ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 142

کیر جبار بود توی دهنم و من از آینه که به چهره اش نگاه می کردم چشاشو بسته بود  و شمعو به طرف من گرفته بالای کون نگه داشته بود . یه لحظه دهنمو از رو کیر بر داشتم
 -ببینم تو حواست هست؟ مراقبی که کار دست ندی . این جوری که خمار شدی و داری از حال میری . من نمی دونم داری چیکار می کنی .
 -اوووووووووفففففففف ... آتنا .. آتنا ..
یه نگاه به کون گنده خودم کافی بود که بیش از اونی که انتظارشو داشتم به هیجان بیام .
 -آخخخخخخخخخ جبار دلم می خواد به این حرکاتت ادامه بدی و ولم نکنی . همین جور منو در اختیارت داشته باشی . دست از سرم بر نداری . آخخخخخخخخخخخ خواهش می کنم .. چقدر کونمو نازش کردی . انگار برف روی کو نم نشسته .. ولی برف واقعی وقتی می شینه که تو آب کیرت رو پخشش کنی روی کون من . و خیلی بهش حال بدی ..
-آتنا .. عزیزم . من مست مستم .
 -فقط آتیش رو نندازی روی من . به اندازه کافی آتیشم دادی . فقط یه جوری منو نسوزون که قابل در مان نباشه .. همچنان از تماشای کون خودم لذت می بردم و هر لحظه منتظر حرکت تازه ای بودم که با یه تنوع خاص بتونم لحظه های خوشی رو در کنار جبار داشته باشم . جووووووون از این خوش تر نمی شد . می تونستم لحظه های شادی رو با اون داشته باشم . نمی تونستم اونو فراموش کنم . کسم ورم کرده بود . واااااایییییی چقدر درشت شده بود . لبه هاش ورم کرده بود . ولی کون من کیر می خواست این هیجان رو در کونم حس می کردم . یک بار دیگه کیرشو گذاشت توی دهنم . یه قسمت از کیر که بود توی دهنم و یه قسمت اون که مونده بود بیرون چه تنه کلفتی داشت ! چی می شد اگه این کیر سیاه و کلفت و بادمجونی تماما می رفت توی کون من ! به درک که کون گشاد می شدم . اون وقت دیگه همیشه می رفتم دنبال کیر کلفت ها . کم  نیستند جوونایی که به دیدن من به هیجان بیان و طالب من باشن . بازم دهنمو جداکردم .
-جبار حالا دیگه بیا از این طرف . من به اندازه کافی از حرارت شمع و دستای تو استفاده کردم . حالا کمی خوام که با کیر تو حال کنم . کونم دیگه طاقت نداره . نشون بده که هنوزم همون جبار پر هیجانی .
راستش تا حالا هم نشون داده بود  در فانتزی های خودم می دیدم که اون کیر تا ته رفته توی کونم و به آرومی میاد بیرون و دوباره میره توی کون . چی می شد که ساخت بدنی ما خانوما به گونه ای بود که این جور کیر ها رو تا ته می تونستیم توی کونمون جا بدیم . اون وقت  می تونستیم احساس خوشبختی و آرامش کنیم .. کون تشنه من سبب شده بود که در حال ساک زدن چند بار کیر جبار رو از دهنم در بیارم . اونم از پشت دو تا دستاشو گذاشته بود رو دو تا قاچ من و کون گوشتی منو از دو طرف بازشون می کرد . خوشم میومد خیلی .. خیلی .. حالا دیگه کیرش توی دهنم نبود . و تمام قالبشو می دیدم که چگونه واسه من تیز شده . یه حالت سرخ شده هم پیدا کرده بود . دستمو گذاشتم دور کیرش و گفتم جبار این چقدر داغه . وقتی بره توی کون من آتیش میده ..
-حساب اینو هم بکن که خودشم آتیش می گیره . دو تایی با هم می سوزن .
 اومد سمت من .. شمعو گذاشت به یه کناری .. بازم با کف دست پهنش چند بار به کون و کس من زد و کس رو حسابی مالشش داد و داغش کرد . یه قوطی کرم هم بغل دستش بود . اونو مالوند به کیرش . سرمو که بر گردوندم  دیدم به چه غلظتی شدیدی کیرشو کرم مالی کرده .. در عوض تا می تونست روی سوراخ کون من خالی کرد . یعنی کرم ریخت و مالشش داد تا مقعد من نرم شه .
-جبار جون من که تازه کار نیستم و ما با هم که غریبه نیستیم .. همین جوریش هم تحمل می کردم .
 -فدای اون تحملت بشم آتنا جون من .
 بالاخره  کیر کلفت جبار به سوراخ کون من چسبید . لحظات انتظار به سر اومد . بازم دلم داشت از جاش در میومد .. به نظرم اومد این بار از آهن هم سخت تر نشون میده . این تازه سر کیرش بود که به کونم فشار می آورد . اگه تنه اش رو حس می کردم اون دیگه چی بود و چی می شد !
-دوستت دارم . آتنا می خوامت . دلم می خواد تو رو بگیرم و با خودم ببرم . این جوری سیر نمیشم . سیر نمیشم .. 
-بذار .. بذار توی کونم و از این حرفا نزن . هر وقت اراده کنی می تونی منو داشته باشی . ولی این که بخوای منو با خودت ببری شرایط جور نیست . فعلا همینو داشته باش که از همه چی با حال تره ..
-راست گفتی ..
با این که  محلول بی حس کننده زده بودم ولی در ابتدا کمی احساس درد می کردم . سر کیر فقط به مقعد که فشار نمی آورد . کونم از بس تپل و چاقالو بود که فشار کیر روی کناره های کون و کپل من هم نشسته بود . سر کیر جبار رو توی کونم حس می کردم . بی اختیار از خوشحالی فریادی کشیدم ..
 -اوخ جوووووووون اوخ جووووووووون .. رفت ررررررررفت .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی