ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

امشب برای تو می نالم

امشب برای تو دعا می گویم امشب دست نیاز به سوی بی نیاز می گیرم تا آن که را که با ناز , قلب نیازم را شکسته است شادان ببینم . امشب برای تو دعا می گویم برای تو که صدای مرا نمی شنوی برای تو که باورم نمی کنی اما به خدای من و تو سوگند که او صدای مرا می شنود که برای تو دعا می گویم . امشب دیگر از لحظه های شکست نمی گویم امشب دیگر از غم نمی گویم  امشب دیگر از خود نمی خوانم . امشب اگر اشکی می ریزم تنها به خاطر آن است که دیگر مروارید سیاه غم  را در ستاره های زیبای چشمان زیبایت نبینم . امشب دیگر نمی خواهم که آنچه را نمی خواهی بخواهی . امشب نمی خواهم که دوستم بداری . امشب تنها از خدای عاشق و عشق می خواهم که دوستم بدارد می خواهم که صدای مرا بشنود که برای تو دعا می گویم . خدا خود آگاهست که سهم من از شادی از آن تو نخواهد بود . چون این من خواهم بود که با لبخند تو می خندم . خداوندا هر چند که او , آن نازنین  نمی داند که قلبم را شکسته است اما از تو می خواهم که دل محبوبه ام را شاد گردانی . آنان که بذری می فشانند به فصل درو خرمنی پاداش می گیرند گاه طوفانی می رسانی خرمنها را می پراکنی تا صبر و عشق بنده ات را بسنجی اما تو خود می دانی که محبوبه ام طوفانها دیده است . زجر ها کشیده است . خداوندا ! من با شادی آن که از غمم شاد می گردد شاد می گردم . می دانم که تو عشق من هم , عاجزانه از خدا می خواهی که تو را به آن چه که شایسته آنی برساند شاید مرا در کنار خود نبینی شاید مرا در کنار خود نخواهی  اما هردو ملتمسانه چشمان خویش را به خدای خویش دو خته ایم و هردو خواسته ای مشترک داریم . خداوندا او با شکست قلب من آرام گرفته است اما من با شکست رنج اوست که امواج طوفانی را درهم شکسته به ساحل آرامش خواهم رسید . من با نفسهای اوست که جان می گیرم و اوخود نمی داند و شاید هم که نمی خواهد بداند . اینک وقت شکایت نیست . وقت حکایت است . حکایت از رنجهای محبوبه ام که برای او بهترین ها را می خواهم . خداوندا ! من از قلب شکسته می گویم و اودلشکسته تر از من است . شاید رسم روزگار چنین بوده که دلشکسته ای مرا بشکند شاید که مصلحت توچنین بوده که قلب شکسته من مرهمی بر قلب شکسته او باشد . خداوندا می دانم که با بالهای شکسته ام هرگز به او نخواهم رسید بگذار که او همچنان پرواز کند به من دیدگانی ده که پرنده زیبای خود را و پرواز پرنده زیبای خود را در آسمانهایت ببینم . خداوندا من حسرت پرواز را نخواهم خورد بگذار پرنده من پرواز کند بگذار مرا با بالهای شکسته ام نبیند . بگذار که حقارتم را احساس نکند تا من با لذت و افتخار بزرگی او را ببینم . بگذار که اشکهای مرا نبیند ..خداوندا بگذار برای او بگریم . بگذار برای او بنالم .. بگذار برای آن که قلبم را گریان نموده بنالم و بگریم ... خداوندا بگذار درپای تو به خاک افتم و التماست کنم تا آن که را که مرا آزرده دلشادش کنی . خداوندا ! عشق را تو آفریده ای و از این خوان نعمتت  به هر که بخواهی روزی می دهی . شاید که تو این چنین خواسته ای که مهرم بر قلبش ننشیند شاید که او با بدی بیگانه باشد . خداوندا اندوه خود را به امید شاد مانی محبوبه ام از یاد خواهم برد تا آنچه را که می خواهد و آن چه را که عاجزانه می خواهم نثارش سازی .. خداوندا جز تو امیدی ندارم و می دانم که جز تو امیدی ندارد . بگذار مرا برنجاند بگذار. بگذار تا دست رد بر سینه ام بزند تا دست بر سینه ام بگذارم و دررویای روز های رویایی به آینده شوم خود نیندیشم . بگذار تا به روز های بی او بودن نیندیشم . خداوندا همای خوشبختی را بر شانه پرنده من بنشان تا احساس کنم که پرندگان خوشبختی بر شانه هایم نشسته اند . و  من امشب برای تو عزیز تر از جانم دعا می گویم . تنها ستارگان صدای مرا می شنوند . تو خود را به آسمان شب سپرده ای و من در جستجوی لبخندی هستم تا با آن به شب تیره روزی خود روشنی ببخشم . امشب به خاطر تو التماس می کنم دعا می گویم یگانه را فریاد می زنم امشب با تمام وجودم فریاد می زنم . هرکه باشی هرچه باشی دوستت می دارم . عاشقانه دوستت می دارم . حتی اگر نتوانی که دوستم بداری . امشب برای تو می خوانم برای تو می گویم برای تو می خواهم برای تو می گریم برای تو می نالم برای تو .. امشب دست نیاز به سوی بی نیاز می گیرم تا قلبی را که نمی تواند دوستم بدارد شادش نماید . .. امشب برای تو می نالم .. امشب برای تو می نالم ... پایان .. نویسنده .. ایرانی 

4 نظرات:

ایرانی گفت...


شب به خیر آره داداش گرامی . امیدوارم که روز گار بروفق مرادت باشد . ضمن تشکر از زحماتت چند پاسخ به نظر در ذیل داستان فقط یک مرد 141 وجود داره که هنوز منتشر نشده ..پاسخ به دوستان گلی چون ساسان ..آراد ..سید جواد و یاسین عزیز ..با نهایت احترام وسپاس ...ایرانی

پنجشنبه ۷ فوریهٔ ۲۰۱۳، ساعت ۰:۰۶:۰۰ (GMT+۰۳:۳

ناشناس گفت...

سلام ايراني جان .. خسته نباشي داستان هات واقعا زيبا هستند.. ميخواستم اگه ميشه لطف كني داستان هاي سكس مامان رو بيشتر بنويسي.. هميشه موفق باشي .. ممنون

ناشناس گفت...

سلام ايراني جان .. خسته نباشي داستان هات واقعا زيبا هستند.. ميخواستم اگه ميشه لطف كني داستان هاي سكس مامان رو بيشتر بنويسي.. هميشه موفق باشي .. ممنون

ایرانی گفت...

اطاعت میشه دوست نازنینم . داستانهای سکس با مامان هم می نویسم . ولی خب به داستانهای دیگه هم باید توجه داشت که حوصله خوانندگان دیگه سر نیاد . بازم چشم حتما . در حال حاضر در داستانهای مادر فداکار ..مامان تقسیم بر سه ویک عروس و هزار داماد هم داره سکس با مادر پیگیری میشه ودر بعضی از داستانهای دیگه مثل هر کی به هر کی هم یه اثراتی ازش هست .. ممنونم از تماست دوست گلم . با تشکر و احترام ...ایرانی

 

ابزار وبمستر