ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 160

سارا حس می کرد که بیش از اندازه داره به اون خوش می گذره و لذت می بره . می ترسید از این که زیادی عادت کنه و نتونه دیگه به حالتی برسه که بتونه خودشو کنترل کنه وپیش شوهرش به دست و پای سینا بیفته . اون سکس رو با تمام احساسش دوست داشت . دوست داشت متعلق به اون کسی باشه که با اون سکس می کنه . برای همین  سالها بود که می خواست در همچین شرایطی با پدر سینا سکس کنه ولی اون به فکر تفریح خودش بود و لذت رو در تنوع و حال کردن با زنای دیگه هم می دید و نزدیک بود در خانه ای که خانوما  با پسرای اون جوری حال می کردند با یکی حال کنه که سینا نجاتش داده بود . اون که نمی دونست پسرش سینا در همون خونه کار می کرد و همون پسری بود که اونو از چنگ فرزاد در آورد .  خوشحال بود که کار اون و فرزاد به مرحله نهایی نرسیده و سینا باعث نجاتش شده . وحالا این تصور رو داشت که یک زن خوشبخته و هر گز تا به این حد از زندگی لذت نبرده و خوش و سر مست نبوده .. -وووووویییییی سینا جون .. با کون من چیکارش کردی . همه جای کونم داد می زنه که کیر تو رو می خواد . از سوراخ کونش بگیر تا جزء به جزء  گوشتا و کپلش .. همه کیر تو رو می خواد . فشارش بگیر . چنگش بگیر .. کیرت رو بمالون  روش. می خوام همه جا حس اونو داشته باشه . به همه جاش لذت بده . اوووووووهههههههه . خواهش می کنم . و سینا کیرشو روی کون مادرش حرکت می داد . کون روغن مالی شده برق خاصی می زد . سینا سر کیرشو به همون کون مالوند .  این حرکات کیر روی کون مادرش یه حرکات موجی شکلی رو روی اون به وجود آورده بود که زیبایی خاصی رو به اون باسن بر جسته می داد . زن اینو به خوبی حس می کرد که همین نکاته که می تونه در جذب و گرایش سینا تاثیر زیادی داشته باشه . و برای همین مرتب سعی می کرد که تمیز و جذاب و وسوسه انگیز باشه و سینا هم همش به اون می گفت که نکنه پیش بقیه و غریبه ها این جور وسوسه انگیز و تحریک آمیر بگرده و اونم بهش می گفت که سارا فقط متعلق به توست . متعلق به پسرش. حتی دیگه به شوهرش هم تعلقی نداره . سینا یه عشق و محبت خاصی رو نسبت به مادرش حس کرد . واسه همینم بود که با این که در ابتدا اصلا دوست نداشت که با مادرش سکس کنه به خاطر این که اونو از گرایش به مردای دیگه نجات بده تا مین کننده سکس اون شده بود  سارا : سینا جون . کون من منتظره . ببین چقدر سرخ شده . کون منم می خواد مثل کس من با کیرت حل کنه .
سارا می دونست که مردا و پسرا از کون خوششون میاد و اگه زنی باشه که از لذت کون دادن حرف می زنه این می تونه  مایه قوت قلب و اعتماد به نفسی برای اون پسر باشه . کیر  سینا با یه فشار وارد کون مامانش شد . کونی که راحت تر از کون دخترای جوون پذیرای کیر بود . ولی لذتی که به کیر سینا می داد فوق العاده بود . مامان سارای اون کمتر ناله می کرد . می دونست سینا در معرض خطر دخترایی قرار داره که هر لحظه ممکنه اونو از راه به در کنن و این براش گرون تموم می شد .
 -اوووووووویییییی بکن ... داره میره ... بازم داره میره . بیشتر بیشتر .. چی می شد اگه تا ته کیرت رو هم میکردی توی کونم . خیلی کیف می کردم .. اوووووووهههههه سینا .. عزیز دلمی . عشق منی ..
 -مامان دوستت دارم دوستت دارم . دیگه نمی ذارم هیشکی تو رو اذیت کنه . حتی بابا هم حالت رو بگیره .
-اووووووووخخخخخخخخ فدات شم .. تو خیلی وقته که داری این کارو می کنی . خیلی وقته که همراه منی .. داری به من لذت میدی . و من بابت بابات اذیت نمی شم .
سینا در حالی که از پشت همچنان کیرشو به کون مادرش می زد و در حال لذت بردن از اون بود سرشو گذاشت رو سینه هاش و در همون شرایط سینه ها رو میک می زد . -اووووووووهههههه نههههههه عزیز دلم عشق من .. هر لحظه یه حرکت جدید میاری یه حال کردن جدید .. من دلم می حواد جیغ بزنم . چهار گوشه این خونه بلرزه . ستونهاش بلرزه .
-اووووووووههههه ماااااامااااااان می لرزه .. می لرزه ... دوستت دارم .عشق منی 
-بگو سینا .. بگو .. هر دفعه که می کنی توی کونم فکر می کنم کلفت تر از دفعه قبله . -منم که هر دفعه می کنم توی کون تو فکر می کنم که از دفعه قبل تنگ تر شده . خیلی کیف داره . مامان من دارم عشق می کنم .
-پس عشقتو بکن ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی