ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 95

افسانه : نهههههههه شهروز ... اوووووووخخخخخخخ .. چرا داری  این کارو با من می کنی . من دارم دیوونه میشم دارم دیوونه میشم . خیلی داغ شدم .دارم می سوزم . آخخخخخخخخ نهههههههه یواش تر . الان جیغ می کشم دخترا بیدار میشن .
-بذار بشن اونا رو میاریم تو جمع خودمون و چهار تایی هم خیلی حال میده . من می تونم حریف هر سه تاتون  شم . آخه تو چه جور رفیقی هستی که دوست داری تنهایی بخوری ..
 -بد جنس دیدی که اون دو تای دیگه اصلا توجهی بهت نداشتن . ریحانه که اصلا توی باغ نبود و پیمانه هم که محلت نذاشت .
 -مادرنزاییده که بخواد به من بی توجهی کنه . من خودم ادامه ندادم .  
-دوست داری که من دو تا پسر دیگه بیارم این جا و اونا رو شریک تو کنم ؟
-نه . من خوشم نمیاد . من یک مرد هستم و غیرتم قبول نمی کنه .
-وااااااااوووووو چه مرد با غیرتی ! حالا ما زنا باید بی غیرت باشیم . که بتونیم تحمل کنیم که مردمون با هر کی دیگه باشه . اسمشو حالا هر چی می خوان بذارن . غیرت ..حسادت .. ولی من دوست ندارم که تو با هیشکدوم از اونا باشی . اگه می خوای  که با من باشی فقط باید با من باشی ..
-حالا این قدر عصبی نشو ...
شلوارشو کشیدم پایین . هیکل دخترونه و آبدارش نشون می داد  زیاد فعالیت نداشته . حالا در این فرصت محدود نمی شد بر رسی کرد  که آیا اون قبلا با کسی حال کرده یا نه . وقتش نبود .. . تند و تند لختش کردم .. فقط شورت خوشگله دخترونه و پارچه ایشو گذاشتم  رو پاش بمونه .  یه شورت سفید که نصف حجم کونشو پوشش می داد .من نمی دونم چرا از این شورت استفاده کرده بود شاید به این خاطر که کونشو در حالت برهنه بودن گنده تر نشون بده ولی  واسه وقتی که پوشیده بود تاثیری نداشت . کاری به این کارا نداشتم .
 -بیا دختر حالا می تونی خیلی راحت کیرمو ساک بزنی .. خوب تستش کن که دیگه تا آخر دنیا همچین کیری گیرت نمیاد .
 یه اخمی بهم کرد که متوجه منظورش شدم . دیگه به اندازه کافی مار خورده بودم تا افعی شم . یعنی از بس دوست دختر گرفته بودم که می دونستم روحیه اونا چه جوریه !اون داشت بهم می گفت که من از اون دخترایی نیستم که هر روز با یکی باشم . خیلی از دخترا این حرفو زده بودند و این عقایدو داشتن . اما همین که دیدن دوست پسرشون از اونایی نیست که خودشو پای بند اونا کنه و زندگی رو بی وفایی ها می گرده تزشونو عوض کردن . . کیرمو به لباش مالوندم .. صد ها بار این کیرم لقمه لذیذی شده بود برای دخترایی که خودشونو در اختیار من گذاشته بودند  و اون چیزی که خیلی بیشتر از ساک زدن واسم مهم بود اون لبایی بود که کیرمو ساک می زد . و مهم تر از اون لبها صاحبش بود ..  تنوع و تازگی .. این که شخص دیگه ای داره این کارو واسم انجام میده . . افسانه مبتدیانه کیرمو ساک می زد و از این بابت زیاد خیالم نبود فقط از این نظر راضی تر بودم که همین نشون می داد که اون تجربه ای در ساک زدن نداره و این یعنی این که اون دختر اهل حال نبوده . سینه هاش هم همین حالتا رو داشت  . در حال میک زدن آروم کیرم , منم دستامو رو سینه های تازه افسانه گذاشته بودم و  یواش یواش بدون این که کیرمو از دهنش در بیارم اونو رو تختش خوابوندم ولی طوری که خودمو در جهت مخالف اون و رو بدن طاقبازش قرار دادم . سرم حالا بود لای پاش و کیرم توی دهنش .
-جوووووووون جووووووووون .. کس کوچولوت از پشت اون شورت خیلی خوشگل و ناز نشون میده .
 اون قدر خیس کرده بود که کسش به شورت چسبیده و قالبش کاملا مشخص بود . دهنمو گذاشتم روی شورتش و همون قالب کسش  . از این بوی تازگی و طعم کس خیلی خوشم میومد و از مکیدن اون خسته نمی شدم . وقتی هم که می دونستم نتیجه خیلی با حالی داره و دختر رو حشری تر می کنه تلاشمو بیشتر می کردم ..  اون همچنان آروم آروم کیرمو میک می زد . یواش یواش داشت یاد می گرفت که چه جوری کارشو انجام بده . دستاشو هم گذاشته بود رو با سنم و از پشت با بیضه هام ور می رفت . این کارش منو بی اندازه سست کرده بود و دلم می خواست همون جا توی دهنش خیس می کردم .  نزدیک بود توی دهنش خالی کنم . باید خودمو نگه می داشتم . می دونستم دخترایی که تجربه زیادی در سکس ندارن به خصوص اگه اولین باری باشه که ساک می زنن بدشون میاد از این که منی توی دهنشون ریخته شه یا بخوان اونو بخورن . البته این بیشتر جا ها صدق می کنه .. و از طرفی یه عشق و محبت خاصی هم باید توی دل اون دختر وجود داشته باشه . ولی من تازه چند ساعت بود با این دخترا آشنا شده بودم ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی