ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 110

عرفان از اون دور سر و صدای مادر و جیغ اونو شنید . خیلی ناراحت شد .. مدام می خواست سرشو بلند کنه و ببینه چی به چیه ولی انگاری زنا اونو همچین محاصره اش کرده بودند که اون نمی تونست هیچ حرکتی داشته باشه .
 سحر : چته پسر مگه بهت نگفتم باید چیکار کنی و چیکار نکنی ..
 ستاره : اوف عرفان جون دنیا رو ببین ..
سوسن : پسر انگار این تویی که فقط مامان داری . نگاه کن الان ستاره جون داره باتو حال می کنه . سحر دخترشه .. بیاد بگه چی به چیه ؟ یا قربونش برم سحر,  مامان سهیل و سمیره . بیان این جا یقه تو رو بگیرن ؟
ولی عرفان حساسیت زیادی داشت . اون   حالا بیش از اونی که واسه این ناراحت باشه که چرا کیری در کس و کون مامانش قرار می گیره از این ناراحت بود که نکنه یکی با مامانش حال کنه که از عرفان بهتر باشه و لذت بیشتری به مادرش بده . حیف که نمی تونست به خوبی استیل و سبک عشقبازی اون دو نفر رو ببینه ... امیر همچنان با بدن فیروزه ور می رفت ..
فیروزه : عزیزم .. آقا خوشگله نگران نباش . من عرفانو می دونم چیکارش کنم . اونو آدمش می کنم  اگه بخواد رو حرف مامانش حرف بیاره . کیرشو می چلونم و هر چی که آب داره خالیش می کنم وبه اون اجازه نمیدم که بخواد با زن دیگه ای باشه . اون از همین کس من زده بیرون .  حالا اختیار داری این کس رومی کنه ؟! وروجک عوضی . فکر کرده ..
امیر : حالا فیروزه جون این قدر خودت رو عصبی نکن هنوز که هیچی نشده همه چی امن و امانه .
فیروزه : بگو چه جوری دوست داری ؟! ازچه حالتی بیشتر خوشت میاد ؟
-من از یه فیروزه فعال و خوش کون خیلی خوشم میاد ..
-آخخخخخخ بگو .. بازم بگو .. راستشو بگو .. از حالت کدوم کون بیشتر خوشت میاد امیر : فقط تو ..فقط از حالت کون  تو .. عزیز دلم . ازکون  تو بیشتر خوشم میاد . به من جون میده ..  هیجان میده .. اگه با تمام زنای این خونه هم حال کنم وقتی استیل کونتو می بینم به هیجان میام دلم می خواد که دوباره فعال شم ..
 امیر سرعت چهار تا انگشت توی کس و انگشت شست توی کون فیروزه رو زیاد کرده بود و زن همچنان جیغ می کشید .. اون سه تا زن عرفان رو ساندویچش کرده بودند .
عرفان : میگم نکنه سر مامان من بلایی  اومده باشه و اون نیاز به کمک داشته باشه .. سحر : نه عزیزم فدات شم . اون اگه کمک می خواست خب جیغ می کشید و می گفت کمک ..
سوسن : من می دونم اون چی می خواد ..
ستاره : اون کیر می خواد ..
عرفان : من که همین الان به مامان فیروزه ام رسوندم ..
 سوسن : پسر  تو الان به چیز خوبی اشاره کردی . به مامانت کیر زدی و اومدی این جا داری به ما کیر می زنی . یعنی این که سیر نشدی و تنوع طلبی . خب همینو هم باید برای مامانت بخوای دیگه . یه خورده خوب فکر کن ؟ واقعا که شما مردا چقدر خود خواهین . باز خوبه که مردای ما از وقتی که رفتن اون ور آب تونستن با شخصیت و با فر هنگ شن .
عرفان حس می کرد که این زنا هر چی از زبونشون در میاد همین جور دارن نثارش می کنن . چاره ای نداشت که به حال دادنای اون سه نفر توجه کنه . سحر و ستاره و سوسن به نوبت کیر عرفانو می ذاشتن توی دهنشون . سوسن دستشو گذاشته بود زیر بیضه های عرفان و کیر رو از تنه تکون می داد . درست مثل یک درختی که اونو باد تکون داده باشه .  ستاره هم رو بدن عرفان خم شده و اون کیر رو گذاشت توی دهنش عرفان : واااااااییییی اووووووففففففف چقدر شما خانوما با حالین! یه جوری به آدم حال می دین که دوست دارم همین جا درازبکشم و و بخوابم .
 سحر هم گفت پس  دیگه مامان بی مامان .. خجالت هم نمی کشی کل خونواده خوش خیالو گاییدی و یکی مامانت به گاییدن رفت دیگه این قدر الم شنگه به پا کردن نداره !. کف دستای سحر رو سینه های عرفان قرار گرفت .. سحر سرشو گذاشته بود رو سینه های اون .. عرفان سرش رو زمین قرار داشت . حالا می تونست دید بهتری نسبت به امیر و مامان فیروزه اش داشته باشه . فیروزه  با یه استیل سگی با زانو ی قرار گرفته بر روی زمین کونشو به طرف  کیر امیر گرفته منتظر یه حرکتی از طرف پسر بود .. و باز به این فکر می کرد که وقتی زن هم بخواد مثل یک مرد تنوع طلب باشه هیچی جلو دارش نیست و می تونه از لحظه های زندگی به نحو احسن استفاده کنه .. دستای امیر رو حس می کرد که چه جوری کونشو باز کرده .. یک لحظه حس کرد یه چیز سنگین و کلفتی روی بریدگی و شکاف کس اون فشار آورده و یک ضرب تا به انتهای کس رفته . امیر بالاخره کیرشو تا به انتها فرو کرده بود توی کس فیروزه .. و با هر ضربه ای که به کونش می زد دوست داشت که کونشو بلرزونه ... ادامه دارد ... نویسنتده ... ایرانی