ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 121

مهران : عزیزم این جوری که تو داری میگی من دیگه نمی تونم یک لحظه صبر کنم . ببینم سمیه می تونی اونو راضیش کنی ؟ اون ازش بر میاد که منو سر حالم کنه ؟تا چه حد قدرت داره ؟
 -به یک شرط این کارو برات انجام میدم که تو باید به من قول بدی که وقتی شیدا تونست تو رو ردیفت کنه تو هم دیگه  دست از اون مردایی که با تو همجنس بازی می کنند بکشی . اصلا من شرمم میاد که  در مورد این مسائل حرف می زنم .
 -من خودمم همین جورم سمیه جون . اگه بدونی چقدر عذاب می کشم .
 سمیه : حالا نمی خواد این قدر عذاب بکشی . من که می دونم تو چقدر با دمت داری گردو می شکنی . .
مهران : اگه کارا جور شد چیکار کنیم . کی شروع کنیم ..
 سمیه : نمی دونم مهران . ولی خیلی دلم می خواد که باشم این جا و شاهد باشم . کمکت کنم  مهران : یعنی تو می خوای شاهد کیر یکی دیگه باشی ؟ غیرت من قبول نمی کنه . 
سمیه : چه جوری غیرت و مردانگی ات قبول می کنه بری زیر کیر یه نفر دیگه . تازه شیدا بیشتر به حالت خانوما می خوره تا آقایون و ا ون کیرش رو هم بالاخره طوریه که نمیشه کیر مردونه حسابش کرد . در هر حال همین قدر که کار ما رو پیش ببره غنیمته
 مهران : هر چی تو بیشتر میگی من بیشتر طالبش میشم . یه حس خوب و عجیبی نسبت به شیدا پیدا کردم .
 -چیه مهران حالا چی فکر می کنی .
-بیصبرانه منتظرم کیرشو توی کونم احساس کنم .
-آخ مهران همین کارا و همین جور حرف زدنای توست که لجمو در میاره . می دونی چرا ؟ چون این جوری احساس می کنم تو اصلا منو دوستم نداری و تمام فکر و ذهنت به این که کی فرصت مناسب گیر میاری که کون بدی . یه مدت که می خواستی مخفیانه و دور از من این کار ها رو انجام بدی که گیر افتادی و لو رفتی ..
 -سمیه جون حالا این قدر به یادم نیار دیگه ..
سمیه : اووووفففف عجب شوهر خجالتی دارم . قر بونش برم . هر کی ندونه فکر می کنه امامزاده دهره .
مهران : حالا نمی خواد پیش شیدا این جور حرف بزنی و منو ناراحت کنی . نمی خوام پیش این دختر آبروم بره . یه جوری جفت و جورش کن .
 سمیه : من روی قول تو حساب می کنم . الان اگه اون بخواد کاری کنه دختر عموی  منم متوجه میشه دیگه
 -آخخخخخخخ کاش لاله نمی فهمید . من خیلی از لاله خجالت می کشم . بعدا چش تو چش میشیم . اون رو من حساب ویژه ای باز کرده ..
-چیه مهران یهو این جوری احساس کمبود شخصیت می کنی ؟ مگه این تو نبودی می گفتی که کون دادن اشکال نداره و خیلی از مردای بزرگ دنیا کونی هستند ..
 مهران : این که آره . کاملا درسته . ولی تا بخوای و واسه لاله تشریح کنی دیگه خیلی وقت می گیره    میگم سمیه .. بیا زود بریم حموم . یه جوری که خودت واردی داخل کونمو ردیفش کن . حالا با فشار توی سوراخ کون آب می ریزی . یا لوله نرم فرو می کنی ؟ خودت می دونی .
 سمیه : همین یه کار  مونده بود که تا حالا نکرده بودم . اگه واسه یکی تعریف کنی کله اش دود می کشه . زن بیاد کون شوهرشو تمیز کنه که شوهره می خواد کون بده که یک کیر  دیگه بره توی کونش .  باشه عزیزم . این کارو برات انجام میدم ...
 سریع رفتم پیش لاله و جریانو براش تعریف کردم .
-ببین اون از این که تو بفهمی خیلی خجالت می کشه ..
 لاله : من کاری به این کارا ندارم . من و تو اومدیم این جا که با هم حال کنیم . ولی این جوری که بوش میاد انگاری در بست باید در اختیار شوهر دختر عموم باشی .. وایییییی اگه اون بخواد هم کون بده و هم کون بکنه که دیگه وقتی واسه من نمی مونه .. تازه دلم می خواد اون زن و شوهر که از حموم بر گشتن ما بریم حموم ..
 -لاله جون حالا دختر عموی خودت رو درک کن . اون زندگیش در خطره ..
-نمی دونم ..
هیچی مجبور بودم که دوپینگ کنم و برم قرص بخورم . چاره ای نبود . دیگه چیکار می کردم . راهی نداشتم . اون دو تا از حموم اومدن بیرون . بازم گوش وایسادم که ببینن چی دارن میگن . کیف می کردم از این که یک مرد کونی در مورد کونش داشت حرف می زد و از این که کیر یک شی میل باید بره توی کونش . احساس قدرت می کردم .
سمیه : مهران اگه هوس کنی بکنی توی کونش چی ؟
 -این حرفو نزن سمیه جون .. وقتی کون تو هست من با  کون اون چیکار دارم .
-شما مردا .. یه تنوع طلبی هستین که اگه یه کونی تمام عیار هم که باشین کون کردن خودتونو از یاد نمی برین .
 من و لاله رفتیم حموم تا منم خودمو تمیز کنم ..
 -عزیزم لاله تو همین جا بشین تا من برم  یه سری به اونا بزنم ببینم بر نامه مون چیه لاله:  تو ما رو کشتی با این بر نامه هات .
 اون قرص کیر شق کنی که خورده بودم تازه داشت اثر می کرد . هر چند توی حموم به اندازه کافی لاله رو کرده  یک بار هم ار گاسمش کرده بودم  .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی