ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پدران و دختران 2

مینا کونشو گرفت سمت پدرش . گفت بابا جونم ازت می خوام که درش بیاری .. اینا جنسشون یه خورده با هم فرق می کنه می خوام خودت حدس بزنی که کدوم نرم تره . میلاد حس کرد که شیطون داره میره زیر پوستش ولی با خودش گفت  که ایرادی نداره . اون به خوبی می تونه با این مسئله کنار بیاد اشکالی  نداره اون دخترشه و با هم این حرفا رو ندارن . مینا زیر ساپورت هم شورتی نپوشیده بود . اون به شدت حشری بود  . دیدن فیلمهای سکسی اونو به شدت آشفته اش کرده بود و اون و شهلا اگه با هم لزنمی داشتند شاید تا حالا خودشونو اسیر پسرا کرده بودند .   میلاد چشاش گرد شده بود . اون بار ها و بار ها با فانتزی سکس با دخترش اندام اونو ور انداز کرده بود . هر چند خود مینا  به این مسئله اطمینان نداشت . مینا سرشو بر گردوند  و به لای پای باباش نگاه کرد .. هیجان زده بود . وقتی کیر تیز شده پدر رو زیر شلوارش حس نمود دیگه دونست که می تونه تا آخرشو ادامه بده .  میلاد احساس گرما ی شدیدی می کرد .. حس کرد که خفه شده ..
-بابا چته خیلی گرمته . داغ شدی .. همش بهت میگم این قدر نخور . مگه حرف گوش میدی ؟ الان اگه مامان بیاد جواب اونو چی می خوا ی بدی ؟
سریع لباسای روی پدرشو در آورد .. حالا میلاد از قسمت بالای بدن و اون از نیمه پایین بدن کاملا بر هنه بودند .. دستای مینا دور کمر پدرش قرار گرفت ..
 -خیلی گرمی پدر . من نمی دونم با تو یکی چیکار کنم . آخراگه خدای نخواسته سنکوب کنی من چه خاکی به سرم بریزم . صد بار بهت میگم این قدر نخور پدر جون . کو حرف شنوا مگه گوش می کنی ..
مینا , میلاد  رو به سمت تخت برد و اونو خوابوند . میلاد فکر می کرد که داره خواب می بینه .. مینا شلوار پدرشو هم در آورد . پدر مثل یک بچه حرف شنو به حرفای دخترش گوش می داد . کیر میلاد در حال شکافتن شورت و بیرون زدن از اون بود . این جای کارو,  مرد کمی سختش بود . دستشو گذاشت رو شورتش و اون قسمتی که کیرش قرار داشت و می خواست با جا به جایی اون کاری کنه که درشتی اون به نظر نیاد .
-پدر داری چیکار می کنی . مامان خودش یه پرستاره . من از اون درسای زیادی گرفتم . باید تنت هوا بخوره . خجالت نکش .. بذار من خودم برات درش بیارم ..
 میلاد تا رفت یه چیزی بگه که مینا شورت پدرو هم از پاش در آورد . .. چشای  مینا از تعجب گرد شده بود .. چند بار که بچه بود کیر بابا رو دیده بود اونم وقتی که در حموم باز بود .. اون وقتا کیر رو خیلی زشت و ترسناک می دید ولی حالا از درشتی اون لذت می برد . از این که  کاری کنه که باباش گول بخوره و وسوسه اش کنه هیجان زده شده بود . دستشو گذاشت رو کیر پدر ..
-بابا بابای گلم چه حرارتی داره این برات خوب نیست .. ..
مرد حس کردکه تمام تنش داره آتیش می گیره . قلبش داره به شدت می زنه .  مینا کیر پدرشو میون دستاش گرفت و اونو به یه حالت جق زدن به سمت جلو حرکتش می داد -آخخخخخخ آخخخخخخخ مینا .. مینا .. چیکار می کنی
ولی خوشش میومد که اون داشت این کارو انجام می داد . هنوز یک دقیقه تکشیده بود که آب کیر میلاد زد بیرون و مینا دهنشو گذاشت روی اون .. اون آبای  بیرون ریخته رو هم که خورد هیچی تا می تونست شیره بابا جونشو کشید و با لذت تمام آبشو خورد ... میلاد شدت ضربان قلبشو به خوبی حس می کرد .  زنش میترا یعنی مادر مینا تا حالا این کارو براش نکرده بود . آب کیرشو نخورده بود . ولی مینا تحت تاثیر تماشای فیلمهای سکسی و این که بابا رو ازوجود خودش می دونست و از حشر زیادی که داشت این کارو با لذت انجام داد . همین باعث شد که میلاد هم لذت ببره .. دختر بلوزو از تنش در آورد . به پدرش پشت کرد ..
 -بابا درش بیار ...
میلاد فکر می کرد که فکرش از کار افتاده . ولی به حرفای دخترش توجه می کرد ... . مینا خیلی حشری شده بود . کسشو گذاشت رو سر باباش ..  میلاد بی اراده زبونشو در آورد و روی اون کس می کشید .  
-بابا بخورش بخورش خیلی حال میده .. خیلی ...
-عزیزم سر در نمیارم ..
-بابا مگه نمی خوای حالت خوب شه ؟
میلاد گیج شده بود .. ولی حس کرد که دخترش تا حدودی شیطون شده با این حال دوست داشت که این شیطنتش ادامه داشته باشه .. ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی