ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هایکو و کاریکلماتور به قلم ایرانی 3

گاه آسمان هم مثل بوقلمون می شود .بیچاره انسان که به پای پاهای زشتش افتاده است...

بیچاره آدمی که قیچی به دستش گرفته می بیند همه ریششان را تیغ کرده اند ..

شیشه های پر زندگیم شکسته .. نمی دانم با شیشه خالی عمرم چه کنم .
به خیالت سورزده ای ؟! برگ آخر بود . بازی تمام شدبازنده ! .بنشین و با خودت بازی کن .. شاید بتوانی بر خودت پیروز شوی ....

آواکادو می خوام آوا ! کادو نمی خواهم ...

کبریت خیس بود آتش طلاقش داد .....

اگر بت را نشکنی بت تو را می شکند ..

درحال بالا رفتن از دیوار حاشابودم که دیوارفروریخت .....

ازبس خود خوری کرده ام سیر شده ام ....

پنجره ها را بازکن . ..شب درمی زند ..خورشید آفتابی شده است .

شکوفه های گل برگیسوانت می گذارم تا تو سوگلی گلهای من.. چشم نخوری (زیباترینی )
شهبانی عشق را به تو شهبانوی شبهای شیدایی ام داده ام تا با سوز شمع شب افروز خود بسوزم . ....

بالا رفتن را نمی دانم فقط پایین آمدن را بلدم .
شکست را شکستم . پیروزی ازترس فرار کرد .
اشک من گریست . اشک گریه ام درآمد . اما من همچنان ازته دل می خندیدم ....خداوندا ! میهمان حبیب توست . بیماریها دسته جمعی به خانه من آمده اند . چگونه از آنها پذیرایی کنم وقتی که دستم تنگ است . اگر چون دزدان پررو بخواهند یقه ام را بگیرند بازهم میهمان توحساب می شوند ؟!


ناامیدانه به دنبال امید می گردم انگار از ناامیدی خود را نشان نمی دهد ...
هرروزدلم می شکند ولی ترمیم نمی شود نمی دانم چند دل دارم !
لحظه ها به تلخی می گذرند .فردا به امروز تلخ می رسد و امروز تلخ ..می رود تا گذشته های شیرین را بشوید
..امواج طوفانی شده اند و از زندگی گریخته اند . . بیا تا با هم زندگی را در آغوش بگیریم و از زندگی بگریزیم .

خطت را نخوانده ام ولی پیرو خط تو هستم .

من آن زنبوری هستم که برای نوشیدن عسل نیشها نوشیده ام .

دلم برای تو می شکند وقتی که می بینم از دلم چیزی نمانده تا تو هم شریک شکستنش باشی..(تا تو هم آن را بشکنی خودت را بشکن اما خرد نکن ..
خوابت را به خیالم سپرده ام تا بدانم کدام شیرین ترند ..
نیامده ام تا از رفتن بگویم . می روم تا از ماندن بخوانم .
خورشید می خندد . ستاره چشمک می زند . ماه لبخند می زند . مرا هم به بازی بگیرید ..
خواب قلقلکم می دهد ولی دربیداریست که می خندم
آب رفته به جوی برنمی گردد با آن که جوی خشکیده التماس می کند .
به نگاه توسوگند می خورم که اگر با با سوز نگاهت مرا بسوزانی سبزت خواهم کرد .

***************
اردیبهشت ..بذر و شالیزار. .. نشاء و کشت
اردیبهشت ..عطر بهار نارنج .. بوی بهشت
اردیبهشت ..لبخند عشق ..پاکی سرشت
اردیبهشت .. رقص طبیعت .. عروسی اردک زشت
اردیبهشت ..بال زنان و پرکشان .. به سوی سرنوشت

***************
مارها دیگر نیش ندارند شیرها سیرنمی شوند . گرگها دندانهایشان شکسته است ..
دلم برای جلاد می سوزد آخر طناب دارگران شده است .
گرسنگی بیداد می کند .. گربه سانان آشغال ها را هم خورده اند .. دیگرغذایی برای گرسنگان نمانده است .
گلوله های ارزان فوری نمی کشند . وقتی که مرگ شیرین می شود به کام فقرا نمی رود
 برق مرا گرفته است . فانوس زندگیم خاموش شده است
می پرسی برای چه باید مرد؟! تواصلا می دانی برای چه زنده هستی؟!
درجامعه ای که سگ موش می گیرد گربه برای دفاع از حقش با سگ می جنگد .

لامپ را خاموش کرده ام تا در روشنی دلم قصه های غصه هایم را بنویسم

به زیدی گفتم می خواهم نه خواب باشم نه بیدار .نه مست باشم نه هشیار ..زید گفت برو دیوانه شو یا بیکار ..

روز پدر بر مادران مبارک باد که زیر بال و پرخویش.. پدران پرورانده اند .

آب بر آتش ریختم ..آتش شعله ورتر شد .. گفتم چرا ؟!چنین شنیدم: که آتشی که در حسد می سوزد تا ابد خواهد سوخت (سوختن آتش درآتش حسد )زندگی قشنگه حتی اگه شب و روز بشینیم و زشتیهای اونو ببینیم .

پای راستت روی دیروز و پای چپت رو فردا قرار داره . پس کدوم پاتو گذاشتی رو امروز ؟!

ازبس گرسنه ام که هرچی هم غصه می خورم سیر نمیشم ..

از بس خمیازه می کشم باید خمیازه ام را بکشم ..

وقتی بیش از حد آدامس می جوم حس می کنم که آدامس مرا می جود ..

وقتی از کوه بالا می روم احساس می کنم که از کاه پایین می آیم .

از کاه کوه می سازند دیگر نمی دانند که بالا رفتن از کاه خیلی سخت تر است .

اگر کمی عقل توی کله ام می داشتم دیگر از دیوانگی نمی نالیدم ...وقتی که خواب بیدارمی شودمن می خوابم .

وقتی که من بیدارمی شوم خواب می خوابد .

نمی دانم من و خواب کی با هم بیدارمی شویم تا بتوانم با اوحرف بزنم .

چقدر خواب را دوست می دارم وقتی که بیدارست . حیف که من خوابیده ام !

خواب را خواب کنید پیش از آن که او شما را بخواباند .

بیدارشو! خواب خسته شده می خواهد که بخوابد .

خواب روی اعصاب من راه می رود من هم آدم حسابش نمی کنم تا روی اعصابش راه بروم .

خواب به من گفته که برای من و به خاطر من همیشه بیداربوده است .

وای به روزی که ویروس خواب آدمی را آلوده کند و از تنش بیرون نرود . بیچاره آدم خواب آلوده !....

بعضی ها از کم خوابی ..خواب زده می شوند و خود را به خواب می زنند
.....وقتی که قورباغه ابوعطا می خواند باران از زمین به آسمان می بارد.

دلم را به تو می سپارم زیاد مزاحمت نمی شوم .. فقط برای چند ساعت در روز ... به نوبت زحمت چند نفر دیگر راهم زیاد می کنم : یک عاشق عشق

کاش همان جوری که آدمها عاشق می شدند عاشق ها (عشاق )هم آدم می شدند .

بدی هایم راخاک کن تا خوبی هایم سر از خاک بیرون آورند
. وقتی سگ و گربه با هم ازدواج می کنند بچه شان موش می شود .

گلبرگ ها اشک شبنم را نمی خواهند .. اگر شبنم گریه کند گلبرگ ..خشک و شبنم .. خاک می گردد .

آب را گل آلود نکن ! ماهیها رفته اند .

یک پایم لب گوراست . مانده ام که مملکتم راکجا خاکش کنم ؟! : ازفرمایش های مقام معظم رهبری

در سینمای دنیا نشسته فیلم تکراری می بینی؟! خیلی هم بخواهی بنشینی و بمانی شب که شد بیرونت می کنند .
نه امروزی نه دیروزی نه فردایی ...نه دینی و نه دنیا و نه سودایی ...نه دانا مانده این جا و نه شیدایی .. تو نه گمگشته ای و نه تو(تونه ) پیدایی ...

********************
بیابان ها پرآب شده اند ..
ملایان خوابیده درخواب شده اند
دریاها بی آب شده اند .
دزدان هسته ای بی تاب شده اند .
آب ها شراب و شراب ها آب شده اند .
سیخ های سوخته کباب شده اند .
صوابها خراب و خراب ها صواب شده اند .
دل نوشته های من و غمنامه های تو کتاب شده اند ..
سرکه های گندیده می ناب شده اند
چشمه های زلال مرداب شده اند
رویاهای شیرین من و تو سراب شده اند .
ثواب ها گناه و گناهان ثواب شده اند .
ستارگان آسمان شبتاب شده اند
ببین بازی زمانه را که نقش ها بر آب شده اند
*************
خرچنگ به خرچنگ انداخت (می اندازد ).
لاک پشت به انگشتانش لاک می زند .
خریزه یعنی خری که مثل بزکاغذمی خورد .
************
سمفونی خر ... کشور بی در و پیکر ...چهچه رهبر
آب در هاون کوبیدن ..شنیدن و نشنیدن .. دیدن و ندیدن
چون موش دویدن ..چون خرگوش جهیدن ..چون گربه پریدن
نالیدن .. گریستن ...شکستن ...رفتن ..نرسیدن
اعدام رحمت .. لعنت ملت ...شکوفه وحشت
خواری وخفت ...کاسه ذلت ...نکبت وحیرت .
***********
ازمردن خجالت می کشم .. قبر ها گران شده اند . حتی برای مردن هم پول ندارم
زمین خوردم تا آسمانی شوم .
لبانت را بازکن تا دندانهای تیزت را ببینند
تا به کی می خواهی درقوطی کبریت بمانی ..شمع خاموش همچنان می سوزاند
کورخوانده ای .. بینا خوانده ام .. می خندم تا گریه هایت را ببینم



ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی