ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 10

خواهران دیوونه من . داشتن واسه من دوست پسر ردیف می کردند نمی دونستن که من اهل این بر نامه ها نیستم ولی خیلی خوبم می دونستن . اون لحظه چقدر دلم می خواست یکی از اینا در اختیار من بود و می تونستم با اون حال کنم . چقدر از شنیدن حرفای سکسی  هنر پیشه های ایرونی فیلم لذت می بردم !. واقعا که این دو تا خواهر به من نرفته بودند . حال و حوصله هیچی رو نداشتم . فقط  کف دستمو گذاشته بودم روی کسم و ول نمی کردم . نفس در سینه ام حبس شده و طوری هم با خودم ور می رفتم که از صدای بال زدن مگسی هم آروم تر باشه فیلم تموم شد ولی اونا طوری بی حس شده بودند که دیگه از جاشون پا نشدن که  یه فیلم دیگه بذارن . در عوض آروم آروم ناله می کردن و اون کیر مصنوعی رو فرو می کردن توی کسشون و در می آوردند -پریز من دیگه نمی دونم میرم با یکی از این پسرا دوست میشم . بی خیال پریس میشیم . اون نه تنها با  هامون نمیاد بلکه اگرم بفهمه مانع زنی می کنه . ما توی دیسکو که کاری نمی کردیم و فقط داشتیم می رقصیدیم که اون بلا رو سر مون آورد . اگه بفهمه که می خواهیم با پسرا حال کنیم که دمار از روز گارمون در میاره .. با خودم گفتم پدر شما رو در میارم . فکر کردین شوهر دارین همین جوری برین زیر کیر بقیه بخوابین ؟/؟ یعنی همین ؟/؟ جواب دامادای عزیز و زن دوست خودمو چی بدم . اونا که همین جوری شما رو به دست من ندادن . منم که نمی تونم بهشون دروغ بگم . باید حسابی فالگوش وای می ایستادم تا بفهمم که اونا کی می خوان برن به دیدن پسرا . ولی همینو می دونستم که فعلا فقط حرفشه و نباید زیاد به این چیزا دلخوش باشن . با این حال کمی هم می تر سیدم چون از اونا چیزی بعید نبود .صبح روز بعد از خواب پا شدم . یه تی شرتی دیده بودم خوشم اومده بود که فروشگاهش یه پیاده رو اون ور هتل بود . رفتم و جنسو گرفتم و بر گشتم مهدیس رو دیدم . مهدیس هم یه زنی بود هم سن و سال من که با شوهرش اومده بود ودو تا بچه داشت یه پسر و یه دختر که زن و شوهرهر دو بچه شونو گذاشتن تهران و خودشون مجردی اومدن اینجا .. مهدیس با چه تیپ و قیافه ای هم  می گشت . جنده های تایلندی این جور تیپ نمی زدند . شلوارک پاش بود -ببینم شوهرت میذاره این جوری بری بیرون ؟/؟ -مگه چیه ؟/؟ اصلا اینجا فر هنگش فرق می کنه . فکر کردی مث ایران خودمونه که روسری بره عقب هزار تا چش به آدم زل بزنن  ؟/؟ بیا داخل پریسا جون .. ببینم تو و خواهرات چیکار می کنین . اصلا واسه چی اونا رو با خودت آوردی شر برای خودت درست کردی .. خودت بودی و خودت و راحت می تونستی حال کنی ؟/؟ -منظورت چیه .. یه دستی به کسش زد و گفت عزیز دلم .آخه اینم می خواد گردش کنه . وقتی که از کشورش خلاص میشه می خواد مملکت دیگه رو بگرده . از زیباییای اون استفاده کنه . تا کی بخواد در چهار دیواری زندانی باشه .. سرم داشت ورم می کرد . این یکی که از دو تا خواهرام کس خل تر بود. یاد اون دو تایی افتاده بودم که در دیسکو دیده بودمشون و از کمر کاملا لخت بودند . -من ومهیار جونم اصلا کاری به کار هم نداریم . اون بهم میگه وقتی اومدی اینجا می تونی بری هر جا دلت خواست بگردی و منم کاری به کار اون ندارم . البته فکر نکن شب و روز در حال عشق و حالم . راستش اینجا واسه حال کردن نیازی نیست که حتما بری یه مرد باهات حال کنه . ببینم دوست داری کوس خودت رو بفرستی گردش ؟/؟ .. می خواستم یه جواب دندان شکنی بهش بدم که گفتم ولش .. -پریسا تو خیلی خوشگلی اگه بدونی تیپی مث تو چقدر طالب داره . الان اگه روسری رو از سرت بر داری خودت متوجه میشی که چه ظلمی در حق خودت و دیگران می کنی . مگه زن و مرد چه تفاوتی دارن که زن در دین ما باید حجاب کنه و مرد نباید این کار رو بکنه یعنی موی سرش معلوم باشه . حالا تو اعتقاد داری باید بگم که این یک عادته . در اینجا عادت نیست . کسی برات کف نمی زنه اگه روسری سرت بذاری و کسی هم محکومت نمی کنه اگه اونو از رو سرت بر داری . اینجا فقط خودتی و خودت . کسی برات تعیین تکلیف نمی کنه . از این لحظه ها استفاده کن . سعی کن برات تنوع داشته باشه . ممکنه این روزا دیگه بر نگردن . یعنی تکرار نشن . اومد جلو روسری از سرم بر داشت . خودت رو جلو آینه نگاه کن . چند تا کیر مصنوعی هم نشونم داد . -ببینم شوهرت الان کجاست -من چه می دونم حتما روی کوس و زنای تایلندی داره کار می کنه .. ولی اگه یه دوست دختر اختصاصی گیرش میومد خیلی بهتر بود . با تعجب به دهنش نگاه می کردم . در کس خلی دست پریزاد و پریناز رو از پشت بسته بود ..... ادامه  دارد ... نویسنده .... ایرانی