ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 104

در سمتی دیگه فیروزه به حال خودش رو زمین دراز کشیده بود . یه نگاهش به آسمون بود و یه نگاهش به عرفان که داشت کون سارا دختردومی سامان رو می گایید که دقایقی پیش در حال سکس با اون بود .  واسه لحظاتی هم چشاش به امیر و سامان افتاد که دو تایی شون داشتن سحرو می کردند . چشاشو گذاشت رو هم تا کمی آروم بگیره ..یک باردیگه نگاهش به عرفان و سارا افتاد .  نگران عرفان بود از این که بی رویه انزال نشه و به خودش ضربه نزنه . و کمی هم نگران بود به خاطر این که عرفان خیلی غیرتی می شد و از این بیم داشت که نکنه  پسرش با یکی از اونایی که با هاش در حال سکسه در گیر شه . خودشو به نزد عرفان و سارا رسوند ..
سارا : سلام فیروزه جون ..
فیروزه : سلام دخترم ..
سارا : ببخشید این عرفان همیشه این قدر کله شقه ؟
 -مگه چی شده .اون که خیلی مهربونه . خیلی هم سر به زیره ..
عرفان اخم کرده سکوت کرده بود . هنوز در شوک اون آب کیر هایی بود که از کس و کون مادرش پس زده حسابی در روحیه اش اثر گذاشته بود .
سارا : آخه مامان الان کس من کیر می خواد اون به زور فرو کرده توی کون من ..
-حالا دخترم عیبی نداره تو کوتاه بیا ..
فیروزه رو کرد به عرفان و گفت ..
-پسرم .. این سارا جانه . دختر سامان خانه که باباش بی اندازه به ما لطف داره . اجازه داده از امکانات خونه اش استفاده کنیم و تو الان داری دخترشو هم می کنی .. با زنش بودی و با مادرش و خیلی های دیگه . پس واسه چی این قدر سارا جونو اذیتش می کنی . تو که منو می شناسی  وقتی پای عدالت در میون باشه غریب و آشنا جدا نمی کنم .
 عرفان به یاد حرفایی افتاده بود که سحر بهش زده بود و اون این که اگه فیروزه از دستش عصبی شه ممکنه مانع ورود اون به جمع خونواده خوش خیال شه . فیروزه خودشو به اونا نزدیک تر کرد و یه دستشو گذاشت روی کس سارا و شروع کرد به مالوندن اون .. و دست دیگه شو گذاشت زیر کیر پسرش عرفان  دو تا بیضه هاشو کمی مالید بعد از همون جهت به طرف  تنه کیر رفت .
-عرفان می بینم که خیلی کاری شده .. فقط یادت باشه که این جا هر کی آزاده که هر کاری دلش بخواد انجام بده . هر کی رو که حتما منظورمو گرفتی و هر کاری رو هم که می دونی به چی میگم .
عرفان صورتش سرخ شده بود . دوست نداشت که مامانش اونو پیش سارا تحقیر کنه . سارا هم متوجه شده بود که فیروزه چی داره میگه . هر چند از این کار فیروزه خوشحال شده بود ولی دلش نمی خواست که عرفان خجالت بکشه و احساس بدی پیدا کنه .
 سارا : آخخخخخخخخخ  فیروزه جون .. انگشتات  داره روی کس من جادو می کنه ..
-الان به جای انگشتای من باید کیر عرفان جونم این جا می بود ..
 فیروزه رو کرد به عرفان و گفت عزیزم مثل این که دیگه از دیدن من خوشحال نمیشی . نشون بده که پسر منی . تو هم یه حالی بده دیگه . تو که منو می شناسی .
 این یه تیکه رو عرفان متوجه نشد که مادرش اونو تهدید می کنه یا این که فقط داره نیازشو میگه . فیروزه لباشو به لبای عرفان نزدیک کرد . مادر و پسر یه بوسه لب به لب و داغو شروع کرده عرفان هم کف دستشو گذاشته بود  روی کس مادرش و چنگ اندازی به اونو شروع کرده بود . پنجه هاشو روی کس نگه می داشت و بعد چند تا از اون انگشتاشو فرو می کرد توی کس فیروزه ..
 -اووووووففففف پسرم .. پسرم تو خیلی عالی هستی .. همین طور آروم آروم ادامه بده . حال مامانتو بساز . ولی قبلش سارا جونو هم نباید فراموش کنی .. عرفان وقتی انگشتشو توی کس مامانش فرو کرد حس کرد که داخل کس یه چسبندگی هایی داره .. دستشو کشید بیرون .. متوجه شد که یه قسمت از منی پدر بزرگ سارا که توی کس مادرش ریخته شده رو کشیده بیرون .. هر چند تقریبا حل شده نشون می داد ولی چندشش شده بود .. حس عجیبی پیدا کرده بود . بدون این که لباشو از رو لبای مامانش ور داره نگاهشو به کون سارا دوخت .. اسیر خشم شده بود یه فشار رو به جلویی به خودش آورد و سعی کرد حواسشو فقط جفت این کنه که داره از کون سارا .. دختر و نوه سامان و سیامک لذت می بره ..
سارا : وااااااییییییی عرفان تو چته ..
 فیروزه که نگاهش به حالت کیر سهیل بود   و لباش رو لبای پسرش , از حالت صورت و حرکات عرفان فهمیده بود که اون داره با نوعی خشم سارا رو می کنه . یه انگشتشو گذاشت روی کیر پسرش .. عرفان در حال انزال و خالی کردن آب کیرش لبای مامانشو گاز می گرفت ..
فیروزه : حالا مث یه بچه خوب کیرت رو از توی کون سارا بیرون می کشی و می کنی توی کسش . این قدر دختر مردم رو اذیت نکن دیگه . اون چه گناهی کرده که داری دق دلی تو سر اون خالی می کنی .
-مامان اگه بخوام بکنم توی کس توچی ؟ 
فیروزه : هر کاری یه موقعی داره ...ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم دمت گرم عالی بود مرسی خیلی باحال بود

ایرانی گفت...

درود بر داداش دلفین نازنین و شایسته . دست گلت درد نکنه ... ایرانی