ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 37

سمیر پاک گیج شده بود . از این که می دید دکتر منصور داره این قدر راحت با اون بر خورد می کنه . هر سه تاشون به هیجان اومده بودند و برای این هیجان زدگی خود یه دلیل خاصی هم داشتند . نمی دونستن  چه جوری بر این احساس خودشون چیره شن با هاش کنار بیان . همه شون یه هیجان خاصی داشتن . سمیر تا حالا کم زن و دختر نگاییده بود ولی این که یکی از این زنای شوهر دار رو در صورتی بکنه و با هاش سکس داشته باشه که شوهرش هم ناظر و شریکش باشه واسش خیلی تعجب انگیز بود . هر چند دکتر منصور این مسئله رو قید کرده بود که اگه از این مسئله حرف می زنه به این دلیله که می خواد گلوریا در جمع احساس غریبی نکنه . ولی سمیر به این فکر می کرد فضایی که زبون اصلی اون فضا کیر و کس و سکسه  , دیگه بیگانگی معنایی نداره و خیلی راحت میشه با موضوع کنار اومد .  
منصور : سمیر جان اگه چیزی لازم داری و اگه حس می کنی باید دستی به سر و روت بکشی می تونی یه دوش بگیری . نظافت کنی ...
 سمیر که کمی صورتش سرخ شده بود و هنوز باورش نمی شد که دکتر از اون این طور خواسته باشه گفت خیلی ممنونم همه چی ردیفه ...
منصور هم با خودش گفت من خودم می دونم همه چی ردیفه و تو هر روز داری زن منو می کنی و از قبل خودت رو تر و تمیر و آماده کردی ... رفت به سمت گلوریا و اونو کشید به کناری ..
 -عزیزم تو تر و تمیز و ردیفی دیگه ...
 گلوریا : من به همون حالتی هستم که چند ساعت قبل منو دیدی .
گلوریا هم به همون سبک خودشو ردیف کرده بود که می دونست سمیر می پسنده و هر روز با اون حال می کرد ولی برای این که پیش شوهرش دکتر منصور سیاستشو حفظ کرده باشه و بگه که من قبلا سکس  خلاف نداشتم و از این حرفا گفت عزیزم به نظرت چیکار کنم تا سمیر بیشتر منو بپسنده ... واسه این که کمتر خجالت بکشه و مثلا به شوهرش بگه که بی خیال این حرفاست و واسه سمیر هم زیاد اهمیتی نداره گفت فدات منصور جون تو خودت می دونی که یک تار موی تو رو به صد تا جوون نمیدم . تازه جوونایی مثل سمیر با اونایی بیشتر حال می کنن که هم سن خودشون باشن . من که نمی تونم  برای اون خیلی خواستنی باشم .
 -عزیزم من اونو واسه این آوردم و گفتم که با هم جور باشین که یه بهونه ای باشه برای رفتن به اون خونه هوس و الان هم اگه یه بر نامه سه نفره گذاشتم به این خاطره که تو با یه حرکت هم می تونی از وجود سمیر استفاده کنی و هم این که در شرایطی قرار بگیری که دو تا مرد دارن با یه زن حال می کنن که این ممکنه برات تازگی داشته باشه .
حالا دکتر حس کرد که لحظه به لحظه  هیجان بیشتری داره میاد سراغش . دوست داشت خودش با دستای خودش زنشو لخت کنه و شاهد اون باشه که سمیر داره با هاش حال می کنه . هر چند با این قصد و انگیزه که سه نفری با هم باشند حرکتشو شروع کرده بود . منصور از سمیر خواست که با هم برن به طرف تخت ..
منصور : سمیر جان برای این که حسن نیت نشون بدم خودم شروعش می کنم که ادامه اش بدی یا در ادامه کم نیاری ...
 دستشو گذاشت  رو دامن گلوریا و زیپشو پایین کشید . گلوریا شگفت زده شده بود . یعنی واقعا منصور قبول کرده که  منو شریکی بکنن ؟ باید حواسم باشه که سوتی ندم یهویی از زبونم چیزی نپره که متوجه شه من قبلا هم زیر کیر این پسره بودم . نمی خوام اون حس کنه که من زن بی وفایی هستم . نهههههههه من زن با مرامی هستم و اینو همسر من به خوبی می دونه . می دونه . می دونه ....
منصور : خیلی هیجان داری ؟
 گلوریا : نمی دونم چی بگم . هنوزم دارم بهت میگم این چه کاریه منصور .. نهههههه نهههههه خواهش می کنم منصرف شو . ممکنه از من بدت بیاد . تو البته آقایی کردی و پسری رو واسه من واسه زنت جور کردی که باهاش حال کنه  .. و حتی اگه من پام برسه به اون سکس پارتی اینو هم می دونی که شاید حداقل بیست مرد از وجود من لذت ببرن .. ولی دیگه اینا رو که یا چشای خودت نمی بینی .  تو الان چه طور می تونی خودت رو قانع کنی که صحنه سکس زنت با یه نفر دیگه رو بینی ...
 منصور : این جور صادقانه ابراز محبت و احساسات کردن واقعا منو دگر گون کرده حس می کنم که باید بیشتر از اینا بهت برسم . تو خیلی هوای منو داری عزیزم . به من توجه می کنی . دوستت دارم . دوستت دارم .
 گلوریا : منم دوستت دارم ..
 لحظاتی بعد سه تایی شون کنار هم بودند ... سمیر با یه شورت .. دکتر منصور هم با یه شورت و گلوریا با شورت و سوتین کنار هم قرار داشتند . منصور دستشو به سمت سوتین زنش برد و اونو بازش کرد . بعد از اون رفت سراغ شورت  . دکتر منصور در حالی که شورت زنشو به آرومی پایین می کشید به سمیر گفت این جوری کون تا حالا دیده بودی ؟ .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی