ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 109

امیر یه نگاهی به دور و برش انداخت . بد جوری رفته بود توی کف  فیروزه . وقتی اون باسن بر جسته قمبل شده رو به هواشو دید حسابی وسوسه شده بود که بیفته روش و باهاش حال کنه . می دونست که فیروزه هم از این کار اون لذت می بره ولی نمی دونست که واکنش عرفان چی می تونه باشه . با این که این پسره ننه شو به اندازه  کافی گاییده بودند ولی معلوم نبود چرا حساسیت های الکی نشون میده .
 فیروزه هم در ناحیه کونش و هم در قسمت کسش احساس سوزش  می کرد با این حال یه فانتزی های سکسی هم برای خودش تصور می کرد .. این که یکی دو تا از مردای خونه بیان و با هاش حال کنن ازش لذت ببرن . حتی اونم اگه سیر شده باشه و اشتهای زیادی نداشته باشه ولی از این که بتونه به اونا حال بده کیف کنه  خوشش میومدو لذت می برد از این که می دید با وجود میانسالی بقیه با این اندام اون حال کرده خوششون میاد .  . حس می کرد که ممکنه چشایی باشه که به بدن اون خیره شده اونو زیر نظر داشته باشه . رو این حساب   شکم و وسط بدنشو در همون حالت خوابیده کمی روی زمین حرکت داده به سمت چپ و راست می گردوند تا باسنش هم یه حرکتی کرده باشه ..
 امیر که از ده دوازده متری شاهد صحنه بود به شدت هیجان زده شده دستش رفته بود رو کیرش .. باید زود تر  تصمیمشو می گرفت . اگه یکی از مردای خونه زود تر وسوسه می شد و می رفت سراغ فیروزه اون  وقت سرش بی کلاه می موند و نمی تونست خودشو ببخشه . هرچی دنبال عرفان می گشت نمی تونست اونو پیدا کنه .. خیلی جالب بود هر چند دقیقه یک بار که به جمعیت نگاه می کرد می دید چند تا تغییر در ترکیب آمیزش اونا پیدا شده .. مثلا سلنا که پنج دقیقه پیش داشت با یکی سکس می کرد الان یارشو عوض کرده بود ..
این عرفان کجا می تونه رفته باشه ... یه لحظه متوجه شد که سحر و مادرش ستاره و مادرشوهرش سوسن دارن با یکی ور میرن و قلقلکش میدن . یکی داره با سینه هاش ور میره و یکی هم کیرشو گرفته توی دستش و از این سمت به اون سمت تکون میده . الان بهترین موقعیتی بود که بره به سمت فیروزه ..
 امیر خودشو به یه گوشه ای هم کشیده بود که کمتر توی دید باشه ولی خودش بتونه به خوبی ببینه . چون می دونست که طرفدار زیاد داره واگه یکی بیاد طرفش نمی تونه اونو به خاطر فیروزه رهاش کنه و این از ادب به دوره  .. قد مهاشو تند کرد ..
فیروزه صدای حرکت پاهای مردی رو می شنید .. به هیجان اومده بود .. با این که به اندازه کافی ار گاسم شده بود ولی هر کیر تازه و جدید رو برای خودش یه هیجانی تازه می دونست . دوست داشت سرشو بر گردونه عقب تا ببینه اون کیه . فقط می تونست چند تایی رو که نیستن بدونه .. چون سهیل و سمیر و سپهر رو می دید .. چه خوب می شه اگه امیر باشه .. خودشو برسونه به اون جا .. آخخخخخخ اگه سحر دست از سرش بر داشته باشه .. وای چی میشه! ...
 دستایی رو رو شونه هاش حس کرد .. بعد اون دستا اومد پایین تر روی کمرش قرار گرفت .
 امیر کیرش کاملا شق شده بود . دیگه به این فکر نمی کرد که عرفان چه احساسی می تونه داشته باشه . اصلا مادرش آزاده می تونه زیر هر کیری که دوست داره بخوابه ..  تا همین حالا ش هم به چند نفر حال داده و اونم یکی دیگه .  امیر خیلی دوست نشون بده که زنا واسه حال کردن بیش از هر کس دیگه ای می تونن رو اون حساب کنن . فیروزه دستای اون پسرو روی کونش حس می کرد . دوست داشت اون دستا زود تر کونشو از وسط باز کنه .. امیر دفعه پیش که فیروزه رو توی فروشگاه کرده بود خیلی سرعتی کار کرده و  دوست داشت که خیلی بیشتر از اینا با هاش حال کنه .
 فیروزه انگشت شست امیر رو روی سوراخ  کونش احساس می کرد و در همون حال چهار تا انگشت دیگه دست راست امیر روی کس فیروزه قرار گرفته بود .. فیروزه سرشو بر گردوند عقب .. دیگه اون چند درصد شکی هم که داشت بر طرف شد .  بی اختیار لبخندی گوشه لباش نقش بست . امیر کف دست چپشو هم گذاشت روی کون فیروزه ..
سرعت حرکت انگشتا توی کس و کون فیروزه زیاد شده بود .. زن جیغ زدنو شروع کرده بود ..
امیر : فیروزه جون .. یواش تر تو چقدر حشری هستی ..
فیروزه : بذار من حالمو بکنم . هوسمو نشون بدم ..
امیر : اگه عرفان پاشه بیاد این جا الم شنگه به پا کنه چی ؟!
 فیروزه : گوشاشو می کشم .. اصلا دیگه به کیرش اجازه نمیدم پاشو به این مجالس بذاره . غلط کرده بخواد تو کارای من دخالتی کنه . کاری می کنم که خایه هاش جفت شه .. ولی پسرمه خیلی دوستش دارم . باید بهش احترام بذارم . اما در این مجالسی که جنبه عمومی داره دیگه نباید این قدر پررو بازی در بیاره . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

عالی عالی مرسی دادش

ایرانی گفت...

ممنونم دلفین جان .. دست گلت درد نکنه ... ایرانی