ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 140

با این که از پشت داشت می کرد توی کسم  ولی طوری حال می کردم که انگار از جلو داره منو می کنه . زبونمو در آورده میون لبام می گردوندم . با این فانتزی که این حس  کلفت رو تا دقایقی دیگه توی کونم حس می کنم .
 -آخخخخخخخخخ جباااااااااارررررر جبااااااااااارررررررر  با پنجه هات فشارش بگیر .. کف دستاتو بنداز روی کون من ... حال کن ... زود باش ..
جبار رو گیجش کرده  بودم . از این که زنی به جای تحمل درد , زیر کیرش حشری باشه و اونو سر حالش کنه خیلی خوشش میومد . باورش نمی شد که من تا این حد شور و حال داشته باشم . در حالی که اون نمی دونست که آتنا به  این سادگی آتنا نشده. از همون روز اول تلاش کرده  . همت داشته . از کون دادن نترسیده .. آره می خواستم به جبار بگم که کون دادن شجاعت می خواد همت می خواد . البته مردا که بیشتراشون از کون دادن بدشون میاد ... شمع خشک توی کون من منو  راضی نمی کرد ولی برای مقدمه بد نیود .  
 -آخخخخخخخخ جبار اون دفعه هم بهت گفتم بازم بهت میگم کاش دو تا کیر داشتی . همیشه دو تا کیر با هات بود که هر وقتی مثل حالا می کردی توی کسم یکی دیگه رو هم بکنی توی کونم . بعد که از کس کردنم خسته شدی دو تایی رو بکنی توی کونم . جبار عین پلنگ می غرید . حس کردم که دیگه حالیش نیست که من چی داره میگم ولی همون جوری که خواسته بودم پنجه هاشو انداخته بود به دو. طرف کونم و داشت بهم حال می داد . با یه دنیا لذت داشت بهم می گفت که منو می خواد . منو دوست داره . از یه سبک جدید هم استفاده کرده بود .. داشتم به این فکر می کردم که اگه دو تا کف دستشو بمالونه به دو تا قاچ کونم اون وقت شمع چه جوری بره توی کونم که دیدم با یه دست این کارو انجام داد . یه دستشو گذاشته بود روی کونم و مرتب می زد به اون .. به چپ .. به راست .. به سینه هام .
 -نههههههههه جبار جبار .. تو که همش داری لذت پخش می کنی .. اوووووووفففففف کسسسسسم کونننننننننم طاقت نداره ... آخخخخخخخخخ جبار جبار ..جبار .. کونم کیر می خواد .. کیر می خواد ..
 حس می کردم که جبار بی اندازه حشری شده ... نفس زدنهای اون و سکوتش ... هر حرکتشو با تمام احساس و هوسش انجام می داد . از پنجه ای که روی کونم انداخته بود گرفته تا شمعی که فرو کرده بود توی کونم و تا اون کیری که کرده بود توی کسم و از بیرون کشیدن و دوباره فروکردن اون بی نهایت لذت می بردم . جبار با لذت داشت منو می گایید و این مهم ترین چیزیه که یک زن در سکس خواستار اونه . این که بدونه برای مردش خیلی خواستنیه و با دونستن این می تونه  به آرامش و لذت زیادی برسه . -وااااااااییییییییی جبار .. زود باش .. زود باش .. قلبم .. قلبم ... دستتو بذار رو سینه ام . بشنو صدای تپش قلبمو .. یه جوری می زنه . خیلی نا منظم شده .... فقط می خواد که زود تر آب کسمو بیاری .. زود باش جبار خیلی سنگینم . جبار شمع رو به حال خود رها کرد و دو دستی به سینه هام چسبید و با یه حرکت رو به جلو طوری به کسم ضربه زد که هر لحظه بیشتر حس می کردم که دارم ار گاسم می شم ولی نمی دونم چرا آب کسم در حال نار کردن بود .
 -اوووووووووویییییییی جبار .. جبار من دارم می میرم .. می میرم .. وووووووویییییی کونم داغ شده منتظره ... اون شمعی که توی کونمه هم داغ کرده ... داره آتیش می گیره اگه تو روشنش نکنی اون خودش روشن میشه ...
 با این جور حرف زدنای خودم .. بیشتر حالی به حالی می شدم ... لحظه به لحظه به ار گاسم نزدیک ونزدیک ترمی شدم . دیگه رسیده بودم به آخرای خط .. ولی آخر خطی که شروع یک خط دیگه و یک راه دیگه بود ..
-وووووویییییییی ویییییییییی می بینی ؟ ! تمام تنم داره می لرزه .. می لرزه .. داره می ریزه .. داره میاد . آبم داره می ریزه .. داره میاد .. جوووووووووون کسسسسسسم کوننننننننننم .. می خاره .. می خاره . تو که می دونی کونم چقدر می خاره باید با همین کیر خودت خارششو بگیری .
جبار : آههههههههه آهههههههههه ...
 و حالا صدای ضربات کیر جبار بود که بر کس من وارد می شد .. حالا این چند ضربه آخرشو بدون کنترل و بی رحمانه بر کسم وارد می کرد .. ولی لذت می بردم .. یک , دو , سه , ..تا ده تا هم رسید انفجار کیر جبار در کس من و پاشوندن گلوله های آب ...
-آخخخخخخخخخخ جبار جبار تشنه ام .. بازم می خوام . تو از کجا می دونی که من همین جور تشنه ام و می خوام .
 کیرشو کشید بیرون ...
-جبار ! زود باش .. زود باش .. نذار آبت بریزه زمین .. همه رو بفرست بره توی کون و سوراخ کونم .. زود باش این شمعو روشنش کنم . من هنوز هوس دارم الان بهترین موقع کون دادن من و کون کردن توست . می خوام اشک سوزان شمعو قطره قطره بریزی روی کون من ..  بذار شمع شاهد فرو رفتن کیرت توی کون من باشه و حسرت کون منو بخوره .. تازه خوب سیرش نکردم . کون من مال کیرته .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی