ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 80

حس قشنگ فرو کردن کیر توی کون .. منو وادارم کرده بود که با یه فشار آروم دیگه کیرمو بیشتر وارد کون سودابه کنم .
 -شهروز ! شهروز ! عزیزم .. بازم فشارش بگیر .. بیشتر .. بیشتر .. خوشم میاد .. خیلی خوشم میاد ... ولی یه دردی داره  که نمی تونم چه جوری بگم چیه ..
خنده ام گرفته بود .
 -تو که داری میگی خوشم میاد ..
-چون دوستت دارم . چون می دونم جزیی از وجود تو وارد تنم شده .  
حق داشت بیچاره . من که داشتم کیرمو توی کونش فشار می دادم کیرم دردش گرفته انگاری از کمر در حال شکستن بود و مدام اون حالت ایستادگی اون دچار انحناء می شد ..  دور و بر سوراخ و همچنین کیرمو روغن و کرم بیشتری مالوندم و زمینه رو بیشتر آماده اش کردم . چه کونی بود کون سودابه . تازه .. و تازه نفس و جوون و آبدار ... کیرمو به سمت جلو حرکت می دادم این بار بدون این که به کون اون فشار بیارم سودابه هم خودشو از پشت  به کون من می مالوند .این حرکت اون بیشتر به من حال می داد و حس می کردم که  بی صبرانه دلم می خواد قسمت بیشتری از کیرم بره توی کونش .
-فکر کنم خوب خیس خورده .
سودابه سرشو به عقب بر گردوند و تلاش کرد که صحنه گاییده شدن کونش توسط کیرمو ببینه .
-فدای گردنت شم . دردش میاد عزیزم ...
 می دونستم که نتونسته به خوبی کیر منو ببینه . کون که جای خود داشت . دستمو گذاشتم جلوگردنش و به همون صورت که سرش به عقب اومده بود دستمو گداشتم پشت سرش و صورتشو به صورتم نزدیک کردم . چقدر مزه می داد اون لباشو خوردن و حال کردن با اون ...قبل از این که لبامو به لباش بچسبونم خیلی آروم همون چسبیده به لبش گفتم خیلی داغ و شیرینه . همه جات ناز داره ..
-پس نازمو بخور ..
-فعلا که دارم نازت رو می کشم .
با این که می دونستم گردنش درد می گیره ولی در همون حال بوسه رو شروع کردم . با میک زدن هر چه محکم تر لحظه به لحظه لبهای اون کیرمو بیشتر به طرف داخل کونش فشار می دادم . کیر راحت و راحت تر می رفت جلو . دیگه رسیده بود به جایی که نمی شد بیشتر از اون رفت جلو . گازی که اون از لبام بر می داشت و بند اومدن نفس اون نشون می داد که درد دردناکی رو داره تحمل می کنه ... ولی من دوست داشتم کیرمو توی کونش حرکت بدم .طوری که مقعد تنگش پوست و عضلات کیرمو آتیش بده .. یه جای تنگی که کیرمو حبس کنه و روی لذت من آتیش بپا شونه . در همون حالت کمرمو بار ها و بار ها به سمت جلو و عقب حرکت می دادم تا بین کیر و کون یه ار تباط و همبستگی به وجود آورده و به اصطلاح اونا رو به هم عادت بدم  حس کردم که اگه بخوام بیش از این ببوسمش گردنش درد می گیره . واسه همین لبامو از رو لباش بر داشته و اون لبارو گذاشتم پشت گردنش و یک بار دیگه دستامو به سینه هاش رسوندم .  
-خب دختر هنوز خسته نشدی ؟ هنوز کونت درد نگرفت ؟ شهروز به این آسونی ها سیر نمیشه ها ...
 -منم می خوام تو هر چی دوست داری سودابه خودت رو بخوری و بخوری و بخوری بالاخره می رسه اون لحظه ای که بخوای سیر شی . هر سه وعده غذای تو رو خودم تامین می کنم .
 دستشو گذاشت پشت دستم که روی کسش قرار داشت و به شدت به روی کس فشارش داد .
-اگه می خوای خوب خوب سیر شی می تونی همین راه رو بازش کنی .. خیلی زود تر می تونی سیر شی . اشتهات رو خوب باز می کنه . واست تنوع داره ..
 -دختر بهت گفتم واسه من  شر درست نکن .. شهروز باور کن به جون هر دو مون هیچ انتظاری  ازت ندارم . 
-درسته هیچ انتظاری ازم نداری . ولی وجدان من چی . من خودم باید پیش خودم عذاب بکشم که زندگی دختری رو خرابش کردم .
 -این روزا هر کاری یه راهی داره ..
-درسته ولی هزینه اش چی ؟ فرض می کنیم هز ینه دوباره دختر شدن رو هم داشته باشی .. اون مسئولیت رفتن به بیمارستان و این که  سرپرستت باید تعهد بده ..
 -هر کاری یه راهی داره ..
-سودابه کاری نکن کیرمو بکشم بیرون و هر دو مونو توی خماری بذارم و برم . من که دارم این جوری لذت می برم و تو هم که به ار گاسم رسیدی ..
دختر دیگه حرفی نزد ولی من همچنان  به میک زدن شونه ها و کمرش ادامه دادم . اونو غرق هوسش کردم . اون قدر اونو داغ و برشته اش کردم که همش جیغ می کشید و می گفت که بیشتر به کونش فشار بیارم و وقتی هم که اون فشاری روکه اون دوست داشت به کونش وارد نمی کردم خودشو از پشت محکم به کیرم می مالوند و این فشار رو اون وارد می کرد
 -اووووووووخخخخخخ کونم ..کونم ....
-دختر من هم دیگه دارم از حال میرم .. وووووووییییی کیرم .. کیرم .. می دونستم که باید یک بار دیگه ارضاش کنم و بعد بریزم توی کونش تا این جوری کمتر به فکر این بیفته که باید راه کسشو باز کنه ... ادامه دارد .. نویسنده .... ایرانی