ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 114

چه خونه ویلایی قشنگی بود . چه اتاق خوابای زیادی هم داشت .
 -ببینم لاله شوهر دختر عموت باید یکی از اون کله گنده ها باشه ..
 -نمی دونم .. بالاخره دولتیه دیگه .
 -من که دلم می خواد پیش تو بخوابم . اونا یه وقتی نگن که جدا بخوابیم و بده و از این حرفا ..
لاله : مثل این که تو هم یه چیزیت میشه شیدا ها . این حرفا چیه که داری می زنی . من بهت گفته بودم که شوهرش مشروب می خوره .. ولی عبادتشوهم می کنه . فیلمش هم بازی می کنه و آدم مثبتی هم هست ..
 -آخخخخخخخ لاله دلم برای بغل زدن تو تنگ شده . چقدر این جا به آدم آرامش میده . دلم می خواد شبای این جا رو برم گردش .
لاله : ولی من دلم می خواد برم ساحل پاتایا .. یا برم به یکی از اون خونه های ویلایی روی تپه ها که خیلی سر سبز و خوشگله و حوضچه های خوشگلی هم داره .با گلهای رنگارنگی که آدمو از این رو به اون  رو می کنه و همش دلش می خواد که عشقبازی کنه .
 -ببینم لاله تو کی اومدی از این طرفا که این قدر اطلاعاتت دقیقه ؟
 لاله : برای دونستن این چیزا نیازی نیست که حتما بیای به این طرفا . می تونی مطالعه کنی و ببینی .
 مهران برای پذیرایی از ما سنگ تموم گذاشته بود .. خلاصه اون شب زود تر رفتیم به بستر . من و لاله پیش مهران حجابو رعایت نمی کردیم و اونم چیزی نمی گفت .
 -لاله جون سمیه ناراحت نشه .
-اتفاقا خودش میگه جلوی شوهرش راحت باشیم . چون اون مرد آقا و دموکراتیه . ولی ازم خواسته که در این مورد  به دیگران چیزی نگم . از تو هم خوشش میاد .
 -به سمیه  گفتی من یک زن کیر دار هستم .
-راستش نه هنوز لزومی  نداره که من اینو بیان کنم . اگه یه وقتی ضرورتی شد میگم .
-فقط سمیه  مزاحم حال کردنا و گردش ما نشه خوبه ..
-شیدا جون تو بعدا اونو بهتر می شناسی . اون قدر خانومه و با فرهنگ که کمتر زنی  رو مثل اون پیدا می کنی .
-دختر عموشو که می شناسم .
 -فدای تو شیدا . عاشقتم . دوستت دارم .
 من و لاله رفتیم توی رختخواب .. لاله خودشو در جا کاملا برهنه کرد .
-عزیزم نکنه سمیه بیاد و ما رو این جوری ببینه .
-عشق من اون کاری به کار مون نداره . تاره الان می گیره بغل شوهرش می خوابه و اگرم کاری داشته باشه در می زنه .  اون جوری حداقل میشه یه لباس راحتی تنمون کنیم . ولی نگران نباش .. زود باش  . چقدر هوس کیر تو رو دارم .
-فقط لاله  جون یه خورده آروم تر حرف بزنیم . نمی خوام صدامونو بشنون .
 -این قدر به خودت سخت نگیر . بذار بهمون خوش بگذره شیدا جون .
 لاله کونشو به کیرم می مالید  .. اخلاق منو می دونست . که در حالت آرامش عصبی این جوری خیلی تحریک میشم . کیرم درجا شق شده بود . هم می تونست وارد کسش شه و هم کونش .
-لاله من برم دستشویی بیام . یه خورده مثانه من سنگین شده  و این جوری بهم مزه نمیده
-برو عزیزم فقط زود بر گرد که کسم منتظره و لحظه شماری می کنه .
 رفتم به سمت دستشویی به نظرم اومد که یه صداهایی میاد . صدای پچ پچ هایی از آه و ناله های خفیف سکسی ... هوس اونو کرده بودم که زمزمه های وقت سکس دو نفر دیگه رو بشنوم . صدا از پشت در اتاق  خواب مهران و سمیه میومد . گوشمو تیز کردم .. به درستی نمی شنیدم که چی میگن ..
سمیه : یواشتر .. یواشتر .. مرد این قدر سر و صدا نکن آبروی ما میره . اونا می فهمن و خیلی زشت میشه .
-هیچم نمی فهمن . تو چی داری میگی . خوشم میاد .  اون کیر کلفت تر و نرم تر رو بکن توی کونم .. همونی که خودش یه حالت روغنی داره . وقتی می کنی توی کون آدم فکر می کنه اونو به روغن آغشته اش کردی .
 -تو داری از این کارا می کنی . حواست باشه که کونت رو به باد ندی . من نمی خوام یک شوهر کونی داشته باشم .. نا سلامتی تویکی از اون کله گنده های دولتی ..
در این جا بازم صداشونو آوردن پایین تر .. داشتم شاخ در می آوردم . حدسی که من زدم این بود که سمیه داره با دیلدو کون شوهرش مهران رو میگاد . ولی آخه چرا .. مهران با اون دک و پز و فرهنگ و شخصیتش محتاج این شده که زنش با کیر مصنوعی اونو بکنه ؟ نه .. حتما اگه این خبر رو به لاله بدم اون باورش نمیشه . اگه طوری هم می شد که می تونستم مهران رو بکنم یه حال اساسی به آدم می داد . ولی زنش چی ؟ اونو چیکارش می کردم ؟ شاید اون از این کار من ناراحت می شد . تازه شاید خودشم اهل کون دادن نبود و با همین کیر مصنوعی ارضا می شد . دیگه جز این چیز دیگه ای نمی تونست باشه و مردی هم در اون جا نبود که من تصور اونو داشته باشم که یک همجنس بازی مردونه یا گی بازی داره صورت می گیره . ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی