ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نامردی بسه رفیق 113

من با این ستاره باید چیکار می کردم . اعصاب منو پاک ریخته بود به هم . شاید اگه قبل از این که عاشق فروزان شم اون میومد توی زندگیم می تونستم باهاش باشم .. یا اصلا اونو زنم کنم . ولی نه .. ممکن بود اون جوری به خاطر این که خواهر سپهره اصلا نظر خاصی نسبت بهش پیدا نکنم .
-ستاره واسه چی نمی ذاری من راحت زندگیمو بکنم ..
ستاره : مثل این که راستی راستی مریضی ها .. تو اصلا حالت خوبه ؟ معلومه چی داری میگی ؟ تو از کدوم زندگی داری حرف می زنی . من که سر در نمیارم .
 -منظورم همون مردنه . همونی که منو نجاتم میده . راحتم می کنه . کاری می کنه که خوشبخت شم . تو هم راحت میشی . دیگه این قدر واسه من وقت نمی ذاری . ببین من الان باید یه خورده به وضع بچه های بی سر پرست و بیمار و معلول سر و سامون بدم .. کارای ساختمونی و نظارت و فروش چند واحد مونده .. یه چند قواره زمین مرغوب به قیمت خوب پیدا شده که من و تو و این فرزان که در واقع نماینده خواهرش فروزانه  اگه بخریم بد نیست . در ضمن حق نداری یک کلمه در مورد بیماری من چیزی به فرزان بگی ..  
ستاره : اگه تغییر قیافه و ضعف تو رو ببینه چی بهش بگم ؟
-من چه می دونم بهش میگم ام اس گرفتم .. اصلا لوپوس گرفتم . سیستم ایمنی بدنم داغون شده .. یه بیماری رو براش میگم که اسمشو نشنیده باشه و خودمم نشنیده باشم ..
ستاره : حالا فرزان موردی نداره . ولی باید به خونواده ات اطلاع بدم . من نمی دونم تو چرا این جوری هستی . یه جای کار ناله می کنی که یکی ولت کرد و رفت و تو رو به این روزت انداخت . از زمین و زمان می نالی . اون دوستت نداشت و رفت . اگه تو رو می خواست خب می موند و تو رو به این حال و روزت نمینداخت . اینا به یک کنار چرا حالا  یکی رو که دوستت داره و برات هر کاری می کنه و می خواد تو رو سالم و سر حال و خوشحال ببینه این قدر خیطش می کنی ؟ چرا این قدر اذیتم می کنی ؟ من چه گناهی کردم ؟
-گناه تو این بوده که از یک آدم عوضی و مردنی مثل من خوشت اومده . ببین اگه دختر خوبی باشی خواب نمات می کنم که اون دنیا چه خبره .البته بعد از مردنم .  آفرین ! که مثلا حساب کار دستت بیاد . آفرین دختر خوب . ببین چقدر هواتو دارم . تا  اون دنیا بهم مرخصی بدن فوری میام به خواب تو .. آخه میگن خواب هم یه نوع مردنه . حالا دارم به این فکر می کنم که چطور میشه  روح یک مرده میاد به خواب آدم به این نتیجه می رسم که در واقع به خواب آدم که نمیاد,  میاد به سراغ روح اون آدم که موقع خواب از بدنش جدا میشه ..
ستاره : اون وقت یا تو رو بر می گردونم به این دنیا یا این که خودم همرات میام و ولت نمی کنم . کور خوندی بخوای از دست من در ری .
-می دونم آخرش کار خودت رو می کنی ..
 -از کجا می دونی فر هوش ..
-از احساساتت .
ستاره : جای شکرش باقیه که احساسات منو درک می کنی ..
 -منم آدمم دیگه ..
ستاره : بر منکرش لعنت .. ببین فر هوش من دارم با زبون خوش ازت اجازه می گیرم که فردا پس فردا نگی چی شده .. نگی به من نگفتی . پای مرگ و زندگی در کاره . حالا اگه خودت دوست نداری زنده بمونی و می خوای یه جورایی غزل خدا حافظی رو بخونی بعدا می شینیم و مفصل در موردش حرف می زنیم الان من یه وظیفه دیگه ای دارم ..
 -حریف تو نمیشم . وای تو جون میدی واسه این که معلم دبیرستان شی . دیگه پسرا غلط کنن دست از پا خطا کنن . فقط ستاره من دلشو ندارم چیزی به فرزانه بگم . تو فقط به خودش میگی .. و بگو که به پدر و مادرم چیزی نگه .. ستاره : تا کی آخه . یه حرفی بزن که با عقل جور در بیاد . اومدیم و خواهرت این جا موندگار شد تا شرایط تو مشخص شه ..
-ببین ستاره من که هر روز نمی خوام پیوند مغز استخوان داشته باشم .
ستاره : درسته ..ولی اونم اگه تحت مراقبت باشه بد نیست ..
 -نه میشه اونو فرستاد بره هر وقت لازمش داشتیم بیاد . بالاخره یه بهانه ای بتراشه واسه بابا مامان .. در ضمن تو هم اونو نترسون ... اصلا شاید خودم بهش زنگ زدم و گفتم بیاد یه سری کارای مالی دارم من چه می دونم یه بهونه ای می تراشم .
 ستاره : آفرین حالا داری میشی بچه خوب . برام مهم نیست چند نفر بدونن که جریان چیه .. برای من این مهمه که تو درمانت رو شروع کنی .
-خیلی دیکتاتوری ستاره . اصلا بهت نمیاد .
ستاره : کجاشو دیدی ! وقتی پای خواسته ام به میون بیاد هیچی جلو دارم نیست ..
 -ولی در یه مورد موفق نمیشی .
ستاره : می دونم منظورت چیه . آره با تو هم عقیده ام .. یه آدمی که یک بار صادقانه عاشق شده باشه و هنوزم عشقشو دوست داشته باشه عاشق یکی دیگه نمیشه .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی