ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 153

 حس کردم که مقاومتم در مقابل کیر بیشتر شده .  هر چند بی حسی رو هم زده بودم ولی  دوست داشتم که کیر قلمبه رو کاملا توی کونم لمس کنم  .. مزه شو بچشم . طوری که به انتهای سوراخم برسه . تا اون جایی که می تونه بره . کاش همش می رفت . کاش  عمق کونم به اندازه عمق و درازای کسم و به گونه ای بود که تقریبا تا به انتها می شد درش مانور داد . . ولی همونشم خیلی عالی بود . بازم همون احساس روز گذشته به سراغم اومده بود . بازم سرمو بر گردوندم عقب  تا ببینم حالت اون کیر کلفتو . حالا بیشتر از هر وقت دیگه ای حس می کردم که اون کیر در کلفتی دست کمی از بادمجون نداره . با این تفاوت که از بادمجون دراز تره و صافه . هیجان و شور خاصی به سراغم اومده بود . از این نظر که حالا که  جبار  داشت می رفت بازم یه سوژه دیگه ای واسه فکر کردنم داشتم . اما این بار نمی دونستم که چه جوری می تونم دلبری کنم . با چه بهونه ای . تا حالا کمتر پیش اومده بود که من بخوام واسه پسری پا پیش بذارم و اگرم در مواردی این کارو کرده باشم بعدا جهتو به نفع خودم بر گردوندم . حالا در مورد سیاوش هم باید یه کاری می کردم که اون فراموشم نکنه . من اون قدر کون داده بودم که بدونم مردایی که مشتاق یک زنن چه نگاههایی دارن . و می دونستم بیشتر مردا  همین حسو دارن . شاید همه شون . حتی اونایی که دم از دین و مذهب هم می زنن همش دوست دارن با یه کلاه شرعی و توجیه  قانون خاصی خودشو نو به اون زن بچسبنن . لبای کلفت جبار رو شونه هام منو به خودش آورد . حس کردم که بی اندازه بی تابم کرده . هی دختر آتنا . یادت نره شعار همیشگی تو چی بوده . وقتی زیر کیر یک نفر قرار داری به همون کیر فکر کن و از اون لذت ببر . هر کیری رنگ و بوی خودشو داره و هر زمان هم ارزش خودشو . اگه می خوای در زندگی احساس لذت و آرامش همیشگی داشته باشی و چیزی ناراحتت نکنه از زمان حال و از لحظه ها استفاده ببر . کاری به گذشته هایی که گذشته و آینده ای که نیومده نداشته باش . با این که از این حرفا با خودم زیاد می زدم ولی نمی دونم چرا بار ها و بار ها پیش اومده بود که خودمم این قانونو رعایت نکرده بودم با این همه این تلقین یا به خود گفتن ها بی تاثیر هم نبود . جبار این بادمجونو به کسم فشار داد .
-آخخخخخخخ نههههههه نههههههه .. پسر .. پسر داری منو می کشی .. خیلی خوشم اومده بود از این حرکتش . کلفتی کیر و اون بادمجون دو تایی شون یه حالت قشنگی رو در وسط تنم به وجود آورده بودند . من قمبل کرده و جبار از پشت داشت کونمو می کرد و بادمجونو هم تا به انتها توی کسم فرو کرده بود .
 -اگه دوست داری جاشونو عوض کنم .
-نه عزیزم . همون کیرت توی کونم باشه بهتره . کونم می خاره . مقعدم خارش داره . باید کیرت رو تا اون جایی که میره تا به انتهای سوراخ کونم  فرو کنی اون داخل و بعد آروم آروم اونو با یه چرخش نرم بکشونی عقب و از  نو بری طرف جلو و تا به انتها بکنیش . این جوری خوب می تونی سر حالش کنی .  خوب داغ میشه . خونو به همه قسمتهاش می رسونی . دیگه خارشش حسابی گرفته میشه .
جبار به خوبی اون چه رو که واسش می گفتم پیاده می کرد . یه دستشو هم گذاشته بود بالای کسم و تقریبا یه وجب زیر ناف .
-کاش یه دست دیگه هم می داشتی . کاش جبار جون .
 -اون وقت باید چیکار می کردم .
-هیچی می تونستی این شمعو روشن کنی و یک بار دیگه آبش کنی و اشکشو قطره قطره بپا شونی روی کونم . نگاه کن جبار  .. گناه داره . اونم هوس کونمو کرده ..
 -نگو که من به این شمع حسودیم میشه . اون وقت اشکامو می ریزم روی کونت ..
-اوووووففففف تو باید یه چیز دیگه رو بریزی داخلش ..
یک بار دیگه به یاد این افتادم که وقتی جبار آبشو توی کس و کونم خالی می کنه منو به یاد فیلمهای سکس اسب با زن میندازه که اون اسبه به اندازه یه استکان پر توی بدن زن آب خالی می کنه ..  جبار هم با همون اشتها و کیر کلفتش طوری منو عادت داده بود به دریافت این حجم زیاد آب که گاه با خودم فکر می کردم آیا میشه از این به بعد این امید واری رو داشت که مردای دیگه با حجم آب خروجی کمتر ار ضام کنن ؟  من که  سیاوش خوش تیپو با هر میزان آبی قبولش دارم . جبار شمعو روشن کرد ..
جبار : عزیزم حالتمون خوبه ؟
 -آره عالیه ..
حالا اون یه دستش رو بادمجون قرار گرفته در کسم بود و با دست دیگه اش آروم آروم روی کونمو پراز اشک شمع می کرد .  همه کارا با آرامش پیش می رفت . حرکت کیر کلفتش در کون من , حرکت بادمجون در کس .. و ریزش قطرات بر دو سمت کونم .. به وجد اومده بودم . بازم حشرم زده بود بالا  . حالا من بودم که باید به کمک خودم و جبار می رفتم . یه دستمو گذاشتم بالای کسم و با دست دیگه ام که رو سینه هام گذاشته بودم گردش و لرزش اونا رو نگاه می کردم .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی