ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 115

یه خورده بیشتر فالگوش وایسادم تا مطمئن شم که اون چیزایی رو که شنیدم حقیقت داره . خیلی سخت بود باور کردن اون .. تعجب می کردم . مرد به اون با شخصیتی و ظاهرا مومن و خوش بر خورد و حالا فقط مشروب می خورد .  عیب خاصی نداشت . اما این که یک مرد بافکر و فر هنگ و بر خورد مثل اون کونی باشه  واسم سخت بود . دودل بودم که این موضوع رو با لاله در میون بذارم یا نه . البته من و لاله  مردای کونی ندیده نبودیم و به اندازه کافی من این مردا رو گاییده بودم .. اما  می دونستم که لاله تعجب می کنه که شوهر دختر عموش این طور باشه .. اما اون جوری که از صحبتای سمیه و شوهرش بر میومد این بود که مهران هنوز کون نداده و فقط علاقه به این کار داره و سمیه داره با فرو کردن کیر مصنوعی توی کونش اونو آرومش می کنه . ولی با عقل جور در نمیومد که  مردی عاشق کون دادن باشه و فعلا داره خودشو این جوری ارضا می کنه و زنش این جوری اومده باشه کمکش . یعنی این چه چیزی رو می تونست عوض کنه . بهتره بی خیال این حرفا شم . چه می دونم .. یا این که یه زمینه ذهنی رو واسه لاله آماده کنم . کنار دوستم درازکشیدم . چقدر از بغل زدن بغل لخت لاله خوشم میومد . اونم با کیرم بازی کرد تا این که تونست شقش کنه .. منم رفتم  توی فکر فانتزی سکس  و کردن کون مهران . نمی دونم چرا خیلی دوست داشتم اونو بکنم . شاید واسه این بود که دلم می خواست قدرت و اعتماد به نفس خودمو نشون بدم و هم از این که مرد قدرتمندی مثل مهران نیاز مند کیرم باشه آرومم می کرد .
لاله : خیلی خسته ای شیدا ؟
-نه عزیزم . چی شده که داری این حرففو می زنی ؟
-من می بینم که انگاری توی باغ نیستی .. باشه من فعالیت می کنم شیدا جونم .
-عزیزم بیا ببوسمت . تو که می بینی کیرم چقدر واست شق شده .
لاله خودشو بهم چسبوند ..
-آره راست میگی عزیزم . فکر کردم که دیگه دوستم نداری و به دیدن من به هیجان نمیای ..
-من اگه با یه دنیا طرف باشم لاله من یه چیز دیگه ایه  . من نسبت به اون یه حس دیگه ای دارم .
 لاله : دوستت دارم عشقم . ولی فکر کنم دلت واسه خونواده ات تنگ شده باشه ها ..
 -من تا اون جایی که یادم میاد از بچگی با هم بودیم . حتی بیشتر سفر ها ی خونوادگی همو فراموش نمی کردیم .  اون شب من و لاله تا می تونستیم به هم حال دادیم . اونو هم از کس و هم از کون کردم .  نیمه های شب که لاله خواب بود پا شدم و بازم رفتم پشت در اتاق مهران و سمیه . می خواستم  ببینم آیا میشه بازم یه اطلاعات جدید از اونا به دست بیارم یا نه . ولی سر و صدایی نبود . آفتاب دمیده بود . مهران برای کاری رفت بیرون ... لاله هم به خواب سنگینی فرو رفته بود . دوست داشتم یه دوش بگیرم . جالب این جا بود که سمیه هم می خواست بره حمام . به هم تعارف می کردیم که تو زود تر برو . وقتی اون بهم گفت که پس با هم میریم من با کمال میل این پیشنهاد اونو قبول کردم . راستش دوست داشتم که جریان شی میل بودن خودمو بهش بگم .  یعنی نه این که بخوام بی مقدمه این کارو انجام بدم . اون یواش یواش باید بر جستگی جلوی بدن منو می دید و کنجکاو می شد تا من بهش جریانو بگم . دو تایی مون رفتیم حموم ... البته حجب و حیای خاص ایرونی رو هم داشتیم با این حال سوتینمونو در آوردیم . شورت هر دو مون خیلی  فانتزی بود . ولی من  کیرمو طوری داخل شورتم چپونده بودم که حاشیه هاش بیرون نزنه .. فقط دوست داشتم که سمیه با نگاه کردن به بر جستگی اون تعجب کنه . مخصوصا خودمو طوری رو در روی اون قرار می دادم که  اون مشکوک شه .. همین طورم شد .
-شیدا جون تو پریودی ؟
متوجه شدم واسه چی این سوالو می کنه . اون بالاخره دیده بود این حالت کیر منو ..
 -نه عزیزم .
 -پس چرا شورتت یه حالم ورم کردگی داره . اگه نمی شناختمت فکر می کردم مرد باشی .
-شایدم باشم تو از کجا می دونی نیستم .
طوری جدی حرف می زدم که سمیه فقط با تعجب منتظر بود تا جملات بعدی منو بشنوه .
-سمیه جون . می خوام یه چیزی رو بهت بگم .. من آلت تناسلی  مردونه دارم ..
 یه لحظه یه نیمه جیغی کشید که من گفتم الان منو از حموم بیرون  نکنه خوبه . این که بیاد و به من بگه که وجود تو در این جا تحریک آمیزه و از این حرفا .. ولی خوشبختانه اهل تظاهر و جا نماز آب کشیدن نبود ..
 -یعنی تو دو جنسه هستی ...
-نمیشه گفت دو جنسه .. من تمایل مردونه دارم و آلت تناسلی اونا رو همراه با تفاوتهایی .
 از اون جایی که تعجب کرده بود شلوارمو کشیدم پایین تا کیرمو بهش نشون بدم و باورش شه .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی