ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 183

عطیه ول کن کس مامانش نبود . مثل یک مکنده لباشو گر کرد اونو گذاشت زیر کس مادرش ... چند بار دیگه با فشار لبهاش هر چی رو که توی کس مادرش بود به طرف دهنش فرستاد ..
-آخیش هر چی می خورم بازم آب داره .  این سینا جون واقعا توی کس مامان گل کاشته  .. عجب آبی . فکر نکنم زنبور این قدر عسل تولید کنه که کس مامانی حسابی عسلی شده ..
 مسعود : بخور دختر عزیزم . هوس عسل کردی بابات هم عسل داره . ولی این جوری که تو داری کس مامانتو لیس می زنی فکر کنم عسل سینا جون شیرین تر و خالص تر باشه و چسبندگی بیشتری هم داشته باشه  . حالا اگه رضایت میدی برو کنار که مامانت منتظره که بیاد رو کیر من بشینه . آقا سینا هم می خواد از پشت بکنه توی کونش . فکر کنم عاطفه جون کونش کرم مالی شده باشه ولی  برای محکم کاری منم یه خورده اونو بمالونم که سینا جون کیرش راحت تر بره توی کون زن قشنگم . تو مثلا امشب مادر عروسی ..
 عاطفه : اتفاقا من خود عروس هم هستم . سینا جون دو تا زن گرفته . تو میشی شوهر عروس ..
 عطیه شکمشو داشت و فقط می خندید .
 -حتما مامانی منم میشم دختر عروس ..
عاطفه :  غیب گفتی ...  
مسعود : خب حالا این قدر حرف نزنین که یه وقتی دیدی سینا جون از فرو کردن کیرش توی کون عاطفه پشیمون میشه ها ..
عطیه : موردی نداره. اگه نخواد کون مامانی رو بکنه کون منم هست .
مسعود : عزیز دلم . ما باید با هم بسازیم . از الان به بعد ما به صورت سه نفره هم با هم حال می کنیم . می تونیم دو. نفره هم حال کنیم . خلاصه چیزی بین ما مخفی و پوشیده نمی مونه و همه باید کنار هم لحظات خوشی رو بگذرونیم . دیگه این تفاهم رو باید از همین حالا نشون بدیم . فدات شم دختر خوشگل من . عروس خانوم من . به اندازه کافی آب سینا جونو خوردی . حالا دیگه نوبت اینه که من کیرمو فرو کنم توی کس مامانت . آخ که چقدر حال می داد که ببینم دو تا کیر  رو که چه جوری همزمان میره توی سوراخای مامانت .... الان شرایط طوریه که نمیشه رو بروی آینه قرار گرفت .. میگم برو اون آینه سیاری رو بر دار بیار و طوری رو به روی کون مادرت قرار بده که به هنگام سکس من بتونم دو تا کیر رو با هم ببینم .
عطیه : به شرطی که مزاحم سکس آقا سینا نشه .
سینا : یه فکری می کنیم .
  مسعود : همون چند ثانیه که این صحنه مهیج رو ببینم برای من کفایت می کنه .
عاطفه به آرومی روی کیر شوهرش مسعود نشست . اون تا زمانی که کیر سینا رو نخورده بود می تونست با کیر شوهرش به خوبی حال کنه و با تمام کم و کاستی هاش بسازه . ولی از اون جایی که طعم کیر سینا رو چشیده بود اون جور که باید و شاید کیر شوهرش یه اون مزه نداد . فقط این احساسو داشت که می تونه مکملی باشه  برای کیر سینا که تا لحظاتی دیگه وارد کونش میشه ...
مسعود که صورتش رو بروی صورت زنش قرار داشت بهش گفت عزیزم کونت ردیفه ؟ یا بازم اونو کرم مالیش  کنم ..
-نه عزیزم خوبه .  من دیگه با کیر سینا جون که غریبه نیستم .
 از اون طرف عطیه  هم شروع کرد به مالیدن کیر سینا ...
عطیه : واااااایییییی .. ماااااامااااان چقدر تیز شده ! یعنی این می خواد بره توی کونت ؟!
مشعود : بی خود مامانت رو نترسون . من فکر کنم همین کیر توی  کون تو رفته و آخت در نیومد . چرا الکی مادرت رو می تر سونی . مادرت زن شجاعیه . این  جوری نیست که من تا حالا کونشو نکرده باشم .
عاطفه : بذارین سینا جون کارشو انجام بده ...
سینا یه فشاری به کیرش آورد ... حس کرد که کون مادره  خیلی نرم تر از کون دخترشه .
سینا : مسعود جون عجب کونی داره این زنت ..
  مسعود : نوش جونت ..
عاطفه : چی داری میگی مگه اون داره کونمو می خوره
سینا :  اگه کیرمو بیرون بکشم کونتو هم می خورم .
عاطفه : نه می خوام حالا به همین صورت بمونه . این جوری بیشتر حال می کنم .
عطیه آینه رو از پهلو در یک زاویه ای قرار داد که باباش بتونه به خوبی جفت کیر های توی سوراخای زنشو ببینه . البته مسعود سرشو آورده بود بالاتر به سمت آینه در مجاورت کون زنش . مرد طوری هیجان زده شده بود که از سمت کمر زنش و بی آن که کیرشو از کس زنش در بیاره خودشو بالا کشید و دو دستی به کون زنش چسبید ... مسعود : سینا جون منو ببخش . من این جوری خیلی حال می کنم . ببین  حالا دارم کون زنمو بازش می کنم  . خوب ببین . خوب سوراخ کون عاطفه جونو ببین و بکن توش ... ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی