ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خاله جون آماده باش 14

همین که پاهاشو انداخته بودم رو شونه هام انگار تونسته بودم سنگینی بدنشو تحمل کنم و لیس زدن کس و سوراخ کون و افتادن قالب کونش رو سر من تمام خستگی منو در می کرد و مهم تر از همه سر و ته شدن اون و رفتن کیر من توی دهن خاله آزی و ساک زدنش طوری بهم حال می داد که حس می کردم اون داره لذت دنیا رو با لباش و با این حسش به تمام بدنم منتقل می کنه . اون به تمام تار و پودم داشت می گفت که  باید لذت ببرم .آزیتا دستشو می ذاشت زیر بیضه هام و کیرمو به سمت جلو می کشید تا در این حالت بیشتر کیر منو به سمت جلوی دهنش بکشونه و این جوری بیشتر بهم لذت بده .
-فدات شم عزیزم ... وحید .. خاله به قربونت ... این جوری کمرت درد می گیره عزیزم . اگه تا فردا  هم به همین حالت باشیم من کیف می  کنم تو کمرت درد میاد .
منم که دیگه نمی خواستم کم بیارم گفتم خاله  جون منم دارم حال می کنم . اصلا هم خسته نمیشم .. منم دارم حال می کنم . دهنمو باز کرده و قسمتی از کون و کپل  و قسمتای گوشتی کون آزیتا رو وارد دهنم می کردم . 
-اوووووووففففف .وحید تو چقدر با حالی .. خیلی ... عین من داغی ... می دونی چه جوری طرفت رو سر حال بیاری ...
 -آزی جون .. منم خودمم دارم حال می کنم .
یه دستم به صورت حلقه ای روی کونش قرار داشت و مرتب چند تا انگشتشو توی کسش فرو کرده بیرون می کشیدم . ساک زدنهای اون تمام تنمو سست کرده بود . انگاری به من آمپول بی حسی زده باشن . بی حسی که منو غرق لذتی بی اندازه کرده بود .نزدیک بود شل شم و اونو بندازم زمین ..
-وحید چته .. جوووووون به من که مزه میده ... بذار بستنی قیفی خودمو میک بزنم . چقدر داغ و شیرینه .
-نوش جونت . نوش جونت .  
کیرمو از دهنش در آورد و از زیر آلت تا سرشو لبس می زد . منم تا اون جایی که می تونستم زبونمو روی کون و قسمتهای بالای پاش می کشیدم تا یه تنوع بیشتری به حرکاتم داده باشم و اونم بیشتر حال کنه .. دوست داشتم رو هر حرکتی دقایق زیادی رو معطل شیم .  یواش یواش دهنم دوباره رسید به مغز کسش .. این یار یکی دو تا از انگشتامو از بالای سرم فرو کردم توی سوراخ کونش . سرمو لای پاش به شدت می گردوندم  .. از همون  پشت لبه های کسشو طوری انداخته بودم توی دهنم و میکش می زدم که  فقط جیغ می کشید و می گفت کیرت رو بده کیرت رو می خوام ... خیلی دلم می خواست آب کس اونو بببینم که از سوراخش خالی شه ... کاش یه چیز دیگه ای خواسته بودم . هر چند همونم برای من خیلی ارزشمند بود .. یهو دیدم چند قطره ای مثل ادرار با فشار به سرو صورتم ریخت و این ریزش چند بار تکرار شد ..سست شدن دهن خاله روی کیر من نشون می داد که اون به اوج لذت رسیده ... منم ولش نمی کردم و از همون سمت به همین حالت  به خوردن چوچوله هاش ادامه می دادم تا بتونم بازم به اون حال بدم ..
-آخخخخخخخ کسسسسسم کسسسسسم وحید  .. عزیزم انگشت بکن توی کونم ... گازم بگیر کونمو کبودش کن .. نههههههه نههههههه چیکار داری می کنی که هر کاری می کنی من سیر نمیشم . وحید .. وحید من کیر می خوام .. می دونستم که اون دوست داره که من حالا کیرمو بکنم توی کسش . ولی خیلی هوس کرده بودم حالا که آب کس اون خالی شده منم بتونم آبمو توی دهنش خالی کنم . هم این که کمرم سبک تر می شد و هم این که راحت تر می تونستم  بکنم توی کس و کون خاله جونم  . چه حالی می کردم من با این حرکاتم .  با این که هنوز کمرم سنگین بود ولی احساس آرامش عجیبی داشتم . باورم نمی شد تونسته باشم به این صورت آب خاله آزی رو خالی کنم ..
 -اووووووففففففف وحیدیه بار دیگه انگشتاتو بکن توی کسم ... ..
-تو جون بخواه آزی جون ..
 حس کردم که بازم سنگین شده و بازم کونش می خاره و آب می خواد .
-جوووووون ...
لحظه به لحظه خیسی کس آزی رقیق و رقیق تر می شد .. و منم هم سرعت فرو کردن انگشتا توی کسشو زیاد تر کرده بودم .. جیغ می کشید و می گفت بکش بیرون یه لحظه بکش بیرون .. تا انگشتامو در آوردم این بار  جهش آب کسش با سرعت بیشتری از د فعه قبل  روی صورتم ریخته شد .. ومن حالا لب و دهنمو گذاشته بودم روی کسش و حسابی اون آبو لیس می زدم . راستی راستی دیگه بازوهام درد گرفته و یه فشار خاصی روروی  دست و کمرم حس می کردم . ویکی از علتهای درد گرفتن بیشتر کمرم هم شاید این بود که چند بار هم جلوی آبمو گرفته بودم تا آزی بیشتر ساک بزنه .. ولی این بار خودمو خلاص کردم ... هر میک زدن آزی تمام تنمو داغ می کرد .. حس می کردم که سیل آب کیرم توی دهن خاله آزیتا به راه افتاده . ... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی