا رو می خورد و ویدا هم منی های چسبیده به بدن ماندانا رو . . بعد از این که دیگه آبی واسه خوردن نمونده بود جمشید کیرشو به سمت دهن ماندانا برد و جاوید هم کیرشو توی دهن ویدا فرو کرد تا حالشون حسابی جا بیاد ...
 جاوید :  داداش من که اصلا سیر نمیشم ..
جمشید : دل به دل راه داره . شما دو تا خانوما درستونو خوب واردین . البته درسی که از روی هوس و احساس باشه خیلی زود یاد گرفته میشه ...
 پسرا چشاشونو بستن و در همون حالت   آروم آروم دراز کشیدن ..  چند ساعت بعد اونا برای مدتی کوتاه دخترا رو به حال خودشون گذاشتن تا هم به کاراشون برسن و هم ویدا و ماندانا یه استراحتی کرده باشن .. شب شده بود .. ستاره های قشنگ آسمون یکی یکی خودشونو نشون می دادند .
 ویدا : بریم بخوابیم .
ماندانا : تو گرسنه ات نیست ؟
ویدا : بیشتر از این که گرسنه ام باشه خوابم میاد . احساس کوفتگی می کنم . ولی راستش دوست داشتم الان اون دو این جا بودند و یه حال اساسی به ما می دادند .
 ماندانا : شوخی می کنی ؟
ویدا : نه جدی میگم .
ماندانا : باشه من خودم الان بهت حال میدم . تو راستی راستی هنوز تنت می خاره ؟
-راستش  وقتی رامین سر کار بود منتظر بودم که بر گرده خونه خیلی حشری بودم .. وقتی هم که میومد و خسته بود اگه کاری باهام انجام نمی داد اولش خیلی  عصبی می شدم ولی یه جوری باهاش مدارا می کردم و اصلا هم به این فکر نمی کردم که این جوری خودمو تامین کنم ولی الان چون مزه شو گرفتم و می بینم همه چی حاضر و آماده هست دیگه .. بخواب دختر می خوام بیام روت ..
ماندانا : اوخ .. عالیه .  این همون حرفی بود که من می خواستم بهت بزنم ولی از یه زاویه دیگه .
 ویدا با ناز و عشوه گفت از چه زاویه ای ؟
ماندانا : باید نشونش بدم .
دستاشو رو شونه های ویدا گذاشت و  به سمت عقب سرویدا رو  در بغلش  قرار داد .
ماندانا :  حالا می دونم چیکارت کنم .
با دستاش شروع کرد به لمس و بازی کردن با سینه های ویدا . سینه هاشو از پایین جمع کرده و به طرف بالا حرکتش می داد ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی