ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 79

دستامو گذاشته بودم رو کونش و وقتی که  دو تا قاچشو به دو طرف باز کردم  انگار اثری از سوراخ کونش ندیدم . انگار این دختره سوراخ نداشت . سوراخش بین دو طرف کون و کپلش گم شده بود . با انگشتم بازی بازی کردم تا حدودشو پیدا کردم . چقدر ناز و ریز بود . هر کاری کردم با لبام سوراخ کونشو ببوسم نشد که نشد . آخر بهش گفتم که خودشو یه پهلو کنه تا بتونم لبامو بذارم رو سوراخ کونش . اونم این کارو خیلی راحت انجام داد . حالا می تونستم سوراخ کونشو ببوسم . قبل از این که اونو کرم مالی کرده و کیرمو فرو کنم داخلش . دستامو گذاشتم رو کمرش و بدنشو لمس کردم . اون از این کار من خیلی لذت می برد یه حس خوبی بهش دست داده بود . یه حسی که می دونستم در اون لحظه با هیچ حس دیگه ای در این دنیا عوضش نمی کنه .
-شهروز .. شهروز . چقدر دوست دارم از این لحظه ها ی به یاد ماندنی رو همیشه با هات داشته باشم . می خوام زنت شم .. یعنی بکنی توی کسم .
-بس کن دختر . من که یک بار تو رو ارضات کردم .
-نترس من زنت نمیشم . از نظر معنوی می خوام زنت شم .
-یعنی میگی من بزنم پرده ات رو پاره کنم که می خوای از نظر معنوی زنم شی . ؟
خلاصه نذاشتم که تو طئه های سودابه اثر کنه .شایدم همین جوری یه چیزی گفته بود و اصلا بر نامه توطئه و این حرفا هم در کار نبود . روی انگشت کوچولوی دست راستم و رو اون سوراخ کون بیش از حد فانتزی سودابه کرم ریخته و انگشتمو خیلی آروم به سمت داخل کون فرستادم . اولش هم من و هم سودابه آروم بودیم ولی بعد از این که یک بند انگشت من وارد کون سودابه شد اون یه لحظه یه حرکت رو به جلو داشت که نشون می داد کمی دردش گرفته . برای فرو کردن کیرم در  کونش بی تابی می کردم . کون یه استیل زیبایی داشت از یه دختر جوون که تا حالا تجربه سکس نداشته . کونی که با وجود بر جسته و شکیل بودن  می شد گفت از نظر شکل و قواره  نه کوچیکه و نه بزرگ . با این حال سرمو گذاشته بودم روی کونش و آروم آروم گازش می گرفتم .. اونم خوشش میومد و چشاشو می بست . بعد خودمو بالاتر کشیده و پشت گردن و کمر و شونه ها شو غرق بوسه کردم . همزمان با این کار انگشتمو هم می کردم توی کونش و بیرون می کشیدم ..
-سودابه جون چه حالی داری ؟ کیف می کنی ؟ لذت می بری . فرض کن که این انگشت من همون کیره که رفته توی کونت ..
 -تو این انگشتو با کیر خودت مقایسه می کنی ؟
-خب مکانیزم عمل همونه دیگه . منتها این کیر که میره توی کون حالا کلفت تره اما مسیر حرکت همونه . به همون صورت حال میده .
 روی کیر خودم هم کرم مالیدم .
-سودابه جون . من دارم حرکت خودمو شروع می کنم . آماده ای ؟
-چرا که نباشم . من سالهاست که آماده ام .
 تعجب کرده بودم .  خیلی از دخترای کلاس و دانشگاه رو که کرده بودم اونا هم همین حرفا رو بهم می زدن . ولی سودابه واقعا هیکل افسونگرانه ای داشت . خیلی هم وارد بود از این که چه جوری دل منو ببره . کونشو می گردوند  -واااااایییییی سودابه سودابه دختر تو دیگه منو آتیشم زدی . من اگه این کونت رو نکنم دیگه خوابم راحت به چشام نمیاد آب خوش از گلوم نمیره پایین .
یه حرفای الکی می زدم که سودابه خوشش میومد .
-دوستت دارم دوستت دارم شهروز .
از انگشت میانی دستم استفاده کردم تا راه کونشو بیشتر باز کنم . کیرموبه سوراخ کونش فشار داده دستامو رو جفت سینه های سودابه فشردم
-آخخخخخخخخخ ..آخخخخخخخخ  ..  
کف دست چپمو هم گذاشتم روی کسش .. کیر همچنان به سوراخ کون سودابه فشار می آورد ..
سودابه : اووووووخخخخخخخ درد داره درد داره . شهروز جون فدات شم .. ولش کن بذار خودش بره . این جوری فکر کنم خودش راحت تر راهشو پیدا کنه .
-به شرطی که این کیر درست بخوره به کانون هوس و مرکز جایی که باید فرو بره ..
 -میره .. میره شهروز جون صبر کنی میره . آروم و قرار نداشتم . طوری حشری و هیجان زده بودم که باورش واسم سخت بود سر کیر درست به اون نوک مگسی کون سودابه چسبیده بود ..
 -فشار نیار فشار نیار .. بذار خودش داره میره .. راهش همینه ..
حس کردم که یه قسمت از کیرم رفت توی کونش . بازم یه حس خوب و قشنگ دیگه .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی