ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 96

دهنمو رو شورت افسانه قرار داده بودم و یواش یواش کسشو از راه شورت می ذاشتم توی دهنم و با هاش بازی می کردم . می دونستم دختری که نمی تونه کیرشو توی کسش حس کنه تا سر حد جنون حشری شده و هوسش بی اندازه گل می کنه و من می دونستم که می تونم بازم نفوذ بیشتری روی اون داشته باشم  . بوی کس و بوی خیسی اون واسم یه طعم و بوی آشنا یی بود . وقتی یه دخترو می دیدم این جوری تسلیم منه و داره زیر بدن من دست و پا می زنه اعتماد به نفس پیدا می کردم . شورت افسانه رو با دندونام جا  به جا کرده و اونو به سمت پایین می کشیدم وولش می کردم . یه بار که اونو کشیدم پایین قبل از این که برگرده سر جاش خیلی سریع و ضربتی بینی خودمو گذاشتم بین دو تا شکاف کسش وول می خورد و اون خیلی خوشش میومد . اونم می دونست چیکار کنه . کیرمو طوری ساک می زد که منم سست و بی حال می شدم . عاقبت شورتشو کشیدم پایین . می دونستم که باید با میک زدن کسش  اونو ار ضاش کنم و بعد برم سراغ کونش . راه دیگه ای نبود . افسانه دستشو به طرف کیر من دراز کرد . نا امیدش نکردم . گذاشتم با کیر من بازی کنه و هر جوری هم که دوست داره با اون حال کنه . لبه های کسشو به دو سو بازش کردم . نوک زبونمو به وسط کسش مالیدم .. وقتی که میکش می زدم اون با  صدایی آروم ولی ملتهب و هراسان می گفت  -نههههه شهروز و.. الان جیغ می کشم . اگه پیمانه بیاد آبروم میره . دیگه باید از خجالت آب بشم .
 -چرا .. مگه پیمانه خودش دوست پسر نداشت ؟
 -ولی اون که جلوی من سکس نکرده بود تازه از کجا معلوم این  کارو کرده باشه ..
 -عزیزم الان بین دخترا و پسرا که یه این صورت که با هم دوستن امکان نداره سکس وجود نداشته باشه . تازه تو که سرت رو ننداختی پایین و همین جوری که نرفتی اتاقش  -اون که نیومده این جا .
-من دارم اینا رو میگم اگه یه وقتی هوس کرد و سرزده اومد و ما رو دید حواست جفت باشه .
 راستش داشتم این حرفا رو واسه افسانه می زدم ولی از این که پیمانه بخواد بیاد و ما رو در اون شرایط ببینه خیلی ناراحت بودم . در حال میک زدن کس افسانه با انگشت وسطی دست راستم با سوراخ کونش بازی می کردم .
 -نکن . دردم می گیره ..
-بذار بند به بند انگشتمو فرو کنم توی کونت . آخه من باید کیرمو به یه سوراخی فرو کنم . اونو که نمی تونم توی کست فرو کنم .
-بکن .  بکن . هر کاری دوست داری بکن . فقط یه کاری کن که سبک شم .
 تا حالا هر دختری هر فشاری که به وقت سکس بهم آورده بود به یه طرف و این فشار گرفتن های افسانه به یه طرف دیگه .. ولی من ول کن نبودم . سرمو محکم  رو ی لاپاش نگه داشته و با زبون پهنم بعد از هر چند میک زدن کسشو لیس می زدم .دستمو به هر جای بدنش که می رسوندم سراسر آتیش بود  . به نقطه حساس کسش چسبیدم . جایی که می دونستم بیشتر زنا و دخترا از اون قسمت به اوج می رسند .  می تونستم نقاط مختلفی رو هم امتحان کنم ولی همون چوچوله قسمت بالای کس جواب داد  -شهروز حس می کنم که دیگه خودم نیستم .
-منم دارم پرواز می کنم . رو ابرا ..
 افسانه : یه طوریم که اگه الان هر کی هم بیاد این جا و بخواد مزاحمون شه جلوش وای می ایستم .
-معلومه از این سوختن هات معلومه که دوست داری بقیه رو از خودت دور نگه داشته باشی ..
-عزیزم . شهروز جون . من الان سر شار از انرژی هستم . انرژی هسته ای . انرژی هسته ای حق مسلم منه .
-اونو فرو می کنم توی کونت .
 -نهههههه می ترسم ..
-ناز نکن واسه من ..
کس گربه ای لذیذ افسانه رو گرفتم توی دهنم .. خیلی ناز و خوشگل بود . یه کس پر آب .. می دونستم دارم چیکار می کنم برای همین دستای افسانه رو بردم عقب , بالاسرش و اونو به صورت هشت در آوردم بعد کف دستامو رو بازوهاش گرفته و در همون حالت  خوابیده و روی افسانه قرار گرفته کسشو با فشار می مکیدم  . یه قسمت از لبه ها و چوچوله شو می ذاشتم توی دهنم و اونو به صورت ناگهانی میک می زدم . -شهروز .. خیلی قشنگ میکش می زنی .. دلم می خواد جیغ بزنم ..آههههههه کسسسسسسسم کسسسسسسم نههههههه نهههههههههه ... بدش به من . من کیر می خوام -تحمل کن عزیزمن ! افسانه قصه های شیرین زندگی من ! صبر کن تا همه چی رو ردیفش کنم . به دو طرف صورتم چنگ انداخته بود و من حس کردم که این باید دیگه آخرین لحظه های قبل از ار گاسم باشه .... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی