ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 180

سینا هم از تماشای این کون گنده و لرزش اون بی اندازه لذت می برد . به طرز عجیبی به وجد اومده بود . عاطفه هم حس می کرد  فرم لذت بردنش تا حدود زیادی عوض شده .. یه نگاهی  به سمت مسعود انداخت . دوست داشت احساسات خودشو نشون بده ولی از این که شوهرش حرفاشو بشنوه خجالت می کشید  . دوست نداشت مسعود متوجه شه که اون لذت می بره . اما شوهره به خوبی متوجه بود که زنش چه حسی داره .
 -بابا مامان چیزیش میشه ؟ یه جور خاصی داره نگاه می کنه .
مسعود : عطیه جون ! دخترم تو روی کیر منی یا این که حواست همش به اونه ؟
عطیه : من نگران مامان هستم .
 مسعود : ای کلک تو نگران اون هستی یا این که گلوت هنوز پیش کیر سینا گیر کرده . عطیه در حالی که خودشو واسه باباش لوس می کرد گفت بابا جونم من که به اندازه کافی با سینا حال کردم .  حالا رو کیر تو نشستم و دارم با هاش حال می کنم ... می دونی یاد چی میفتم بابایی ؟ یا د اون وقتا میفتم که کوچو لو بودم و رو پات می نشستم .. ولی اون موقع شیطون نبودی و کیرت مثل حالا رو تن من شق نمی شد ..ولی حالا خیلی با حال تره .
 -عزیزم تو اون موقع کوچولو بودی دیگه . الان قانون گوگل هم میگه سکس زیر 18 سال ممنوعه . چقدر خوبه همه جا همین جور مقرراتی باشن ؟
عطیه : بابا جون تو داری مسخره شون می کنی ؟ الان که همه جای گوگل و کلی سایت ها همه  عکس هایی از سکس کودکان و زیر 18 ساله ها می ذارن . داری اونا رو دست میندازی . اونا هم مثل آخوندا هستن که قانون و مقررات رو برای دیگران می خوان . من خودم دیدم توی اینترنت ... ..  
-حالا اینا رو ولش .رو کیر بابایی حرکت کن ..
عطیه : بهم نگفتی خارش مامان از چیه ..
مسعود : خارششو که سینا جون داره می گیره . این مدل  برق هوسو هیچوقت تو چشاش ندیدم . اون دوست داره هوسشو خالی کنه . یعنی نشون بده . حس خودشو نشون بده . جیغ بکشه ...
عاطفه جان . خوشم میاد که تو نشون بدی چقدر داری حال می کنی . عطیه جونم خوشحال میشه . خجالت نکش . هر چی دوست داری می تونی بر زبون بیاری . بگو دخترم .
عطیه : از من خجالتی تری مامان ؟ من که هر چی تو دلمه دارم می ریزم بیرون مامان تو هم حرف دلت رو بزن ..
 مسعود : من می دونم که اون داره از کیر سینا لذت می بره ..
عطیه : اوخ بابا ..
مسعود : چیه دخترم انگار داشتی یه چیزی می گفتی که پشیمون شدی . راستشو بگو چی می خواستی بگی من  ناراحت نمی شم اون جوری که داشتی حرف می زدی انگار داشتی کیر من و اونو مقایسه می کردی .
عطیه : اوه بابا جون تو چقدر زرنگی . همینه که گفتی .
مسعود : راستشو بگو عطیه . من خوشحال میشم اگه متوجه بشم زنم و دخترم دارن حال می کنن . حتی اگه کیر سینا جون بیشتر حال میده ..
عطیه : خب بابا . اون کیر تازه نفسه . جوون تره . یک استیل خاصی داره .  دورش کلفت تره و تجربه بودن با زنای زیادی رو هم داره و می دونه که چه جوری با هاش تا کنه . یعنی  به نظر من اون کیر تا هر کسی رو می بینه قلق اون کس رو می گیره . عاطفه :  دخترم تو خوب  بلدی  جه جوری تفسیر کنی ..
مسعود : عاطفه جون من خوب دارم می بینم و متوجه هستم که تو چه جوری داری حال می کنی . یه عمریه بهت کیر زدم و می دونم چه حسی داری ..  می دونم الان کیر سینا دو طرف کست رو داغ کرده وقتی که میاد بیرون و در همون حالت اونو می فرستی که بره اون داخل همین جور آتیش میده و میره . آخخخخخخخخ که چه حالی میده این کیر . خیلی می چسبه و می چسبونه . سینا جون اگه انگشتاتوبذاری رو لبه های دو طرف کس زنم با ورود و خروج کیر بهش حال بدی اون لذت بیشتری می بره . خیلی بهش مزه میده .. عاطفه بگو .. بگو چه حسی داری . من حال می کنم .هرچی بیشتر لذت ببری من بیشتر کیف می کنم .  ..
عاطفه : فدات شم . می ترسم جسارت شه .
 مسعود : اگه تو به حرف من گوش نکنی و احساس خودت رو نگی این جوری جسارت میشه .  ..
عاطفه : اووووووفففففف این یه کیریه که آدمو از این رو به اون رو می کنه . به آدم لذت میده . آخخخخخخخخخ کسسسسسم کسسسسسسم سینا جون . کاش کیرت شعبه داشت . چند شاخه می شد . یکی می رفت توی دهنم یکی می رفت توی کسم و یکی هم توی کونم . آخخخخخخخخخخ ... من می خوام . می خوام منو آتیش بده . ولم نکن . مسعود که از این همه سر و صدا و احساس لذت زنش به وجد اومده بود گفت بگو بگو جااااااان من که می بینم تو با کیر سینا جون حال می کنی هوسم بیشتر میشه .. دلم می خواد دخترت رو دختر خودم رو محکم تر با شور و حال بیشتری بکنم .
 عطیه این شور و اشتیاق رو در چهره پدرش می دید . مسعود از سر و صدا و نالیدن های هوس آلودانه زنش خوشش اومده بود و دستاشو دور کمر دخترش حلقه زده و این بار این اون بود که با سرعت فعالیت می کرد . ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی