ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 55

برای سارا خیلی سخت بود که از این پسر بخواد که اونو بگاد . .. قلبش تند تند می زد . انتظار این حرکت رو از طرف خودش نداشت . فکرشونمی کرد یه روزی کار رو به این جا بکشونه . براش سخت بود . عمری رو در مقابل خیانتهای شوهرش مقاومت کرده بود . با شرافت زندگی کرده بود حتی برای چند بار هم اومده بود اینجا . لذت برده بود . کیر ساک زده بود و کسشو هم میک زده بودن . به ار گاسم رسیده امروز هم آب کسش خالی شده بود ولی اون تابوی اصلی رو می خواست که یک بار برای همیشه بشکنه . بشکنه و به خودش ثابت کنه که اونم به عنوان یک زن در جامعه حق و حقوقی داره و نباید با اون این طوربر خورد شه . -پسر من تا حالا هیچ کیری رو به جز کیر شوهرم توی کسم حس نکردم . ولی حس می کنم اگه امروز کیرت رو  در وجود خودم در سوراخ کس خودم و در اعماق جونم حس نکنم  شبو خوابم نمی گیره . خوابشو می بینم . عذاب می کشم . شرمم میاد خجالت هم می کشم . نمی تونم توروت نگاه کنم ولی دلم می خواد سرمو بگیرم سمت کیرت . وقتی لاپامو باز می کنی و کیرت رو می فرستی به کسم ببینم که چه جوری لذت می بری و حال میدی . اما حالا نمی تونم می خوام چشامو ببندم و کیرت رو حسش کنم . به من جون میده .. دیگه اصلا به فکر خیانت همسرم نیستم . حالا دلم خنک شده آروم شدم . زود باش . بذار تو .. بذار توی کسم .. سینا اشکش در اومده بود . نمی خواست این کار رو انجام بده .. من چیکار کنم . نمی تونم بهش بگم که تو مادر منی .. سرشو چند بار به علامت نفی تکون داد . سارا به شدت حشری شده بود . از این تامل پسر سر در نمی آورد  -چیه اگه خوشت نمیاد کیرت رو فرو کنی توی کسم به من بگو من یکی دیگه رو برای خودم انتخاب کنم . ولی به شیرین شکایت می کنم . شما که دختر باکره نیستی این قدر داری ناز می کنی .. در همون حالت خوابیده بدون این که روشو بر گردونه دستشو به سمت کیر سیناگرفت و اونو لمسش کرد . باهاش ور رفت . -چیه ناز داری پسر این که بی اندازه شقه واسه چی این قدر داری ناز می کنی . این منم که باید سختم باشه . باور نمی کنم که تو امروز شکارم کرده باشی . فکرشو نمی کردم . عاقل باش . با من لج نکن . در نیفت اگه می خوای کاسبی کنی پس هوای منو داشته باش . سارا در حالی که به دمر روی تخت افتاده بود دو تا دستاشو  گذاشت روی کون بر جسته اش و اونا رو به دو سمت بازشون کرد . -نگاه کن .. نگاه کن .. هر کدومو که دوست داری می تونی کیرت رو فرو کنی داخلش . سالم سالم و تمیزه . ببین لک هم زیاد نداره . خیلی وقته اون جوری که من می خوام دست خورده هم نیست . ولی اگه کیرت رو اول فرو کنی توی کسم خوشحال تر میشم . منو روونه بغل این و اون نکن . من یک زن بدکاره نیستم . منم احساس دارم . نیاز دارم . یک عمره که با بدیهای شوهرم ساختم .. سینا گریه اش گرفته بود . چاره ای نداشت جز این که بخواد این درد رو تحمل کنه و کیرشو به سمت کس مادرش هدف بگیره . گاییدن مادرش توسط اون خیلی راحت تر بود تا اونو زیر کیر یه غریبه ببینه و عذاب بکشه . سرشو گذاشت رو کون مادرش .. سارا هیجان زده شده بود . سینا با خودش گفت حالا که قراره کیرمو از سوراخای مادر رد کنم پس  بهتره بهش لذت بدم . لذت و هیجانی که حتی اگه یه روزی هم این دور و برا نباشم اون نخواد با کس دیگه ای باشه . صبر کنه که من اونو بکنم . پشت پا و کون سارا رو غرق بوسه کرده بود . سارا یه احساس قشنگ لرزش داشت . همراه با هوسی فوق العاده . دیگه اینو می دونست که کیری که امروز تو دهنش جا داده و آبشو خورده تا لحظاتی دیگه میره توی کسش .  معطلی فایده ای نداشت . سینا با همه هوسش سعی بر این داشت که کمی هم معطل کنه تا که شاید مادرش منصرف شه ولی خودشم حرکاتی می کرد که سارا رو بیشتر آتیشش می زد و حشری می کرد . لباشو غنچه کرد و پی در پی سوراخ کون و کس مادرشو ماچ می کرد . اونم از اون ماچای صدادار و آبداری که سارا رو به وجد آورده بود و بی صبرانه منتظر لحظه ای بود که کیر پسر رو در کسش حس کنه .. وقتی دیگه تماسی رو روی کون و شکاف اون حس نکرد نفسشو در سینه حبس کرد و منتظر کیری شد که براش طلسم شکن باشه . سینا کیرشو به کس مادرنزدیک کرد . لحظه پیوند عشق و هوس نزدیک شده بود . ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی