ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 262

من نمی دونم این آخونده واسه چی بازم خودشو چسبوند به سوراخ کون ما . مثل این که باید  توی دهنش خالی می کردم  . بعد از این که چند بار انگشتاشو فرو کرد توی کسم و اونو بیرون کشید و مکید گفت نه .. این الان پاک شده .. و می تونید تشریف ببرید جمام غسل بفر مایید .
 -حاج آقا  ممنونم از راهنمایی شما .  یادتون  باشه آدرس مطب خودتون رو بفر مایید که پس از پایان روضه خونی امروز بتونم بیشتر به شما سر بزنم .
اونو رو زمین خوابوندم . و عباشو دادم بالا . می خواستم کمی سر به سرش بذارم . حسابی حالشو جا بیارم و خودمم صفا کنم  . نمی دونستم توی اون سالن چه خبره . فقط می دونستم که این بی پدر و مادر ها همچنان برای چاپیدن پول ملت و به یغما بردن ثروت ها نقشه دارن . نمایندگان چند کشور هم در بیت رهبری جمع بودند . از همون کشور هایی که در کمیسیون صلح هسته ای شرکت کرده و حسابی شریک چاپیدن های ملت ایران هستند . نماینده چین رو دیده بودم . فکر کنم نماینده امریکا و روسیه هم کنار نماینده چین نشسته بودند . اینا همه با هم دوست بودند . وقتی که روبروی مردم قرار می گیرن برای این که یه چیزی داشته باشن تا در اخبار و جراید اعلام کرده سر مردمو گرم کنن دم از اختلاف می زنن . در حالی که یه عامل مهمی هست که همه این دولتهای به ظاهر مخالف هم رو به هم پیوند میده و اون چیزی نیست جز چاپیدن ملت ایران . به تاراج بردن سر مایه هایی که حق ملته . ملتی که در سال 57 با هزاران امید و آرزو انقلاب کرده بود و قبل از این که به بار بشینه عده ای اونو به انحراف کشوندن . می دونستم خصلت مردم ایران رو که مثل یک باد کنکی هستند که به ناگهان باد میشن و بعد در یه ارتفاعی میشه راحت باد اونا رو خالی کرد . و باد اونا هم خالی شده بود . بیشتر این لشگر سیاهی ها رفتن خونه هاشون و میدونو سپردن به دست اونایی که حالا در این جلسه گرد همن و دور و بری هاشون . تف بر این جماعت شیطان و شیطان زاده بیاد که همچنان دارن از مال دنیا می خورن و سیر نمیشن و فکر می کنن که تا قیام قیامت زنده ان .  این آخوند هم دیگه حرفی نزد و چیزی نگفت که من چرا عباشو دادم بالا و شورتشو کشیدم پایین .
-حاج آقا ایرادی نداره که من شوهر دارم و بخوام با شما هم بستر شم ؟
 -نه خواهر من . در مورد ما متولیان دین استثناء قائل شدن . البته اگه شوهر شما در این جمع حضور نداشته باشند مانعی نداره .
-نه حاج آقا خوشبختانه این جا نیست .
 -در ضمن خواهرم ..من الان یه خطبه می خونم عقد شما و شوهرتون رو باطل می کنم تا از نظر شرعی این عمل من و شما ایرادی نداشته باشه .. بعد که عملیات به انتها رسید دوباره اگه تمایل داشتین خطبه عقد شما و شوهرتان را جاری می کنم . فقط یادتون باشه اگه من اون خطبه مجدد رو نخونم شما بر شوهرتان حرام میشین .
 این آخوند دیگه باید از همه این مراجع تقلید سر تر بوده باشه . فکر کنم اگه مجتهد شه تمام زنا اونو به عنوان مرجع تقلید خودشون انتخاب می کنن . هر آخوندی ازاین کس شرات به اندازه کافی در کتابهای خودش داره . دیگه زیادی لفتش داده بودم . 
-چرا این این قدر شله ..
-آخه می ترسم از بیت رهبری کسی بیاد این جا و ما رو ببینه .
-عیبی نداره حاج آقا مهم نیست . خود رهبر نبینه اشکالی نداره . تازه مگه شما نمی فر مایید که من و تو  داریم کار حلال انجام میدیم ؟ تازه این جوری برکت  این جا زیاد میشه . راستی حاج آقا یک سوال برام پیش میاد . اگر من الان از شما بار دار شم با توجه به این که سقط جنین در اسلام حرامه من باید چیکار کنم . چه احکامی در این مورد صادر شده ؟
 خودمو گذاشته بودم رو کیر حاجی و کاملا روش نشسته بودم و اجازه  تکون خوردنو بهش نمی دادم . مونده بود که چی به من بگه . پاک گیجش کرده بودم . همین جور هاج و واج نگام می کرد . به خوبی متوجه شده بود که گیر حریف افتاده . . دیگه از این با حال تر نمی شد ..
 -خب بچه نباید سقط بشه .. چون این یک مسئله شرعیست که بنا به مصلحت نظام ما صداشو در نمیاریم جز در مواقع ضروری اما شوهر شما باید این فرزند را قبول کنن و وقتی که بر ایشان مسجل شد که این بچه مال شماست باید تمکین بفر مایند . همان جوری که در مسئله تعدد زوجات زوجه حق حرف زدن نداره و نمی تونه اعتراض بکنه ...
 -چه عالی حاج آقا . خیلی خوبه . واقعا اگر شما نبودید .
دیگه از هوش و حواس افتاده بود . مثل سگ که چی بگم مثل گرگهای گرسنه افتاده بود به جون سینه هام . عمامه اش  به یه طرف پرت شده بود . شکم گنده و بی خاصیتش نمی ذاشت که خودمو به خوبی رو بدنش حرکت بدم یا بالا پایین کنم . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی