ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 81

کون سودابه اسیر کیر من شده بود و من تا اون جایی که می تونستم به نرمی کیرمو توی کونش حرکت می دادم ولی اون همش فریاد می زد و به شدت ازم کیر می خواست .
-همین جاست سودابه . عزیزم توی کونته . این قدر ناله نکن . من دیگه چیکار کنم . چقدر اونو بدمش به تو .
 دلم می خواست اون کون و سوراخش بیشتر باز نمی شد و لذت بیشتری به من می داد . خیلی مزه می داد . آخ که بازم اون احساس خروسانه اومده بود سراغم . دوست داشتم مرغایی که به عنوان زن من هستند با هیشکی دیگه نپرن . فقط این خود من باشم که به اونا حال میدم . از این حال کردن به اون حال کردن فقط منو بخوان . دستامو رو شکم و سینه های سودابه حرکت می دادم و اون بی اندازه حشری شده بود . روی کسش ورم کرده بودوباضرباتی که به کسش می زدم این ورم لحظه به لحظه بیشتر می شد . -اوووووووهههههههه شهروز .. جونم .. فدات شم . قربونت شم . من فدای اون شکل ماه تو شم . بکن . بکن . نترس من پاره نمیشم . اوخ کونم . کونم . چقدر حال می کنه از این که کیر توشه . این کیر باید می رفت توی کس منو پاره می کذرد . جونم ... 
-ساکت شو سودابه . ما با هم از این حرفا نداریم . چند بار باید بهت بگم که اصلا فکر این چیزا نباش . تو هم مثل این که اصلا حالیت نیست  .
-اوووووووههههههه ناز می کنی ؟
-یادت هم باشه من پسری هستم که دوست ندارم دختری که با هاش دوستم و با من بوده با پسر دیگه ای باشه .
-خود خواه .. خود خواه منو بکن ولی از این حسادت تو خوشم میاد . خوشم میاد مردا به زنا اهمیت میدن . آره منم  این جوریم .
-اون  وقت منو می کشی .
-قیمه قیمه ات می کنم .
-پس همین الان این کار رو بکن .. دوستت دارم . دوستت دارم شهروز . می خوامت . -اوووووووووووفففففففف سودابه . خیلی توپه .. این کون نه گندهه نه کوچولو .. ولی خیلی توپره . جون میده آدم همین جوری گازش بگیره و به کس ضربه بزنه . 
-آخخخخخخخخخ بگو بگووووووووو بگو شهروز  جون . من فدات شم . می خاره بد جور می خاره . کسمو بخارون . بخارونش . من می خوام . دوستت دارم . کسم می خواد .
 دستمو همچنان رو کس ورم کرده اش نگه داشته و با نوک انگشتام اونو می خاروندمش . خوشش میومد و لذت می برد . لباش ورم کرده اومده بود جلو . نوک سینه هاش تیز تیز بود . پوست بدنش کاملا داغ شده بود .. جیغ عجیبی می کشید . از اون جیغ هایی که هر لحظه حس می کردم که داره ار ضا میشه . 
-اوووووووووهههههه نههههههههه شهروز شهروز عزیزم .. دوست دارم بیشتر حس کنم . کیرت رو لمس کنم .. بچسبون . حرکتش بده . کاری کن بیشتر حال کنم . فعالیت دستامورو تمام نقاط بدنش زیاد کرده بودم . از چاشنی سرعت و تغییر جا و مسیر به خوبی استفاده می کردم ... -نههههههههه نههههههه .. بخارون .. کسسسسسسم کسسسسسسم .. جوووووووون .. وااااااایییییی مردم شهروز .. بخارون .. همین جوری بخارون .. یه خورده .. یه خورده ... انگشتتو فرو کن توی کس .. دلم براش سوخت.یه جوری زار می زد که  دلم بیش از حد داشت براش می سوخت طوری که از خودم ترسیدم که اگه یه کمی در اون لحظات اصرار کنه ممکنه حتی راضی شم به این که کیرمو بکنم توی کسش . ولی دیگه این نهایت دردسر درست کردن واسه خودم بود . حرکات کیر من توی کون ناب اون دختر همچنان ادامه داشت .
 -شهروز حالا آب می خوام . کونم آب می خواد .. من خیلی خوشم میاد . می خوام حالمو تکمیلش کنی . تمومش کنی .. ولی بازم می خوام توی بغل تو باشم ... نگاهی به اون سوراخ کون تنگش که کیر من اونو شکافته بود انداختم و با بی پروایی هر چه تمام تر شروع کردم به فشار آوردن به اون ..
 -منو ببوس . ببوس . می خوام وقتی که داری  آبت رو خالی می کنی تمام وجودم حس داشته باشه . با این که دلم می خواست به وقت انزال کونشو نگاه کنم ولی دیگه مجبور شدم به حرفش توجه کنم . لبامو گذاشتم رو اون لباش .. میک زدن اون لبا هم بهم هیجان می داد . خوشحال شده بودم که تونستم یک بار دیگه اونو به ار گاسم برسونم . حس کردم که آب گرم من داره توی اون کون تنگش خالی میشه .... ادامه دارد ... نویسنده .. ایرانی