ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ضربدری همون جمعه 2

حالا پروا هم تا انتهای کیر سعید رو توی کسش فرو کرده بود .. از اون دور یه دستی واسه خواهرش تکون داد . هر دو شون حس می کردن که موفق شدن ..  دیگه به این فکر نبودن که مثلا ار گاسم شن . اونا در این فکر بودن که زود تر شوهراشونو متوجه کنن که  دارن چیکار می کنن . می خواستن توپ رو بندازن توی زمین اونا و خودشونو بی تقصیر جلوه بدن  تا این که یواش یواش کارا بیفته روی غلتک . هر دو شون با این که با کیر تازه خیلی حال می کردند  ولی تا وقتی که شوهراشونو به این کار راضی نمی کردند آروم و قرار نداشتن . هر کدوم از اون زنا نزدیک خودشون  یه کاسه کوچیک ماست قرار داده بودند . اخلاق شوهراشونو به خوبی می دونستن و این که ماست تا حدود زیادی مستی رو از سرشون بیرون می کنه .و ماستو هم به خورد طرفشون دادن . . دقایقی بعد مردا کمی سر حال تر نشون می دادند .. یه لحظه سعید به خودش اومد
 -پری جون نگاه کن .. در اتاق خواب ما بازه . حمید و پروا دارن روی تخت ما با هم سکس می کنن ..
 پروا : چی ؟ تو حالا چی گفتی ؟ به من گفتی پری ؟ من که پروا هستم .. واااااااییییی نهههههه سعید تو این جا چیکار می کنی .. داری با خواهر زنت سکس می کنی ؟ مست کردی و منو هم مست کردی و داری باهام حال می کنی ؟ وااااااییییییی .. اون روبرو رو ..
حمید هم در اون سمت متوجه جریان شده بود . می دونست که چه دسته گلی به آب داده . پری هم رفته بود توی خط فیلم و زنا طوری قیافه حق به جانب گرفته بودند که خودشونم داشت باور شون می شد که تقصیری نداشتند .. چهار تایی شون با همون شرایط بر هنه نشسته بودن روی تخت و هیشکدوم جرات شکستن سکوتو نداشتن .. پری : حالا چیکار کنیم ..
 پروا : من که اصلا هیچی یادم نمیاد . این مردا به ما مشروب خوروندن تا ما رو هم مث خودشون کنن . من که میگم تمام اینا یه نقشه بود که بخوان سکس ضربدری رو میون ماجا بندازن . حمید تو که نقشه ات این بود خودت باهامون در میون می ذاشتی  . اگه دوست داشتیم انجامش می دادیم ..
 سعید : بس کنین خانوما . طوری حرف می زنین که انگار شکنجه شده باشین .
دیگه خجالتو گذاشت کنار .. انگشتشو گذاشت روی کس زنش پری که لحظاتی پیش از کیر حمید , داداش یا با جناق شوهرش  پذیرایی می کرد ..
 سعید : نگاه کن پری چقدر دور و بر کست خیسه و نشون میده که حال کردی . پس برای من الکی ادای جا نماز آب کش ها رو در نیار .
 حمید هم یه اشاره ای به  کس پروا کرد.
حمید : خب خانوم خانوما اگه قرار بر این بود که عذاب بکشین چرا این قدر حال کردین .. ما شما رو با هم اشتباه گرفتیم و مست بودیم .. شما که قیافه های ما رو راحت تر تشخیص می دادین ..
 پری : حالا حرف حساب شما آقایون چیه . ما رو که نجسمون کردین .
سعید یه اشاره ای به حمید زد و اونم دوزاریش افتاد ..
سعید : برو سراغ زنت .. اول یک ضرب کیر به این خانوما نشون بدیم و بعد که ضرب شست ما رو خوردن بهشون نشون میدیم که یه من ماست چقدر روغن داره . سعید کمر پری رو گرفت و حمید هم به زنش چسبید . دو تا مردا کیرشونو محکم فرو کردن توی کون زنشون ..
 پروا : آخخخخخخخخ حمید حمید بد جنس نشو من تحمل ندارم . من دیگه نمی کشم . حمید : خیلی خوب هم می کشی . من نمی دونم این جریان از کجا آب می خوره ..
 پری هم که از درد کون می نالید و نمی تونست کیر شوهرشو توی کون خودش احساس کنه گفت بس کن حمید .. اگه یه تار مو از کون خواهرم کم شه بلایی بر سرت میارم که مرغان آسمون به حالت گریه کنن .
 در این جا سعید یه اشاره دیگه ای به حمید زد ..
 سعید : داداش حرف داداش بزرگ تر رو گوش کن .. سریع بیا زیر پری دراز بکش .  خواهر زن یا زن داداشت یعنی همون زن ما بد جوری کسش می خاره . حمید بیا زیر تن پری ...
 پروا : یعنی من این جا سماق بمکم ؟
 سعید : زن داداش ناراحت نباش .. به موقعش من و حمید دو تایی مون کیر تودهنت فرو می کنیم تا بمکی .
دو تایی شون به سرعت توی کس و کون پری تلمبه می زدند .. پروا هم اومده بود جلو .. پروا : فدای خواهرم میشم که از من حمایت کرده . شما هم حق ندارین کاری کنین که یک تار مو از سر یا کونش کم شه وگرنه بلایی بر سرتون میارم طوری شما آقایون رو زیر فشار قرار میدم که هر چی شیر مادر خوردین بیارین بالا ..
 پری حالا رو کیر داماد یا برادر شوهرش حمید سوار بود و شوهرش سعید از پشت کرده بود توی کونش ..
پری : واااااااخخخخخخخ .. من فدای دو تا کیراتون ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی