ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خاله جون آماده باش 18

نمی دونستم اون از چه رو داره با اطمینان حرف می زنه . من که زیاد از کارای زنونه سر در نمی آوردم .. حالا که اون خودش می خواد من چیکاره ام .. . آزیتا لباشوگرد کرد و در یه حالت بوس فرستادن به من گفت هر قدر که دوست داری می تونی آبتو خالی کنی توی کسم .. یه لیوان یه تنگی .. ..
-جا داری ؟
-واسه تو وحید جونم تا دلت بخواد جا دارم .
 پا هاشو به دور کمرم قفل کرد و دست منم دور کمرش بود ...
 -لب .. لب رو رد کن بیاد ..
و در حالی که عاشقونه در حال بوسیدن هم بودیم پرشهای کیرمو در کس خاله آزیتای  خوشگلم احساس می کردم . هر پرشی به من آرامش خاصی می داد ..
-وحید دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم .
 چشاشو بسته بود و لبامو می ذاشتم رو اون چشای بسته اش ...
 -وحید .. تند تر .. تند تر ... خیلی می خاره .. می خاره بازم می خاره ...
 این جوری که از حال و روزش مشخص بود به این زودی ها رضایت نمی داد که کارو تموم کنم . یعنی تازه شروع کرده بودم . آزی دوست داشت که با هر نقطه از بدنش ور می رفتم . یه حس پیروزی داشتم . از این که تونسته بودم  رویای به ظاهر دست نایافتنی رو به واقعیت تبدیل کنم . لبامو غنچه کرده از فرق سر تا نوک انگشتاشو بوسیدم . بعد اونو یه دور بر گردونده همین کارو هم با پشتش انجام دادم . .. یه بار دیگه استیل اون در این حالت وسوسه ام کرده بود . مرز بین رون و کون خاله جون یه حالتی داشت که فقط دلم می خواست نگاش کنم . نمی دونم چرا به هر نقطه از بدنش که نگاه می کردم اونو منحصر به فرد حس می کردم . اونو بهترین می دونستم . انگار که اون زیبا ترین زن جهانه ... دستامو دور رون پاش حلقه زده  و تا نوک انگشتای پاش روی پوست بدنش می کشیدم . نوک انگشتمو گذاشتم روی سوراخ کونش ... یه خورده با اون کون ور رفتم . کونش مثل کون دخترای جوونی که کرده بودم تنگ بود . از انگشت فرو کردن به داخلش متوجه شده بودم که فعالیت چندانی نداشته .. تازه هر چی هم بوده مهم اینه که فعلا متعلق به منه . .   هم هوس کونشو داشتم و هم هوس یه   حرکت مدل 69 از پهلو رو . حداقل این جوری نیازی نبود که به پاها و پهلو فشار بیارم . در موازات خاله آزی قرار گرفتم . سرمو گذاشتم لای پای آزی .. بازم پاهاشو با دستام نگه داشتم و دهنمو گذاشتم لای پاش و کیرم یه ضرب رفت توی دهن آزی .. این جوری چقدر مسلط تر بودم .. خیلی راحت تر انگشتامو فرو می کردم توی کس و  کونش ... معلوم نبود قوطی کرم دم دستش چیکار می کرد که اونو داد به دستم و گفت اگه می خوای بکنی توی کونم من حرفی ندارم .  به خاطر تو حرفی ندارم . فقط خوب آماده اش کن .
-خودت آماده ای ؟
 -من برای تو همیشه آماده ام وحید
 چه حالی می داد زیر سازی کردن سوراخ کون خاله . کون خاله و کیر من آماده پیکار بود .
آزیتا : هر مدل که دوست داری من برات همونو انجامش بدم . پهلو کنم .. از روبرو می کنی .. خوابیده یا قمبل ..
 - من همه جورشو دوست دارم .
-بنازم به این اشتها . خوشم میاد که همیشه همین جور خوش اشتها باشی .
 -ولی فعلا قمبل کن آزی جون ..
-می تونی جرم بدی ؟
-نمی دونم . تو اگه باد کیر من بهت برسه جر می خوری ولی من دوست ندارم که جر بخوری .
-اوهههه به این کیر قلمی میگی ؟ 
-عصبانی ام نکن که راستی راستی جرات میدم .
-منم دارم عصبی ات می کنم که تو این کارو بکنی ....
دستامو گذاشتم زیر سینه هاش .. همین که  سر کیرمو به کون خاله فشار دادم جیغش رفت آسمون ..
-ببینم آزی این بود شیر می کشم و پلنگ می کشم ؟! تو که هنوز جر نخورده جر خوردی که ...  
شروع کردم به خندیدن ...
 -زود باش بکن تا ببینی  من چه مقاومتی دارم !
 من که می دونستم ضرب شست کیرمو,  دستمو گرفتم جلو دهن خاله و به کیرم فشار آوردم . چه زوری به خودش می زد این آزی که یه جوری خودشو رها کنه . نه این که از سکس و کون دادن به من خوشش نیاد بلکه واسه این که درد زیادی رو تحمل می کرد ....
-آروم .. آروم خانوم خوشگله . یواش یواش عادت می کنی .
یک سوم کیرمو به زور کردمش توی کون خاله . به علت مصرف کرم زیاد همون اندازه از کیر رو می تونستم به نرمی توی کون حرکت بدم . فرود کیر به کون تپل خاله جون یه حالتی به کونش بخشیده بود که دوست داشتم فقط برای دقایقی چشامو همون جا گرد کنم وبهش خیره شم . . چه حالتی داشت ! اگه دنیای بدون خاله رو فتح می کردم تا به این حد خوشحال نمی شدم که تسخیر خاله جون و کس و کونش بهم  حال می داد .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی