ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ضربدری همون جمعه 3 (قسمت آخر )

پری : آروم تر آقایون .. آروم تر . من که خیلی خوشم میاد و لذت می برم . خیلی کیف داره . هیجان داره . اووووووووههههههه ...
سعید : راست میگی پری .. راست میگی .. تازه دارم حس می کنم که چقدر این کار تنوع داره و لذت بخشه ..
 پروا : پس من چی ؟ منو انداختین یه گوشه ای و دارین با هم حال می کنین ..
 سعید : پروا خوشگله خیلی کلکی ها .. یادت رفت چه جوری داشتی با من حال می کردی و خودت رو انداختی رو کیر من ؟
 پروا : ما خانوما تقصیری نداریم . هزار بار به شما از مضرات شراب گفتیم . نه تنها حرفمونو گوش نکردین بلکه ما رو وادارمون کردین که شراب هم بخوریم .
 سعید : حمید زن داداشت چه طوره ..
حمید : داداش بیسته حرف نداره . دو تا خواهر همه جاشون شبیه به همه.  کس و کون و سوراخاشون هم با هم مو نمی زنه ..  و با این اصلاح موی سر حتی پیشونی اونا هم یک اندازه به نظر میاد .. وقتی که موهای سرشونو میارن جلو .. ولی داداش !پروا هم بیکار نشسته . عصبی میشه ها .
پروا : حمید تو خواهرمو بکن و کاری به کار من نداشته باش . من و پری با هم از این حرفا نداریم .
سعید یه سالی رو از حمید بزرگتر بود و پری یک دقیقه از خواهرش زود تر به  دنیا اومده بود .
سعید : فقط خوب هوای پری رو داشته باش که ازت راضی باشه و دفعه دیگه رغبت کنه که خودشو در اختیارت بذاره .  ببینم کون تنگشو هم کردی ؟ حرف نداره .
 پری سرشو بالا گرفت و به چهره خواهرش نگاه کرد . دو تایی شون با تعجب لب ور چیدن از این که چی شد که مردا خیلی زود رام شدن و انگار اونا بیشتر طالب سکس ضربدری بودن . پری حس می کرد که به خاطر این آرامش و خوشی و بر قراری سکس ضربدری داره فوق العاده لذت می بره . حتی کون دادن به دامادش حمید هم اونو بی اندازه سر حالش کرده بود .
پری :  بچه ها تند تر .. تند تر .. سعید جون تو که حال و اخلاق منو می دونی . کسم آتیش گرفته منو ببوس .. ببوس ..
 پروا خودشو رسوند پیش اونایا موهای خواهرش بازی می کرد . کیر شوهرش حمید رو می دید که چه جوری توی کون خواهرش فرو میره و عقب نشینی میکنه .. رفت طرف شوهرش .
 پروا : عزیزم با کون خواهرم چه طوری ..
 حمید : من حالا لبهای قشنگ زنمو می خوام .
 حمید در حالی که کیرشو توی کون پری فرو کرده بود با یه بوسه لب به لب عاشقونه پروا رو به عالم خلسه برد . پری یه جیغی کشید و با چند پرش و حرکت از این سمت به اون سمت ار گاسم شد و بعدش مردا دو تایی شون رفتن سراغ پروا و اونو ارضاش کردند .
حمید : حالا اگه گفتین وقت چیه ؟ .. وقت اینه که نشون بدیم برای چی این جا دور هم جمع شدیم و از این شب رویایی نهایت استفاده رو ببریم .  حالا دیگه وقت اینه که  در هوشیاری , هوشیاری خودمونو نشون بدیم و نشون بدیم که از سکس ضربدری نهایت استفاده رو می بریم .
حمید رفت سراغ خواهر زنش پری و سعید هم به پروا چسبید ..
 پروا : به این میگن ضربدری . اونم کنار هم . چه صفایی داره . دو تا خواهر و دو تا برادر . آخ که از این با حال تر نمیشه .
 پری : من امشب شادم از غم آزادم .
 حمید : همش به خاطر کیر منه .
پری : این قدر خودت رو نگیر . کیر شوهرم سعید حرف نداره . حالا یه تعریف هم ازت کردیم دیگه این قدر قیافه نگیر مغرور نشو .
 زنا طاقباز شده لنگاشونو انداختن رو دوش برادر شوهرا و اونا هم از روبرو شروع کردن به کردن کسشون ..
سعید : داداش حمید .. سینه های زنم پری جون رو هم فراموش نکن . وقتی آروم چنگش می گیری متوجه میشه که یواش یواش سفت میشه .. چه آبداره !
پروا : سعید جون تو از سینه های من خوشت نیومد ؟
 سعید : اوووووففففف می میرم براش .
 پروا : همون جوری که واسه خواهر من مردی ؟
سعید : نکنه دوست داری راستی راستی بمیرم .
 حمید : داداش هر دو تا شون کس تنگن ..
سعید : کس تنگ و همه جا قشنگ .
پروا : من دیگه هلاکم . هلاک عشق پاکم .. اسیر باد و خاکم .. بکن داداش تو کسسم برات یه سینه چاکم .. من خیلی پاک پاکم ..
 حمید : بر منکرش لعنت ..
 در همین لحظه پری یه جیغی کشید و خودشو ول کرد و آب کسش با فشار ریخت بیرون ..
پری : چه حالی کردم ..
پروا هم هوس اینو کرده بود که به همین صورت ار گاسم شه .. حمید با چند ضربه پشت هم , آبشو توی کس پری خالی کرد و اومد بالا سر زنش پروا ... کیرشو فرو کرد توی دهن زنش .. و با دستاش با سینه ها و موهای سر زنش بازی می کرد . پروا حس می کرد که با این کار حمید داره به ار گاسم نزدیک میشه .. به برادر شوهرش اشاره زد که تند تر اونو بکنه . پاهاش همچنان رو شونه های سعید قرار داشت .. و بعد یه لحظه که به مرز انفجار رسیده بود کیر شوهرشو از دهن بیرون کشید . و به دامادش که همون برادر شوهرش می شد گفت
 - سعید جون هر وقت گفتم بکش بیرون . حالا تند تند کسمو بکن ...
 چند لحظه بعد هم سعید که کیرشو از کس خواهر زنش یا همون زن داداشش کشید بیرون آب کس پروا هم به حالت جهش قوسی شکل از کسش زد بیرون .. و بعد از این که سعید آبشو توی کس خواهر زنش خالی کرد چهار تایی شون کنار هم  دراز کشیدن  سعید : به این میگن اوج صمیمیت ..
پری : آره عزیزم موافقم ..
 پروا : باید بیشتر از این بر نامه ها داشته باشیم .
حمید : حتی می تونیم این حسو به نسلهای بعد یا فرزندانمون انتقال بدیم ..
پری : فقط یادمون باشه ضربدری هم نوعی جمع شدنه ...
 چهار تایی شون احساس می کردند که تا به حال تا به این اندازه سکس سبب آرامش اونا نشده بود ... پایان ... نویسنده .... ایرانی