ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 141

خودمو طوری تنظیم کردم که کنار آینه قرار بگیرم و بتونم خودمو ببینم . هر چند می تونستم سرمو بر گردونم ..
-جبار می خوام به من حال بدی . طوری داغم کنی که اگه چند روز نبینمت خودم راه بیفتم و بیام طرفای تو . بیام به شهر تو و بگم که حالمو جا بیاری . به من حس بدی .. نفس بدی ..
کف دستشو روی کسم کشید و شستشو به آرومی فرو کرد توی کونم . این کارش به من لذت عجیبی داد ..
-نترس .. چرا این جوری می کنی .  شستتو تا آخر بکنش توی کون من . تو الان باید کیر به اون گندگی خودت رو فرو کنی توی کون من . نترس ..
 انگشتش هم خیلی کلفت به نظر می رسید .  ..
-می خوام یه حس داغ از یه شمع داغ داشته باشم . با هر قطره ای دریای وجود من بلرزه .. داد بزنه و کیرت رو بخواد .
جبار دستشو روی کیرش کشید و اونو صافش کرد . . شمع روشنو در یه ارتفاع معینی بالای کونم نگه داشته و با یه دست دیگه اش  با کمر و سینه ها و با سنم ور می رفت . لبه های کسم ورم کرده بود . با این که چند دقیقه پیش ار گاسم شده بودم ولی فکر نمی کردم تا به این حد به هیجان بیام . انگار جبار عمری رو این کاره بوده باشه . خیلی آروم و با ملایمت دستشو بالا نگه داشته و قطره قطره اشک شمع رو می ریخت روی کونم .. با این که در آینه هم می شد این صحنه رو دید ولی سرمو بر گردوندم تا صحنه رو کاملا طبیعی ببینم .. دوست داشتم این قطرات منو بسوزونه . قطرات شمع روی کون من سفت شده بودند . چقدر از تماشای کون بر جسته خودم لذت می بردم . کیر جبار سر به هوا شده بود .. پا هامو باز ترش کردم تا جبار سوراخ کون منو بهتر ببینه و هوسش بیشتر شه . جبار واسه چند لحظه ای  شمع رو به صورت عمودتر روی کونم نگه داشت در این حالت حس کردم که قطرات کمی داغ تر شده .. با هر قطره ای که رو کونم چکه می کرد یه احساس لذت و یه نیاز موجی شکلی در کس و کونم راه میفتاد  .  لبامو گرد کرده با یه نگاه ملتمسانه  کیر جبار رو زیر نظر داشتم . با این که کشته مرده کیر بودم ولی دوست داشتم که این لحظه و حاشیه جذاب اون بیشتر طول بکشه ..
-جبار بگو چه حسی داری ..
 -دوست دارم کونتو با همه اثراتش بخورم . کون شمعی تو رو ..
-بریز بریز جبار بازم بریز . می خوام بسوزم .. شاید زیاد داغ نباشه ولی من خودم از درون داغم کونم داره می سوزه . آتیشه . دلم می خواد کیرت رو بکشی به همه جاش .. حالا شمع رو ببر جلو تر .. بریزش رو کمرم .. آخخخخخخخ ... عزیزم .. کف دستت چه خوب کارشو وارده .
با کف دست پهنش کس و کونمو در چنگش گرفت . و با یه دست دیگه به خوبی شمعو رو بدنم نگه داشته بود ..
-اوووووهههههههه جبار سوختم سوختم ... 
-داغه ؟ تو رو می سوزونه ؟
-اووووووفففففف اصلا حالیم نیست . من نمی دونم از چی دارم می سوزم . آتیش گرفتم .. من از درون دارم می سوزم از هوس دارم می سوزم . ووووویییییی کونم .. کونم .. ببین چقدر آتیشه ..
جبار با همون حالت لب و دهنشو گذاشته بود روی کونم و کون منو لیس می زد .
 -آخخخخخخ خیلی خوشم میاد .. کوننننننننم کونننننننم .. آخ داره به کیرت فکر می کنه . که چه جوری مستش کرده .. جبار بیا این طرف سمت من .  روبروی من . در جهت مخالف من . کیرت رو فرو کن توی دهنم و اشک شمع رو از این سمت بریز روی کونم . می خوام رنگ کونم تغییر کنه . نترس لاغر نمیشه . آب نمیشه .. ببین چه جوری این شمع داره واسه کون من گریه می کنه ؟
 جبار : غلط می کنه ...
 دست چپشو گذاشت رو کیرش و گفت این شمع کلفته که مجوز فرو رفتن توی کونت رو داره و حقشه که تو رو داشته باشه . بذاراون  هر چی  گریه می کنه بکنه . بذار کون داغ تو رو ببینه و در داغ فراق اون بسوزه .
 -جبار جبار .. عزیزم چه حرفای هوس انگیزی می زنی !
جوووووووون .. اون روبروی من ایستاده بود و کیرشو فرو کرده بود توی دهنم .. دیگه سرمو نمی تونستم بر گردونم و کونمو ببینم . ولی کف دست جبارو حس می کردم و از توی آینه شاهد اون بودم که چه جوری شمع رو روی کونم نگه داشته و با فاصله دو نه به دونه اون اشکهای هوسو می ریزه روی کونم . داغ شده بودم . اون کیری که بایستی می رفت توی کونم بود توی دهنم . حالت جبار .. و شور و شوق اون منو بر سر شوق آورده بود .. خودشو خیلی خم کرد تا کف دستشو راحت تر به چاک کونم برسونه .. این جوری کیرش طوری توی دهن من مچاله شد که حس کردم نفسم نمیاد ولی لذت می بردم  وقتی که با سوراخ کونم بازی می کرد حس می کردم که کونم ورم کرده .. کونم یه حالت گر گرفته پیدا کرده بود ..  حس کردم که وقتی موم آب شده شمع می ریزه روش دیگه حسی ندارم . ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی