ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 257

خیلی خوشم میومد . با این که دوست داشتم زود تر بره و شرشو کم کنه تا من به جاسوسی خودم ادامه بدم ولی سالار همچنان مشغول بود . تلفن منزل رهبری رو کیرشم حساب نمی کرد و با همون کیر داشت منو می گایید .
 -سعی کن استرس نداشته باشی و با همون شور و هیجان به کارت ادامه بدی . اصلا به هیچی فکر نکن . از نظر شرعی فقط به سکس فکر کن . یعنی هر وقت داری عشقبازی می کنی به هیچی نباید فکر کنی ...
کیر دراز و چاق و قلمبه شده اش نشون می داد که تن و اندام من و حرفام روش اثر گذاشته ...  بر خورد کیرش با کون من همچین صدایی درست کرده بود که هیشکدوممون دوست نداشتیم که اون لحظه ها زود تموم شه . 
-جووووووووون .. بکن .. بکن ... سردار .. سردار .. تو باید فر مانده کل قوا بشی . لیاقتشو داری .. بزن .. بزن ... آفرین مرد مبارز ..همین جور رو یک خط مستقیم منو بکن .. بکن .. اوووووووخخخخخخ جووووووون .. دوستت دارم . دوستت دارم .. خیلی حال میدی .. به من مزه میده .. جووووووون کسسسسسم . کسسسسسسم .. کیرت انگار آهن ربا داره  با این که تند و تند و سفت و سخت و با سرعت اونو فرو می کنی توی کسم و می کشی بیرون بازم حس می کنم که اون داخل که میره یه چسبندگی عجیبی رو به وجود میاره .. سالار خان .. نروووووو نرووووو . بذار تا صبح با هم بمونیم و توی بغل هم حال کنبم ...  
سالار : من برای این پسره ردیف می کنم . یا با هاش از دواج نمی کنی یا  اگه از دواج کردی باید قول بدی که بعد از از دواج باهام از این بر نامه ها داشته باشی ..
-به روح پر فتوح امام راحل قسم که می خوام اگه اون نباشه دنیا نباشه من رو حرفی که زدم هستم و متعلق به تو هم خواهم بود .
آخ که چه کس شری رو تحویلش دادم .
-نادیا جون ..
-چیه سالار خان . اگه الان بخوای از رفتن حرف بزنی من خیر معافی گرفتن واسه ارسلانو می خورم و دیگه بهت سر نمی زنم . تو قرار بود که تفتیشمون کنی . حالا که سر حالمون آوردی می خوای به همین زودی بری ؟
سالار : اصلا کی از رفتن حرف زد . اتفاقا عکسشه . من می خواستم بگم هر وقت راضی شدی و رضایت دادی من بکنم توی کونت ...
 -اوخ تو چقدر خوبی . همین ؟ باشه تا هر وقت که دوست داشتی منو بکن . یعنی عیبی نداره که رفتن به جلسه خونه رهبری دیر شه ؟ یعنی تو کس و  کون و اصلا خود منو بر رفتن به اون جا تر جیح میدی ؟
سالار : به کسی نگی ها .. پیش خودمون بمونه . هر چند تو پشم کس نداری .. ولی موی کس تو رو بر رفتن به اون جا و بر اون جا تر جیح میدم . چیکار کنیم .. همه دارن کس شراتی رو بلغور می کنن ما هم باید این کار رو انجام بدیم و در این سیستم و دایره ای که همه دارن سر خودشون خاک می کنن ما باید کاری کنیم که کمتر خاک بر سر شیم ..
-همین جور که داری حرف می زنی کارت رو هم بکن ..
 همین طور در حال فرو کردن کیرش توی کس من بود که یه لحظه حس کردم دارم منفجر میشم .و نیاز به این می رفت که یه فضای بازی برای پاشوندن آبم باشه .
-سالار سالار ... اووووووفففففف کسسسسسسم کسسسسسم کونم .. منو رسوندی به جایی که هر وقت بهت گفتم بکش بیرون بکش بیرون .. تو رو به روح امام راحل به جون رهبر قسم میدم ولم نکنی .. آبتو الان نریزی ها .. فکرت رو ببر به جای دیگه . من می خوام تا می تونی و جا داری خالی کنی توی کسم .. بکش بیرون بکش بیرون ... انگاری می دونست که چه خبره سریع در یه حرکت ورزشی و آکروبات مانند خودشو رسوند به جلوی بدنم و سرشو گذاشت زیر کسم .. درست در لحظه ای که آب کسم با فشار ریخت بیرون ... صورت سالار خانو شستشو داد . دهنشو گذاشت زیر کس من .. کس خیس منو لیس می زد .
 -جوووووووون چه با لذت  می خوری ! حال کن . همون جوری که من می خوام . آخخخخخخخ کسسسسسم کسسسسسم ... دوباره بکن .. بکن سالار من آب می خوام ..
این بار وقتی که فرو کرد توی کسم بازم یه حس تازگی می کردم . می خواستم که همین جور ادامه بده . کسم تشنه اش بود .
-اووووووووففففففف بزن .. بزن .. آب بده ...
ریخت و ریخت و ریخت .. هر دو مون از حال رفته بودیم . ولی عشق کون من اونو کشته بود . روغنو آورد و  رو دو تا برش کون منو چرب کرد  ..  یه دو سه دقیقه ای که خوب کونمو دید زد کیرشو به سوراخ کون فشار داد ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی