ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 52

گلوریا با لذت و آرامش عجیبی دو تا کف دست و زانوهاشو گذاشت رو زمین و کونشو قمبل کرد ...
 سمیر : آقایون خانوما .. بکنم تو کسش یا کونشو بکنم ..
 مردا از گوشه و کنار هر کدوم یه چیزی می گفتن . یکی می گفت آقا کونشو جر بده می خوایم حال کنیم .. یکی می گفت همچین فشارش بده  که  مقعدش بترکه ... و زبونش از حلقومش در آد ..
زنا جیغ می کشیدند و می گفتند این آقایون چرا ساکت نمیشن . هیچ جا نمی ذارن که ما حرفمونو بزنیم . حالا هم باید رای گیری بشه ... آقایون شلوغ نکنن .
رای گیری شد و کس با اختلاف بیست رای برنده شد .  
سمیر : به احترام اکثریت شما اول می کنم توی کس این خانوم . بعد یه سرویس آنال سکس هم روش پیاده می کنم .
 یکی از اون پسرا که مشهور به اکبر سگ سبیل بود گفت
 -آقا پس ما چی . ما  هم می خوایم با این خانوم خوش تن و بدن باشیم باید دم کی رو ببینیم ؟
گلوریا خوشش میومد از این که مردا دارن سر اون چونه می زنن . یکی از زنا که مهندس برق بود و اسمشم بود شیرین گفت ..
-حالا ما که می خوایم با این آقا خوش تیپه باشیم باید یقه کی رو بگیریم ؟
اکبر سگ سبیل هم یه بار دیگه به حرف اومد و گفت
-آقا جواب ما رو بده .
یکی دیگه از پسرا گفت ..
-ببینم تو که اون کیرت اندازه کیر شغال نمیشه .. اندازه سبیلات کلفت تر از قد کیرته  . اکبر : همونو فرو می کنم توی کس این خانوم . ...
 سمیر : گلوریا آماده ای ؟ من دیگه از دست حرفای بی خود اینا خسته شدم . این جا که دارن این جور آدما رو می خورن وای به این که بریم توی اون خونه مخصوص . گلوریا : باید بهشون حق داد . دیگه در محرومیت بودن همینا رو هم داره دیگه . پسرای مجردی هستند که   واقعا در تنگنا قرار دارن و همین که چشمشون به تیکه های رنگ و وارنگ میفته از خود بی خود میشن .
 سمیر : خیلی از اینا شبیه به پسر نیستن . یه عده ای هم به نظر میاد که سن پدر بزرگمو داشته باشن .
گلوریا : خب اون مسئله ای نیست . ممکنه اون مردا از دواج نکرده باشن یا اصلا زن نداشته باشن حالا زنشون مرده یا جدا باشن . خلاصه مجرد هستن ...
سمیر کیرشو فرو کرد توی کس  گلوریا . جمعیت شروع کردن به کف زدن  و هر کسی واسه خودش آواز می خوند و یه چیزی می گفت .   دور و بر صحنه عملیات خیلی شلوغ شده بود . نز دیک بود درگیری ایجاد شه از این که یه عده ای جلو دید عده ای دیگه رو گرفته بودند . مسئول انتظامات و مراقبتهای ویژه اومد جلو و گفت آقایون خانوما هر کی سر جای خودش بشینه . از این دو رشید دلاور در خواست می کنیم که هر چند دقیقه در میون جا شونو عوض کنن . این جوری که شما رفتار می کنین همش از این می ترسم که حواس راننده رو هم پرت کنین . همین کارا رو می کنین که الان نزدیک به چهل ساله که گرفتار طاعونی به نام آخوند شدیم و در مان نمیشه . به جای این که آخوندا سوار ما بشن همون بهتر  که ما سوار خودمون بشیم . بقیه هم بدون این که بفهمن اون مامور چی داره میگه واسش کف می زدن و هورا می کشیدن .  سمیر با لذت کیر شق شده شو فرو می کرد توی کس گلوریا و به سرعت بیرون می کشید . دو سه تا از مردایی که نزدیک اونا بودند کیرشونو به سمت دهن گلوریا گرفته و زن هم اونا رو به راحتی فرو کرد توی دهنش و یکی دو تا کیر رو هم گرفت توی دستاش و با اونا بازی می کرد .  گلوریا خودش گیج شده بود که چیکار کنه . اکبر سگ سبیل هم ول کن نبود ...
 سمیر دهنشو گذاشت زیر گوش گلوریا و گفت اگه موافق باشی به این سگ سبیله بگیم بیاد زیرت دراز بکشه و تو هم بری روی کیرش و دو تا به یکی تو رو بکنیم . چطوره 
گلوریا : من که حرفی ندارم . ولی اون زیر پرس میشه .
سمیر:  می تونه خودشو جمع و جور کنه . فقط کار تو سخت میشه که باید رو کیرش حرکت کنی . کمرش هم درد می گیره ..
خلاصه اکبر رفت اون زیر دراز کشید ... سمیر هم کیرشو از کس گلوریا بیرون کشید و اونو فرو کرد توی کونش . اکبر هم کیرشو کرد توی کس .. این بار از روبرو امون اکبر رو بریده بودن . چند تا زن به نوبت میومدن کسشونو می ذاشتن رو دهن اکبر ... راننده : بس کنین . چقدر شما ندید بدید هستین . انگاری جمعیت کس و کون و کیر ندیده باشن .
 زیدی هم از ته ماشین فریاد زد
 -آقای راننده انگاری شما هم کمبود دارین چون اگه سیر خورده بودین دیگه واسه این چیزا حواستون پرت نمی شد . چطوره به یکی از این خانوما بگیم بیاد واسه تون ساک بزنه . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداش واقعا عالی بودمرسی

ایرانی گفت...

ممنونم دلفین جان دستت درد نکنه .. ایرانی