ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز استاد و دانشجو .. عروس و مادرشوهر 54

حواس کارینا به یگانه و یاسمن هم بود که اونا دارن چیکار می کنن .. یاسمن یگانه رو در آغوش کشیده بود .  یگانه تا حالا به این موضوع فکر نکرده بود که وقتی در این شرایط قرار داره چه کاری باید انجام بده و با دست زدن به کدوم قسمت از بدن مادر شوهرش خودشو نشون بده .
کارینا حواسش همچنان به اون عروس و مادر شوهر بود به یاد خودش افتاده بود که چه شرایطی رو داشته و چطور تونسته خودشو با اون وضع هماهنگ کنه . دل توی دل یگانه و یاسمن نبود . سینه های عروس و مادر شوهر به هم چسبیده بود ... دستای یاسمن رفته بود روی مایوی شورت نمای یگانه . دختر این اجازه و فرصت رو به مادر شوهرش داده بود که اون اول لختش کنه . هم سختش بود و هم حس می کرد که این جوری بهتر می تونه احترام رو نگه داشته باشه و رعایت حال اونو بکنه . این جوری عشق و علاقه بین اونا رنگ و بوی دیگه ای پیدا می کرد . دستای یاسمن آروم آروم مایوی یگانه رو پایین کشید ..
در اون سمت سحر و ساناز و سپیده کاملا متوجه صحنه بودند و چشاشون خیره به جریان مونده بود تا ببینن اونا چیکار می کنن .
یگانه چشاشو  بسته رفته بود توی حس . می خواست ببینه  دستای مادر شوهرش بالاخره چیکار می کنه و تا به کجا می رسه . مایوی یگانه از زیر و انتهای باسن اونم رد شده بود . حالا فقط دستای یاسمنو حس می کرد که رو قاچای سفت کونش قرار گرفته . از اون جایی که مادر شوهر هنوز با عروس خود لز نکرده بود بیشتر یه احساس خجالت داشت . با این که این اولین مورد لز بینی اون نبود .. آروم آروم با نوک انگشتاش رو چاک و درز کون یگانه کشیده و انگشتارو در تماس با کس عروسش قرار داده بود . یگانه کاملا متوجه شرم و حیای مادر شوهرش شده بود . برای همین بیشتر سعی می کرد کاری کنه که اونو وادار به ادامه فعالیت کرده خجالتش بریزه . ..
-آخخخخخخ ماااااماااااان چیکار داری می کنی خیلی خوشم میاد . دستات شفا بخشه . صبر کن کاملا درش بیارم .
اون حالا دیگه کاملا لخت و روبروی مادر شوهرش قرار داشت . یاسمن یه نگاهی به اندام عروسش انداخت و حس کرد که خیلی حریص تر از قبل شده . دوست داشت یگانه هم با اون ور بره . چند بار رفت تا مایو خودشو در بیاره ولی هر بار روش نشد . هنوز  حس می کرد که در مورد این مسئله که بدنشو کاملا لخت به عروسش نشون بده یه تابویی وجود داره .. در همین افکار بود که یگانه حس کرد که حالا اونم باید این کار مثبت یاسمن رو با اقدامی مشابه جواب بده .. اونم دستشو گذاشته بود رو مایوی مادر شوهرش و اونو از پاش بیرون  کشید  و این بار دیگه دو دوتایی شون به مانند عاشق و معشوق های حقیقی  دست دور کمر هم کاملا به هم قلاب شده دستای هر کدومشون رو باسن اون یکی قرار داشت . هر دو شون هیجان زده بودند و می دونستن که این راهی که انتخاب کردن اونارو به نقطه ای می رسونه که یک خاطره خوب و به یاد ماندنی از این روز داشته باشن .
نگاه کارینا رو کون درشت و بر جسته یاسمن زوم شده که از دید کیمیا پنهون نموند . کیمیا : میگم عریزم تو هنوزم به فکر یاسمن هستی ؟
کارینا: مامان من دلم می خواد بدونم که آخر کار این دو نفر چی میشه . چون من خودم همچین شرایطی داشتم .
اینا رو آروم تر می گفت تا یگانه و یاسمن نشنون و حساس نشن و این که فکر کنن کارینا بوده که اونا رو به هم جوش داده .
یاسمن در جهت عکس عروسش که طاقباز قرار داشته و روش قرار گرفت . کونشو گذاشت رو سر یگانه و خودشم سرشو گذاشت لای پای یگانه . عروس  هم از موقعیت استفاده کرد و با دستاش کون درشت مادر شوهرشو از وسط باز کرد و نوک زبونشو گذاشت روی سوراخ کون و از اون جا اومد پایین تر روی کس . -اوووووووخخخخخخخ کس و کونم .. داره آتیش می گیره . فدای زبونت یگانه .
یاسمن اینو گفت و از همون سمت انگشتاشو گذاشت رودو طرف کس یگانه و میک زدن وارو رو شروع کرد ..
 -آخخخخخخخ ماااااامااااااان فدات .. وووووووییییییی کسسسسسسسم کسسسسسسم سوختم مامان ... اوووووووففففففف ....
 یاسمن هم که حشرش خیلی زیاد شده بود کونشو رو سر یگانه به سرعت و شدت حرکت می داد . عروس لباشو غنچه کرده بود و صدای ماچ دادنهای او روی کس و حلقه کون یاسمن همه جا پیچیده بود .. دکتر یاسمن کمی احساس خجالت می کرد . با این که این اولین بار نبود که کس و کون اون توسط لب و دهن یه زن لیسیده می شد .... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی