ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 89

امیر دیگه اراده کرده بود که سپیده رو ار گاسمش کنه . با کف دستش چند بار محکم به کون سپیده زد و اونو حسابی سر حالش کرد .. سپیده هم لحظه بیشتر حس می کرد که به ار گاسم نزدیک شده . رو چمنها سکس می کردند . امیر با قدرت هر چه تمام تر کمر سپیده رو نگه داشته و کیرشو با سرعت فوق العاده ای که سپیده رو به وجد آورده بود توی کس فرو می کرد .
 سپیده :  امیر جون داره میاد . سپیده داره ار گاسم میشه .. بکن آتیش کن .. واااااایییییییی کسسسسسم کسسسسسم ... -سپیده جون . یادت باشه که من چی دوست دارم . از کون هایی که استیل قشنگی دارن نمی تونم بگذرم . اون استیل منو وادارم می کنه که کیرمو فرو کنم توی مقعد زنی که از بر جستگی باسنش خوشم میاد
-آههههههههه امیر امیر این جوری که تو نشون میدی خیلی حریصی . من از اونی که منو دوست داره و عاشقمه خیلی خوشم میاد . لذت می برم . کسی که دوست داره به همون صورتی که به من علاقه داره به من حال بده و از تن و بدن من لذت ببره .. آخخخخخخخخخ که من چقدر خوشحال و آرومم . بدون تو نمی تونم آروم بگیرم . زود باش  داره میاد.. جاااااااان جااااااااان .. بکن .. بکن منو .. بکن .. سروش جون کجایی .. کجایی تا ببینی که زنت چه جوری داره زیر کیر یه تازه نفس حال می کنه . عشق می کنه لذتشو می بره .. سروش بیا و ببین .. دیگه از این به  بعد کاملا تضمین هستم . تضمین . اگه بدونی این به من چه کیفی میده . اگه بدونم که با کردن کون من بیشتر می مونی تا هر قدر که دوست داری اونو بکنش ....
امیر به چهره سپیده نگاه کرد و به حرکات اون .  متخصص در آوردن آب کس زن بود . اونو به شدت حشری می کرد و از نگاهش به صورت و حرکات زن به خوبی متوجه می شد که لحظه اوج هوس زن کی هست ... کیرشو یک آن کشید بیرون .. حس کرد که آب کس سپیده با یه فشار خاصی که لای پاشو خیس کرده بود از کس زد بیرون و اون به شدت می خواست با یه دو سرعت خودشو ا ز اون فضا رد کنه و بر گرده .. پسر خیلی نرم کیرشو می کرد توی کس سپیده اونم از پشت تا استیل کونشو در دید خودش داشته باشه ..
-بمالون .. بمالون . تند ترامیر  ...
طوری رفتار می کردند که گویا  روز عروسی اوناست .
سپیده :  :واااااااااییییییی ووووووووووییییی اومد .. اومد .. ولم نکنی ها دوست دارم این جوری برای لحظاتی رو توی بغلت بخوابم ..
 سپیده چشاشو بسته بود . از حس کیری تازه نفس احساس هیجان زیادی می کرد .. امیر کیرشو طوری توی کسش می گردوند که سپیده حس می کرد با تمام بدنش داره سکس می کنه .  
 در سمتی دیگه فیروزه هم که هر چی داشت و نداشتو در آورد . ساما ن هم چسبیده به اون قرار داشت ..
-بیا جلو فیروزه جون لبا تو ببوسم ..
مردا با حسرت به  سامان و فیروزه نگاه می کردند . دوست داشتند که به جای سامان باشند .
 سیامک : پسرم عزیز دلم . مقررات این جا رو برای فیروزه جون گفتی دیگه .. یعنی  یک زن  یک حالت مشترک داره ..
 فیروزه خوشش میومد .. از این که نگاه حریص سایر مردان رو می دید . لذت می برد .. با این حال دوست داشت که زود تر بره توی آب و حداقل در لذت اول کمی آرامش داشته باشه .  با این که سامان دوست داشت در اون لحظات یه حالت تملک نسبت به فیروزه داشته باشه ولی فیروزه به خوبی می دونست که  سامان تنها مردی نخواهد بود که در این ساعات و در کنار استخر با او عشقبازی خواهد کرد . فیروزه سرشو به عقب برگردوند و دید که سامان با چه حرصی داره نگاش می کنه . خودشو به آب انداخت . سامان دیوونه شده بود .. اونم به دنبال فیروزه خودشو انداخت توی آب . زن عین یه ماهی در آب شنا کرده از این سمت به اون سمت می رفت .
 سامان : جووووووووون .. فدای اون تن و بدنت شم ..
 انگار بقیه هم محو اونا شده بودند . براشون تازگی داشت  .. هر چند زنا می دونستند که امیر و سپیده الان دارن چیکار می کنند و امیر هم به عنوان یک نیروی تازه وارد و تازه نفس وارد خونواده اونا شده ولی از اون جایی که می دونستند مردا راحت تر و مشتاقانه فیروزه رو می پذیرند دل مشغولی هایی هم داشتند . سامان خودشو به فیروزه رسوند ..
-دیدی بالاخره گرفتمت ؟ تو رو اسیر خودم کردم ..
فیروزه : من خودم می خواستم که تو منو بگیری و اسیر خودت بکنی .. ولی یه چیزی به من میگه که این تویی که توی دام من افتادی ..
 اینو که گفت سامان کمر فیروزه رو گرفت و با یک هدف گیری عالی کیرشو به  کس فیروزه رسوند و از پشت کیرشو فرو کردتوی کس  . ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم دمت گرم عالی بود مرسی

ایرانی گفت...

درود بیکران بر داداش دلفین نازنین .. همراه همیشگی و خوب من ... ایرانی