ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 115

ویدا به این فکر می کرد که در ویلای شمال این ماندانا بود که با ایثار گری خود اول گذاشت که دو تا مرد بیان سراغ اون و خواهر شوهرشو بر خودش تر جیح داد . حالا هم این هوسو داشت که اون دو تا مرد اول بیان سراغ اون و از اون جایی که سر حال تر و تازه نفس ترن این جوری بهتر می تونن به او ن حال بدن . با این حال حس کرد که شاید این از انصاف به دور باشه که بازم بخواد از زن داداشش همچین تقاضایی داشته باشه . هر چند دفعه قبل هم اون این تقاضا رو نکرده بود و اون  خودش این کارو انجام داده بود .
 ماندانا : وااااااییییییی پسرا شما چقدر گلید . دو تایی تون  خوب می تونین با هم کنار بیایین . یعنی می خواین لذت خودتونو نصف کنین .
جمشید : ما به اندازه کافی لذت می بریم . از اون جایی که مهمون نواز هستیم دوست داریم که مهمونامون هم کیف کنن و لذت ببرن . وای اگه بدونی چقدر خوش به حالمون میشه با این کار شما . یعنی این که شما هم موافقت کنین که ما دو تایی  با تک تکتون حال کنیم .
ماندانا : یک تجربه خوبیه . ما که تا حالا با مردی غیر از شوهرمون رابطه نداشتیم و سکس نکردیم . حالا هم که  این تابو رو شکستیم چه شکستن با حالی شده . شما می تونین اول برین سراغ خواهر شوهر من ,  ویدا جون . وقتی که اون سر حال باشه انگاری که منم سر حالم و چیزی نمی خوام .
ویدا نزدیک بود از زبونش بپره و سوتی بده که اون دفعه هم تو ایثار گری کردی واول منو فرستادی سراغ دو تا کیر و نوبتی هم که باشه نوبت توست .. فوری زبونشو کشید  -مانی جون خواهر شوهر فدات شه . تو خیلی ماهی . می دونم داری به خاطر من این کارو می کنی ولی اگه اجازه میدی اول این دو تا گل پسر بیان سراغ تو یه حال درست و در مون بهت بدن ...
ماندانا : تو اگه می خوای ناراحتی منو نبینی همچین تقاضایی نکن . فدات شم من واست بمیرم ویدا جون ...
 جاوید و جمشید بر و بر به هم نگاه می کردند که این دو تا فامیل ایثار گر برای این که طرفو بفرستن زیر کیر چه تعارفی به هم می کنن . هر دو شون لذت می بردن از این که می تونن در یک حرکت مشارکتی به نوبت ویدا و ماندانا رو بکنن . بالاخره اول رفتن سراغ ویدا ..
ویدا : آخرش  کارت رو کردی مانی جون ؟
 ماندانا : نوبت منم میشه . حالا تو کیف کن لذتشو ببر .انگاری که جفت کیر ها وارد  کس و کون من شده باشن .
 ظاهرا جاوید می خواست بکنه توی کون ویدا و جمشید هم بذاره توی کسش . جمشید زیر ویدا دراز کشید و جاوید هم پشت کون ویدا سنگر گرفت .
 ویدا : اوووووووووووفففففففف کسسسسسم ..کونننننننم هر دو تاش آتیشه .. آتیش گرفته ... زود باشین پسرا ... .
 ماندانا : خوشم میاد یه زن داداش آتیشی داشته باشم .
 جاوید هم که از پشت قالب سفید و براق کون ویدا رو دیده بود به شدت هیجان زده شده و داشت به این فکر می کرد که یعنی راستی راستی این دو تا آتیشپاره اولین تجربه سکس خلافشونه ؟ سخت بود براش باور کردن این مسئله ولی دیگه چاره ای نداشت که حرفشو بپذیره . چون خلاف اینو نمی تونست ثابت کنه . برای هر دو این پسرا مهم لحظه ای بود که در آن قرار داشتند . جاوید پنجه هاشو روی کون ویدا قرار داد . و جمشید هم از زیر کس رو هدف گرفت ..
 جمشید : جاوید جون یه چند دقیقه که به ویدا جون حال دادیم می تونیم جا مونو عوض کنیم .
ویدا : پسرا به فکر ماندانا هم باشیم که اونم می خواد حال کنه .
جمشید : شما غصه این جاشو نخور . ما تا بیست و چهار ساعت هم می تونیم یکسره فعالیت کنیم .  کیر و کمرمون خیلی قویه . کم نمیاریم کیرمونم اون قدر شقه که هر قدر هم انزال شه و فعالیت کنه بازم  وقتی که بره توی کس و کون شما تا اون جایی که خودتون دوست دارین و بگین که دیگه بسه بازم جون داره که شما رو بکنه .
 ویدا حرکات دو تا کیر رو توی بدنش حس می کرد . کونش رو به هوا بود و در یه حالت قمبلی قرار داشت . خیلی حال می کرد . نگاه کردن به دریا و آبهای خلیج پارس حسابی هوس ویدا رو زیاد کرده بود ..
ویدا : آخ ماندانا .. مانی جون .. چقدر حال میده ... اووووووففففففف ..  کاش می شد این پنجره رو با همین خنکی بازش کرد . ...
 ماندانا اومده بود و همردیف با ویدا واسه خودش در یه حالت قمبلی قرار گرفته بود . جاوید که دستش به کون ماندانا می رسید چند تا از انگشتاشو هم زمان توی کس و کون مانی فرو کرده و با هاش بازی می کرد .
 ماندانا : ویدا جون مزاحم کارت نباشم ؟
 ویدا : اووووووههههههه نهههههههههه چه مزاحمتی ! فقط می خوام منو ببوسی . به من حال بدی . اووووووووخخخخخخخ عزیزم . عشق من ! ویدا جون من ! گل من ! همه چیز من !... .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی