ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 54

بنفشه  حالش گرفته شده بود . می دونستم ..می دونستم افشین تو هوسبازی .. و همش میری دنبال زن و دختر مردم . ولی این جوری جلو چش من ؟ ! البته بازم که کمی فکر کرد یک بار دیگه به این نتیجه رسید که خودشم مثل شوهرشه  با این حال  سعی می کرد همراه با آهنگ و هیجان برای  فرزین ساک بزنه . فرزین تعجب می کرد که چی شده که به ناگهان بنفشه این جور داره خودشو نشون میده . یه نگاهی به اطراف انداخت و به غیر از سمیر و گلوریا و اکبر سگ سبیل که وسط راهرو ماشین ولو بودن بیشتر زوج ها در یه حالت ساکی قرار داشتند و انواع و اقسام ساک زدنها رو به نمایش می ذاشتن . حیف که موبایلاشونو جمع کرده و در یک ساک بزرگ گذاشته و گذاشته بودند توی صندوق اتوبوس . مهناز به زور کیر احسانو ساک می زد .
احسان : مهناز خانوم نگاه کن از دوست دختر من منیره یاد بگیر و از دوست پسر خودت افشین . چه با حال با هم کنار اومدن ؟ این رسم روزگاره . تا می  تونی باید حال کنی . لذت ببری . عشق کنی . دنیا یعنی همین کیف و حال کردنا . چند روز دیگه گوشت تنت رو  مار ها و سوسمار ها می خورن . دیگه  اون دنیا که جای خود داره . پس چه بهتر تا می تونی لذت ببری این که من نمی دونم روحم متعلق به یکی دیگه باشه و با تمام وجودم ازش لذت ببرم همش کس شره . مگه تو که خودت الان این جایی شوهر نداری  ؟ به شوهرت وفادار موندی ؟ اصلا گفتی که دلت نمی خواتد بیای این جا ؟ اون مرد فداکاری کرد و رضایت داد بیای این جا و توی بغل ما بخوابی . واسه چی ؟ واسه این که ما مردای دیگه مردای مجرد زن ندیده با همه شما حال کنیم و  شما هم یه تنوعی وارد زندگیتون بشه .
منیره با این که از حرفای دوست پسرش لذت می برد و خوشش میومد ولی حس کرد که نه وقتشه و نه جاشه که اون حرفا رو بر زبون بیاره .. یه دستی واسه احسان تکون داد که یعنی ساکت باش ..
احسان : آخه دارم اینا رو می گم تا لب و دهن مهناز جونو نرمش کنم ..
 و بعد منیره  با یه اشاره یگه  متوجهش کرد که حالاکمتر حرف بزنه ..
منیره کف دستشو گذاشته بود زیر بیضه افشین و  اونو از قسمت زیر کیر تا انتهای کله به طرف جلو کشیده و می فرستادش توی دهنش .
احسان : افشین  جان .. این دوست دختر یا همون دوست زن ما رو دست کم نگیر . از اون اهل حالاست . بیشتر از ده تا دختر بهت حال میده . وقتی بهت بچسبه ولت نمی کنه . به این نون و ماستها هم سیر نمیشه . متخصص در ساک زدن .. سکس از عقب و سکس از جلوست . هر کاری هم که دوست داشته باشی می تونی با اون انجام بدی .  بنفشه خیلی دوست داشت کسشو بندازه رو کیر فرزین و در حال گاییده شدن کونشو به سمت بیرون طوری که همه اونو ببینن قمبل کنه و این جوری خشم خودشو نشون بده و دق دلی خودشو سر افشین خالی کنه ولی با همه اینا   نمی تونست خودشو قانع کنه پیش شوهرش تا این حد پیشرفت داشته باشه یعنی کس و کونشو در اختیار سایر مردا قرار بده و به سکس فینالی برسه ...
 یکی از زنا که یکی دو متر اون طرف تر قرار داشت و محو صحنه و حرفای افشین و احسان بود گفت ..
-قربون دل شوهرامون بشیم که جنبه شو داشتن و بهمون اجازه دادن که بیاییم این جا . حالا ببینیم شما آقا پسرا وقتی که از دواج کردین حاضرین همین کارو در حق زنتون انجام بدین یانه ؟
 احسان : به شرطی که زنمون خودشو قانع کنه که نیاز به همچین جا هایی داره ..
 یه لحظه صدای جیغی اومد یه سر و صدا و همهمه عجیبی شد .. ظاهرا اون وسط همه دور و بر گلوریا رو گرفته بودند نزدیک بود کتک کاری و دعوا شه ..
-آقای راننده بزن یه گوشه .. حالا نیم ساعت دیر تر برسیم ..
 مردا کیر ها رو از دهن طرف زنشون بیرون کشیدند و  اونا هم می خواست ببینن جریان یه .. .. سمیر خودشو کنار کشیده بود . یه مرد کوتوله که قدش کمتر از یک متر بود و شاید هشتاد سانت هم نمی شد خودشو انداخته بود رو گلوریا . اسمش بود ولی فینگلی ... چه جوری هم کیرشو گرفته بود توی دستش و کون گلوریا رو از وسط باز کرده و می خواست بکنه توی کون . کیر یه چیزی حدود سیزده سانت می شد .. به اندازه ای بود که هم جواب کون رو بده و هم جوابگوی کس باشه . اونایی که شاهد جریان بودن کف می زدن و هورا می کشیدن . بالاخره راننده مجبور شد یه گوشه دنج و مطمئنی نگه داشته باشه . .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

عالی عالی بود داداشم

ایرانی گفت...

لطف دارای دلفین عزیز . روزت خوش ... ایرانی