ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 103

امیر : سامان خان شاید همه مث شما نباشن و این بر داشت رو نکنن . می بینم که یه عده از مردا همون فر هنگ خاص خودشونو دارن . همون تعصبات گذشته رو . درسته که شما از نظر درون فامیلی با هم اتحاد دارید و ناموس خودتون رو به اشتراک گذاشتین و این می تونه خیلی جالب باشه و امید وارم تا یه مدت دیگه در فر هنگ ایران جا بیفته ولی از این که بتونین یه غریبه رو بین خودتون قبول کنین هنوز جا نیفتاده ..
 سامان : امیر خان  ! یه نکته رو هم باید در نظر گرفت که ما ملت ایران همیشه منافع خودمونو در نظر داریم . منظورم از نقطه نظر انفرادیه . مثلا شما الان دارین با خونواده خوش خیال و اعضای خونواده اون حال می کنین . ولی آیا خودتو حاضری که خواهر و مادرت پا به این مجلس بذارن و اونا رو با خونواده ما در اشتراک بذاری ؟ حاضری اونا بیان ؟ می دونم از حس این موضوع مو بر تنت راست میشه ..
 امیر : نمی دونم چی بگم . هر کاری شروعش سخته . شاید پذیرش این مسئله برای شما هم در آغاز راه خیلی سخت نشون می داد ولی حالا دیگه این طور نباشه .
سامان : من نیومدم این جا وقتت رو بگیرم .
امیر : سامان خان بفر مایید . من میرم کنار
 سامان : حالا می خوای سحر جون گوشمو بکشه و بگه که شوهرم نذاشت که خوب با دوست پسرم حال کنم ؟
سحر : چرا حالا آبرومو پیش جوون مردم می بری ؟سامان ! من کی از این حرفا زدم و این افکار رو دارم .
سامان : شوخی کردم .
 سحر : می دونم عزیزم . حالا میای ؟ ؟ اگه امیر خان راضی  باشه دو تایی تون می تونین یه حال درست و حسابی بهم بدین . خیلی کیف میده کیر شوهر آدم توی تن آدم باشه وقتی که داره با دوست پسرش حال می کنه ..
 سامان : خوش به حال شما زنا . بازم بگین ما زنا بد بختیم و دنیا فقط واسه ما مردا آفریده شده در حالی که وضع شما از ما مردا خیلی بهتره . دو تا مرد در آن واحد می تونن به شما حال بدن . هم خودشون کیف می کنن و هم شما .. ولی اگه دو تا زن بیان سراغ ما مردا ما چه جوری با هاشون حال کنیم ؟ دو تا کیر که نداریم ..
 سحر : اووووفففففففف چقدر حرف می زنی ؟ ! اگه می خوای کاری بکنی زود تر مشغول شو که من بیصبرانه منتظرم و می خوام با شوهر جونم حال کنم .. 
-اوووووووففففففف امان از دست تو زن . همیشه همون سحر شیطون همیشگی هستی . هر چیزی رو که خواستی به دست آوردی ..
امیر واسه لحظاتی بود که کیرشو از توی کون سحر در آورده بود و می خواست بدونه که صحبت زن و شوهر و تعارفات اونا به کجا می کشه . سحر یه دستی به سینه شوهرش زد و اونو رو زمین خوابوند و تر جیح داد که بره و رو کیرش بشینه و امیر هم یک بار دیگه از پشت فروکنه توی کون اون . سامان به صورت زنش نگاه می کرد . برای شوهره این تازگی نداشت که زنشو به صورت اشتراکی بکنه البته  برای اولین بار بود که در اشتراک با یه مرد غریبه زنشو می گایید . اون هنوز اطلاعی نداشت از این که قبلا عرفان و سهیل هم به صورت دو به یک سحر رو کرده بودند .. امیر هم یه بار دیگه کیرشو به کون سحر مالوند .
سامان : امیر خان کون زنم چطوره . ظاهرا خیلی  طرفدار داره .
 امیر می خواست بگه که در میون خونواده خوش خیال بیشتر کونها طرفدار داره و نمیشه گفت که کدوم کون از بقیه بهتره . ولی کون فیروزه رو که از خونواده خوش خیال نبود بر ترین کون می دونست . شاید در قبل بود که می گفتن که کون گنده تر حالش و حال دادنش بیشتره . ولی حالا این تنها فاکتور برتری کون زنان نیست . کون باید تحرک داشته باشه . تازگی و طراوت و در تناسب با کمر یه حالت قوسی شکلی هم داشته باشه که اونو قشنگ بندازه توی دید . اون حرکاتی رو هم که به وقت سکس از خودش نشون میده در زیبایی کون و تحریک آمیز بودن اون اثر داره . امیر خوشحال بود . از این که هم یه شغل خوبی گیر آورده و هم این که  می تونه خیلی راحت و بدون این که پول خرج کنه و واسه دختر بازی و جنده بازی پولشو هدر بده با اعضای خونواده خوش خیال حال کنه و تازه کلی طرفدار هم بین زنا داشته باشه . سامان : چه حسی داری سحر ..
 سحر : حس یه زن خوشبختو که به هر چی که دوست داشته رسیده . دیگه هر خواسته ای که داشته باشم میشه زیر مجموعه تمام اون چیزایی که تا حالا بهش رسیدم .. تو به چی فکر می کنی ؟
سامان : به این که وقتی زنم خوشحاله انگاری که تمام خونواده خوشحالن .. یه وقتی فکر نکنی که من مرد بی غیرتی هستم .
سحر : تو فهمیده ترین مرد دنیایی ..
در اون سمت هم سوسن حسابی خودشو رو کیر سیاوش بالا و پایین می کرد .. ستاره هم نگاش می کرد و می گفت سوسن جون یه خورده واسه ما هم بذار . .... ادامه دارد ...نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم عالی بود

ایرانی گفت...

ممنونم دلفین جان . دست گلت درد نکنه ... ایرانی