ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد ,زنان متاهل 39

گلوریا  داشت به این فکر می کرد که چه خوب شد که شوهرش گفته که یک سکس  دو به یک داشته باشند . این جوری اون خیلی راحت خودشو با فضای  سکس پارتی وفق میده .
گلوریا : عزیزم .. دوست نداری با هام سکس کنی ؟ منو بیش از این منتظر نذار عزیز دلم . تو که می دونی سکس با تو چقدر به من لذت میده  .
زن از این که سمیر داشت  با حرارت خاصی اونو می کرد لذت می برد . واسه این که احساس خودشو از این لذت و حال کردن  طوری جلوه بده که شوهرش فکر کنه که به خاطر وجود اونه که داره لذت می بره سرشو به عقب بر گردوند و در حالی که به منصور نگاه می کرد گفت عزیزم عزیز دلم منو دوس نداری ؟
لباشو گرد کرد و واسش عشوه ریخت . در حالی که تمام این عشوه ها و ناز کردنها ناشی از عشق و حالی بود که در اثر تماس با کیر سمیر نصیبش شده بود . 
-اووووووففففففف منصور بیا بیا .. من کیر می خوام .. می خوام ..
دیگه به این هم فکر نمی کرد که معشوقش سمیر از این که داره از شوهرش کیر می خواد ناراحت میشه یا نه . چون خود سمیر هم در سکس پارتی باید با زنای دیگه ای هم حال می کرد . پس اون و سمیر هم باید یک همزیستی مسالمت آمیزو پیشه می کردند . منصور همچنان محو کیر سمیر و کون زنش شده بود ..
 گلوریا : خوبه حالا خیلی می مالی . خیلی داری با هاش ور میری . حالا دیگه نوبت اونه که بکنی توش ..
 منصور سرکیرشو گذاشت روی کون زنش .. روی سوراخش .. حس کرد که  دیگه اون کنار کشیدنهای سابق و حس درد رو نداره . فهمید که سمیر به اندازه کافی اونو آب بندی کرده و این سوراخی که حالا می خواد کیرشو بکنه توش سوراخیه که بار ها و بار ها کیر سمیر از اون رد شده .. گلوریا چشاشو بسته بود و به حرکت آروم کیر شوهرش در مقعدش قکر می کرد . منصور همچنان دو طرف کون زنش گلوریا رو به کناره ها بازش کرده بود تا  دید بهتری نسبت به دو کیری داشته باشه که مثل یک شمشیروارد غلاف کس و کون همسرش شده .. سرشو کمی به عقب برد تا بهتر بتونه دو تا کیر رو ببینه .
گلوریا : منصور جون داری چیکار می کنی ..  بکن دیگه . نمی خوام این قدر کیرت رو بیکار ببینم ..
منصور : من دارم بر رسی می کنم ببینم سمیر جون تا چه حد بهت حال میده و می تونه کاری کنه که رضایت تو رو جلب کنه یا نه ؟ چون خوشحالی و لذت بردن تو از همه چی واسم مهم تره ..
 گلوریا : می دونم عزیزم . برای چند مین باره که داری اینو میگی . سمیر جونم هم اینو می دونه . حالا دیگه وقتشه که عمل کنی ..
 منصور: عزیز دلم می دونم که تو هم از اون جا و از اون فضای سکس پارتی خوشت میاد . باید خودت رو حسابی هماهنگ کنی و نشون بدی که داری لذت می بری . باید نشون بدی که خوشت میاد داری حال می کنی . احساس و هوس خودت رو نشون بده  گلوریا : آخخخخخخ منصور .. من دارم حال می کنم .
 منصور : بگو .. بگو از کیر سمیر جون بگو .  بگو که داری با اونم حال می کنی . بگو که اونم داره بهت عشق میده .. لذت میده ..
 گلوریا : آخه تو شوهرمی ..
منصور : فدای تو زن خوبم بشم .. من از همین پشت دارم کیر سمیر جونو می بینم که وقتی  میره توی کست در بر گشت هوست رو میاره بیرون . کلی خیسی و مایع هوست رو می کشه بیرون . کیرش خیس خیسه . یعنبی اینا همش هوس توست عزیزم که داره می ریزه بیرون ...
 گلوریا : سمیر جون که حرف نداره .. خیلی پسر با حالیه .. خوش اندام و خوش تیپ و جذاب... ولی اگه می بینی من دارم ازش لذت می برم به خاطر اینه که می بینم شوهر فهمیده ای مثل تو دارم . شوهری که به خوبی درکم می کنه .
گلوریا از زیر یه چشمکی به سمیر زد که یعنی اگه من دارم از شوهرم حرف می زنم تو ناراحت نشو به خاطر اینه که غرورش حفظ شه . ولی سمیر دیگه حس کرد که باید قدرت و هوس خودشو نشون بده . وقتی دکتر خودش میگه می تونی زن منو بکنی پس من واسه چی باید تعارف کنم و خجالت بکشم . این زمزمه های درونی سمیر بود. سمسر دستاشو گذاشت دور کمر گلوریا و اونو به سمت خودش کشوند و شروع کرد به بوسیدن لباش . منصور که دستاشو همچنان روی کون زنش قرار داده بود و به حرکت رفت و بر گشتی کیرها نگاه می کرد متوجه شد که سمیر داره زنشو می بوسه . منصور : سمیر جون .. دستام رو کون معشوقه توست .. سینه هاشو بچسب . بهش حال بده .. نشون بده که یک دوست پسر فوق العاده برای یک زن فوق العاده ای ..
 پسر جفت سینه های گلوریا رو با کف دستاش می گردوند . ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی