ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 116

شورتمو در آوردم تا سمیه دیگه خیلی راحت و جانانه بتونه کیرمو ببینه . سعی کردم به بدنش مخصوصا به کونش خیره نگاه نکنم . -وااااااااااییییییییی شیدا .. نمی دونم چی بگم نمی دونم . یعنی نگاه کردن به  کیر تو حرامه ؟ گناه داره ؟
 -نمی دونم عزیزم . اینو باید از مردای کونی پرسید ..
-چه ربطی داره !
در واقع این حرفو زده بودم که مثلا می خواستم بگم که تو برو جلو شوهر کونی خودت رو بگیر که دیلدو فرو می کنی توی کونش و این حرام نیست . حالا نگاه کردن به کیر یک شی میل برات تا این حد گناه و حرام میشه ؟ دیگه سعی کردم چیزی نگم و خونسردی خودمو حفظ کنم . باید متعادل می بودم . یه لحظه سمیه یه پهلو کرد و بی اختیار چشمم به کونش افتاد . این کیر لعنتی من که گاه طول می کشید شق شه و بعضی وقتا هم مثل کیر خواجه ها عمل می کرد معلوم نبود چش شده که به دیدن کون سمیه درجا شق شد . تقریبا حالت یه کیر مردونه رو پیدا کرده بود . حالا این من بودم که خودمو یه پهلو می کردم  تا سمیه متوجه شرایط من نشه ... ولی اون نگاهش همچنان رو کیر من زوم شده بود ...
-نمی دونم چی بگم .
-سمیه جون . سر نوشت من این بوده . این دست تقدیره که من به این صورت باشم . با کسی که نمیشه جنگید . حالا مصلحت اونی که ما رو آفریده بر چه قرار می گیره خودش می دونه و خودش .
 -ولی هر چیزی حتما یه راهی داره . اون وقت تو و دختر عموم لاله همیشه با همین ؟ من نمی دونم چی بگم . من اطلاع زیادی در مورد شرایط آدمایی مث شما ندارم .
 -من همه جور حس مردونه رو هم دارم . هیجان زنونه رو هم دارم . یعنی خیلی راحت به دیدن باسن مردا و زنا تحریک میشم .. اینو که گفتم خودشو کمی جمع کرد .. ولی در نگاهش یه حالتی بود که انگاری دلش واسه من می سوخت ..
-حالا راستشو بگو شیدا . تو تا حالا با زن یا مردی هم بودی ؟
-نپرس کی و چه جوری و با کی ؟ فقط همینو بهت بگم که هم با مرد بودم و هم با زن . این جوری نگام نکن . محکومم نکن . من هم یک انسانم باید خودمو ه جوری ار ضا کنم .  منم منی دارم . منتها قدرت باروری نداره و رنگش بیشتر به کرم  شکلاتی و گاهی کرم شبیهه .. در حالی که منی مردان شیری رنگه .
-تو با مردا هم بودی ؟ ..
حس کردم که حالا بهترین وقتیه که خودموئ بر شوهرش تحمیل کنم  یا اونو وسوسه کنم که یه جورایی تمایل پیدا کنه که من شوهرشو بکنم .
-می دونم کار درستی نبوده . ولی مردایی بودند که ...
-راحت حرفتو بزن . اگه می خوای اسم قسمتهای ممنوعه اندام رو هم ببری مشکلی نیست ..
 -داشتم می گفتم مردایی بودند کونی .. که دوست داشتن یه چیزی توی کونشون وول بخوره . با داخل مقعدشون بازی کنه .. و طرف دستاشو بذاره رو کونش و در عین بازی کردن و ور رفتن با کون و کپل کیرشو فرو کنه توی سوراخ کون .. اون مردا یه حس لذت عجیبی بهشون دست می داد که آدم تا کونی نباشه نمی تونه اینا رو حس کنه .من  اون مردا رو با تمام وجودم می کردم . اون مردا نمی خواستن کونی باشن .  یعنی نمی خواستن با یه مرد دیگه رابطه داشته باشن . با این حال کیر منو توی کونشون حس می کردن . دوست داشتن من به اونا لذت بدم . تا  کیر مردونه ای نباشه که مردونگی اونا رو ببره زیر سوال . در مقابل کیر زنونه شاید بشه راحت تر قبولش کرد و با هاش کنار اومد . البته سمیه  جان بعضی از مردا واقعا کونی هستند و از این که کیر های کلفت تر و دراز تر مردونه رو توی کونشون حس کنن بیشتر لذت می برن . بهشون مزه میده . مدام در فکر اینن که از دست زنشون در برن و کون بدن .. ولی من تا اون جایی که می تونستم سعی کردم که بسیاری از خونواده ها رو با استفاده از کیر خودم از متلاشی شدن نجات بدم . حتی زنا رو هم از کس و کون از هر دو سمت کردمشون . هم خودم ارضا شدم و هم کاری کردم که اونا هم حال کرده به اوج برسن .
سمیه اون استرس لحظاتی قبل رو نداشت . فکر کنم حرفایی رو که من در مورد مردای کونی زده بودم رو اون اثر کرده بود . شایدم مهران رفته بود به یه گوشه ای از شهر تا راحت تر کون بده . سمیه خیلی نگران نشون می داد . معلو.م بود که اون شوهرشو خیلی دوست داره . چون اونی که از حلال یا حرام بودن کیر ها می گفت اومد سمت من و گفت میشه به کیرت دست بزنم ؟
-قابل شما رو نداره .. این حرفو که زدم یه نگاه چپی بهم انداخت که جا رفتم . ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی