ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 97

کسش و قالب اون به اندازه ای کوچولو و ناز بود که  به خوبی توی دهنم جا می شد و من چند بار پشت هم  با کف دستم بهش ضربه زدم . حس کردم که دور و بر لب و چونه ام خیلی رقیق شده . افسانه ناله می کرد شدت ناله هاش بیشتر شده بود  .. دستمو گذاشتم جلو دهنش تا چیزی نگه .. اون ار گاسم شده بود . رفتم بالا تر و صورتمو گذاشتم رو صورتش . عشقبازی با اونو به شکل دیگه ای شروع کردم . لباشو به شکار لبای خودم در آوردم . بوسیدن یه لب دیگه .. بوی یه دختر دیگه .. همه شون بوی مشابهی داشتند . شاید عطرایی که به خودشون می زدند تفاوت داشت . اما بوی بدنشون , بوی گرم هوسشون همه شبیه به هم بود . ولی من تنوع و تازگی رو در تمام این بو های یکسان حس می کردم . افسانه رو غرق بوسه اش کرده بودم . اون دستشو رسونده بود به کیرم .. و اونو به سمت کسش هدایت می کرد . همون چیزی که من می خواستم ولی به گونه ای که خطر فرو رفتن توی کسشو نداشته باشه -عزیزم . دختر خوشگله .. عاشق کونت شدم . می خوام بکنمش . می خوام اون داخل خیس کنم .
-می تونی رو سینه هام بریزی . بریزی توی دهنم . رو کمرم .. رو شکمم .. ولی از کون دادن می ترسم . می ترسم تا مدتها نتونم سر جای خودم بشینم .
 -اصلا از این حرفا نزن . زنی که نتونه کون بده اصلا زن نیست . به نظر من وقتی که واسه دخترا جشن عبادت می گیرن و مسائل مذهبی رو به اونا آموزش میدن یه آموزش کون دادن هم باید واسه اونا بذارن که بتونن شوهرشونو از خودشون راضی داشته باشن . آخه اون یک هفته ای که شوهرشون پریوده برن چیکار کنن ..
-با تو یکی نمی تونم کل کل کنم از بس حرف زدی که سرمو خوردی . باشه چاره چیه من چه بگم چه نگم و چه بخوام و چه نخوام تو کار خودت رو انجام میدی ..
-خوشت میاد یا نه ..
-من از پسرایی که واسه گرفتن حقشون سماجت می کنن خوشم میاد ..
 -من فدای تو و حق خودم میشم . پس این جوری که گفتی کون تو حق مسلم منه .
-چه جورم ! فقط حواست باشه طوری فروش نکنی که من تا یه سالی رو مجبور بشم چهار دست و پا راه برم . 
-ناراحت نباش با همون کیرم برات پماد مخصوص می زنم تا کونت راه بیفته ..
 اونو بر گردوندم . اول یه ملچ ملوچ حسابی رو کون و کپلش به راه انداخته و به سینه هاش دست زدم . شونه هاشو بوسیده با موهاش بازی کردم و بعد هم اون کرمی رو که از کیفش  در آورده سرشو باز کردم و تا می تونستم اونو مالیدم به سوراخ کون افسانه و با انگشت کوچیکه خودم داخل و دور و بر کونشو نرم کردم ..
-اوووووووفففففف .. کونم کوننننننم می سوزه می سوززززززه ... شهروز حالا من چیکار کنم .
 -راهش اینه که یه چیزی رو الان بفرستم توی کونت که محل سوزشو داغ کنه و این جوری تسکین پیدا کنی ..
 -زود باش اون مسکن خودت رو بفرست . دلم می خواست کیرمو بذارم روی کسش و با اون قسمت بازی کنم و باهاش ور برم . کیرو بمالونم رو کسش و طوری سر حالش کنم که هر گز بهم نه نگه . ولی با خودم فکر کردم که من هر دختر و زنی رو که می کنم دفعه بعد این اونا هستند که سراغ منو می گیرن .. مگر چی بشه که هوسم گل کنه و دور و بر خودم کسی رو نبینم که بازم هر وقت اراده کنم می تونم برم به دنبال جنسای تازه .. کمی غصه ام شده بود . انگشتی رو که توی کون افسانه فرو کرده بودم کوچیک ترین انگشتم بود . دستمو گذاشته بودم جلوی دهنش و اون انگشتو هم کردم توی کونش .. یه جوری به خودش فشار می آورد که دلم سوخت ..
-عزیزم آروم تر .. خودت رو آزاد کن ول کن .. ریلکس باش . عضلات کون و مقعدت رو شل کن . این حس رو در خودت به وجود بیار که این کیر باید بره توی کونت و بهت حال بده ..
 طوری برای افسانه سخنرانی می کردم که انگاری عمریست که کونی باشم . کیرمو که رو سر سوراخ کون افسان گذاشتم حس کردم که این دیگه از اون کوناییه که که بتونم کیرمو توش فرو کنم معجزه کردم . فقط یه خورده بیشتر از سر کیرم که  می رفت داخل ولش می کردم همون جا وایسه .. ولی لعنتی  کله اش نمی رفت داخل . چقدر ناز داشت .  چین های دور کونش چه ناز و تازه نشون می دادند . بیشتر این چینها یه تیرگی و کبودی خاصی دارن ولی من این چین خوردگی رو به رنگ صورتی و قرمز کم رنگ می دیدم . سر کیرمو گذاشته بودم رو سر مقعدش . آروم یه فشاری بهش آوردم . کله کیرم تا نصفه می رفت ولی واسه محکم شدن جاش باید فشار بیشتری به کیرم می آوردم .  ... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی