ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 169

 شاید به خاطر حس خوبی  که داشتم بود این طور فکر می کردم که تا به حال هیشکی به اندازه  اون با تمام وجود و لذتش  سراغ بدن من نیومده .. یعنی حس می کردم که اون داره با عشق , هوس خودشو بهم تزریق می کنه .. دستمو گذاشتم روی کون بر جسته خودم و بازش کردم تا اون از دستاش استفاده دیگه ای بکنه و یه جور دیگه ای بهم حال بده .. لباشو غنچه می کرد و از همون پشت رو غنچه های کسم قرار می داد . خیلی از مردایی که با هام بودند و بعد از از دواجم کسمو کرده بودند از تنگی کسم می گفتند . هم کسم به اونا حال می داد و هم کونم .
-آقای دکتر سیا داری معاینه ام می کنی ؟ بگو اون داخل چه خبره ..
 انگشت شست دست راستشو فرو کرده بود توی کونم و انگششت وسطی رو گذاشته بود توی کسم ...
-نگفتی دکتر جون اون داخل چه خبره و چی می خواد ... 
-راستش یه دارویی می خواد که من یکی اونو دارم ..
-تزریقیه یا مالیدنی ..
-هر دو تاش . اول می مالونی و بعد تزریقش می کنی ..
-آخخخخخخخخ جووووووون ..نگو که من از هر دو تاش خوشم میاد .
خودشو انداخت روم .. بغلش کردم .. دلم می خواست سنگینی تمام تنشو بندازه رو تن من  . اون خودشو رو من سبک کرده بود ولی من دستامو دور کمرش حلقه کرده بدن مردونه و خوش فرمشو به تن خودم چسبوندم .
 -آهههههههه عشق من ولم نکن . ولم نکن . ادامه بده . ادامه بده . خوشم میاد ...جووووووون .. تو چقدر حریصی هر سه تا رو با هم داری .. چون نوک سینه هامو هم به نوبت می ذاشت توی دهنش .
 -دیگه باید هر جوری که من دوست دارم منو امروز ردیفم کنی ..
-ذهنت آماده شده آتنا ؟ یعنی فکرت منو می خواد ؟ احساس عذاب وجدان نداری ؟
-تو دیگه منو کشتی .. هزار بار این سوالو می کنی . چرا دارم . میشه دیگه با بدنم ور نری و عشقبازی نکنی ؟ چون من رنج می کشم . آخه شوهرم حس می کنه که من به اون وفادارم . وقتی بر گرده خونه و با محبت و مهربونی با هام بر خورد کنه من چه جوری تو چشاش نگاه کنم . وقتی که ازم پذیرایی کنه و بخواد کاری کنه که در رفاه و آسایش باشن من چه جوری شرمنده اخلاق و محبت هاش نباشم . من چه جوری  توی چشاش نگاه کنم .
 -حالا منو دست میندازی دختر ؟
-نه باور کن عذاب وجدان دارم . مگه نمی بینی وقنتی که انگشتتو داخل کسم می کنی چقدر خیس شده ؟ داره گریه می کنه .اشک می ریزه .
-نگو که من حسودیم میشه آتنا ..
می دونست که دارم اذیتش می کنم . دوباره اون هوس همیشگی من گل کرده بود . برام فرق نمی کرد که کلفتی کیرشو توی کونم تا چه حد و اندازه ای حس کنم . من می خواستم عشق و هوس  رو با هم داشته باشم . کیر سیاوش  توی کونم قصه دلم باشه ... آخخخخخخخ .. چقدر کونم تشنه اون کیر بود .... ولی اون همش به کس پیله می کرد .. اما در اون لحظات دیدم که اون با انگشتش داره با سر سوراخ کونم ور میره . مدام اون جا رو می بوسه .. نوک زبونشو می ذاره روی اون . وقتی این کارو انجام می داد قلبم یه حالت خاصی پیدا می کرد . انگار داشت توی سینه ام دور می زد . جووووووون ..جووووون .  .. حالا فقط دو تا از انگشتاشو کرده بود توی کونم . کمرمو آورد بالا .. و صدای کیرشو حس می کردم که در یه حالت آماده باش قرار گرفته ... نههههههه .. حس کردم که بازم می خواد فرو کنه توی کسم .. ولی یک آن انگشتاشو از توی کونم کشید بیرون .. مثل خیلی از مردای دیگه پنجه هاشو گذاشت روی کونم . این بار گذاشتم که هر کاری که دوست داره انجام بده  . یه لحظه فکر کردم که دارم اشتباه حس می کتم . ولی نه درست بود . نوک کیرشو روی سوراخ کونم حس کردم .. دیدم داره با التماس صدام می زنه ..
 -آتنا .. آتنا ..
-چیه بگو عزیزم
-می تونم یه خواهشی ازت بکنم ؟
می دونستم چی می خواد بگه . حتما فکر می کرد که من مثل خیلی از زنا از کون دادن فراری هستم . در حالی که نمی دونست از اون کونی ها ی قهار ودرجه یک هستم و قوی ترین کیر های ایران رفته توی کونم . می دونستم که نرمش عاشقانه کیر سیاوش در کونم می تونه خیلی لذت بخش باشه ...
 -آتی خوشگله من می دونم دردت می گیره ولی این استیل و بر جستگی و گردی کونت رو که می بینم حیفم میاد که توی کونت نکنم .
 -خیلی چیزا ازم می خوای ... باشه چون دوست داری من نمی تونم حرفی بزنم ..
خیلی خونسرد نشون دادم . مثلا می خواستم بگم خودت بیشتر داری حال می کنی .. حس کردم فکر این که کیرش بره توی کونم کسمو به ورم آورده ... لبامو گاز می گرفتم تا از لذت تماس کیرش با سر کونم جیکم در نیاد .. بدون این که چیزی به کونم بمالونه کیرشو فشار داد به سوراخ و سریع فرستاد داخل .. اینم از ناشی گریش بود ولی خوشم میومد و لذت می بردم به این که بی تجربه هست . لذت می بردم . همون چیزی می خواستم که شد  یک کون استثنایی داشتم . می تونستم یه سری کیر ها رو تا انتها قبول کنم . کیر سیاوش هم یکی از همونها بود .. کونمو به سمت عقب فشار دادم .. جووووون هر لحظه قسمت بیشتری از کیرش می رفت توی کونم .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی