ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 128

یکی از عواملی که می تونه یک مرد رو نسبت به زنش در امور سکسی و در رابطه با دیگران بی خیال کنه  اینه که مرد در حضور سایرین با زنش حال کنه . این حال کردن به هر میزان می تونه باشه . کم یا زیادش به همون نسبت در تسریع بخشیدن به این حس تاثیر داره . و من مطمئن بودم وقتی که مهران بکنه توی کس  یا کون سمیه و من  هم  در همون مسیر و راستا بکنم توی کون مهران اون خیلی راحت تر می تونه نسبت به زنش در قبال من بی غیرت شه و این همون چیزی بود که من می خواستم . تازه می تونستم کاری کنم که اون کیرشو هم فرو کنه توی کون من . من با وسط قرار گرفتن یا بهتره بگم قرار گرفتن در میون اونا می تونستم یک تنوع به زندگی اونا ببخشم . فکر این کار به من هیجان زیادی می داد و یک لحظه ازش غافل نبودم .  مهران : سمیه جون نمی دونم چیکار کنم . کار این شیدا جونه دیگه . می خواد همه ما رو یه جورایی به هم ار تباط بده . لذت می بره . میگه ما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن آمدیم .
 سمیه :  من و تو هم برای همین از دواج کردیم .
 مهران : آره و حالا باید اینو به خوبی نشون بدیم .
سمیه : درسته عزیزم و باعث و بانی این کار شیدا جونه دیگه ..
مهران : عزیزم می بخشی که من این قدر راحت حرف می زنم . شیدا جون میگه این قدر نباید در حرف زدنهای سکسی به خودم سخت بگیریم . غیر از این نیست که ما داریم عملشو انجام میدیم . پس حرفشو هم می تونیم بزنیم .
 سمیه : مگه تو حالا می خوای چیزی بگی که سختته ؟
 مهران : می خوام بگم که تو الان روبروی من قرار می گیری من می کنم توی کونت و شیدا هم از پشت می منه توی کون من . آخ که این کار چه کیفی می ده . خیلی حال می کنم . جوووووووون . تو هم لذت می بری .
 سمیه : تو که خودت می دونی من چقدر دوستت دارم . با این که هنوزم که هنوزه خیلی ها به من میگن مهران کونیه . شوهرت کونیه و زندگی با یک مرد کونی آخر و عاقبت خوشی نداره ..من بهشون میگم اولا که اینا شایعه ای بیش نیست و تازه مهران هر چی باشه برای من مهربون  ترین و دلسوز ترین مرد دنیاست و من اونو د وست دارم و اصلا به این چیزا اهمیتی نمیدم . مگه اونا که کونی نیستن چه تاج گلی بر سر ما زدند . بیشتر مردا همه خیانتکار و دورو و ریاکار و حقه بازن . به حرفی که می زنن پای بند نیستند . فقط وعده و وعید میدن ...
مهران یواش یواش داشت حوصله اش سر میومد . نمی دونست سمیه چی داره میگه . تمام فکر و ذهنش متوجه این بود که این عملیات با موفقیت انجام شه . خودشم به این موضوع اشاره کرد که یک نبرد با دشمن این  قدر نقشه و تهیه و تدارک نمی خواد که گاه کون دادن باید این قدر بر نامه ریزی شده باشه به خصوص حالا که از دو سمت باید به کار توجه داشت . مهران کاملا وسط قرار داشت . در حالی که دستاشو گذاشته بود رو قاچای کونش و سوراخشو نشونم می داد گفت شیدا جون حالا این کون چوره . می تونی سوراخشو خوب ببینی ؟ مشکلی که نداری .
-نه مهران جون عالی تر از هر وقت دیگه ایه . تو چی تو با کون سمیه جون راحتی ؟ -سالهاست که دارم با این کون حال می کنم به تمام چم و خم اون آشنایی کافی دارم . به نقطه آخ کشیدنهاش . به نقطه  جیغ زدنها و اوج هوس رسیدنهاش ...
 سمیه : آخخخخخخخ عزیزم چه رمانتیک ! هنوزم همون آدم با احساس گذشته هایی . زن و شوهر چه جوری واسه هم نوشابه باز کرده قربون صدقه هم می رفتند ! کیرم تیز شده بود . فکر کردن سمیه پیش چشای شوهرش یک لحظه آرومم نمی ذاشت . من که کیرمو کرده بودم توی کون مهران . دستامو رو کون سفت و گوشتی و مردونه و هوس انگیز و سفیدش قرار داده بودم . سمیه در حالی که قمبل کرده بود تا اون جایی که می تونست سرشو به طرف محل عملیات من و شوهرش بر گردوند و گفت اوووووووهههههههه حرف نداره کارت شیدا جون . به یه حالتی فرو می کنی توی کون شوهرم و می کشی بیرون که می دونم یک  آدم  تقریبا در این شرایط دردش نمی گیره و اگه هر زنی رو این جوری بکنی اون عاشق کون دادن میشه و دیگه از اون فرار نمی کنه . من که دارم این صحنه رو می بینم خیلی راحت  می تونم کار شناسی بکنم .
مهران : بپا یه وقتی به جای کار شناسی کیر شناسی نکنی .
 راستش متوجه نشدم منظور مهران از این حرف شوخی بود یا می خواست به زنش هشدار بده که این قدر در فکر کیری به غیر از کیر شوهرش نباشه . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی